تبليغاتX
بینش رادیکال

بینش رادیکال

فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""

          

ماركس: درباره جامعه سوسياليستي

حدود تاريخي قانون ارزش

 

نويسنده: رومن رازدالسكي

برگردان: ايرج آذرين

 

1-    1-               ماركس‚ درباره تكامل فرديت بشر تحت نظام سرمايه‌داري

قول مشهوري است كه بنيان‌گذاران ماركسيسم هرگونه «تصوير‌پردازي از آينده« را، تا آن‌جا كه به ايجاد سيستم‌هاي سوسياليستي ساخته و پرداخته، ناشي از «اصول ازلي ابدي عدالت» و «قوانين تحول‌ناپذير طبيعت بشري» دلالت داشت، مردود مي‌شمردند. چنين سيستم‌هائي هر چند در آن دوره‌‌هائي كه براي اولين بار مطرح شدند لازم و موجه بودند، اما به مجرد اين‌كه جنبش روبه رشد كارگري در تفسير ماترياليستي تاريخ، توسط ماركس و انگلس ارائه شد، پايه‌اي علمي يافت، به مانعي بر سر راه آن مبدل شدند. اين پايه علمي بر دكترين‌هاي سوسياليست‌هاي تخيلي به مراتب برتري داشت، و بايد مسئله درك از آينده سوسياليستي را به شيوه‌اي از بيخ و بن متفاوت طرح مي‌كرد. سوسياليسم ديگر نه به عنوان يك آرمان صرف، بل‌كه به منزله مرحله‌اي ضروري در تكامل بشريت، اوج واقعي تمامي تاريخ گذشته نطفه‌هاي مشهود اين شكل اجتماعي جديد مي‌توانست در تاريخ و در گرايشات تكاملي آن جستجو و يافت شود. اين البته بدان معنا نيست كه ماركس و انگلس هيچ دركي از سامان اقتصادي و اجتماعي سوسياليسم نداشتند (نظري كه اپورتونيست‌ها اغلب به آن‌ها نسبت مي‌دهند.) ، و يا خيلي ساده مطلب را يك‌سره به نوادگان ما واگذاردند، چنان‌كه گوئي خصلت علمي تئوري‌ها‌يشان اصلاً در همين است. برعكس، چنين مفاهيمي در دستگاه تئوريك ماركس نقشي بارز و برجسته داشتند. بررسي آثار اصلي بنيان‌گذاران ماركسيسم اين ادعا را به طور قانع‌كننده‌اي نشان مي‌دهد. به عنوان نمونه، كاپيتال ماركس را در نظر بگيريد، كه هم در پي بررسي ساختار دروني و قوانين حركت شيوه توليد سرمايه‌داريست و هم در پي ارائه اثبات و ضرورت «تحول  عظيمي» كه بايد امحاي «از خود بيگانگي » بشر يعني چيزي را به همراه آورد كه بشريت از طريق آن «حاكم واقعي و آگاه طبيعت و اجتماع خويش» خواهد شد (انگلس). بدين ترتيب ما در كاپيتال، و  ديگر آثار تداركاتي آن ، مدام به مباحث و اشاراتي بر مي‌خوريم كه سر و كارشان با مسائل يك جامعه سوسياليستي است، مباحث و اشاراتي كه به‌خصوص وجوه اشتراك و افتراق ماركس با تئوري‌هاي سوسياليست‌هاي تخيلي را روشن مي‌كنند.بقیه در ادامه مطلب

قسمت ۱


سکسولوژی


 تروریسم جمهوری اسلامی

بهرام رحمانی 

حکومت جمهوری اسلامی ایران، در انظار و افکار عمومی مردم ایران و جهان به عنوان یک حکومت تروریست، معروف شده است. زیرا این حکومت، غیر از سرکوب مداوم جنبش­های حق­طلب و آزادی­خواه ایران، شکنجه و زندان مخالفین، اعدام دسته­جمعی زندانیان سیاسی، رسما از ترور نیز به عنوان ابزاری برای از میان برداشتن فیزیکی مخالفین خود استفاده می­کند.

تاکنون در کشورهایی چون فرانسه، آلمان، ترکیه و غیره تروریست­های جمهوری اسلامی دستگیر و محاکمه و زندان و یا به عنوان عناصر «نامطلوب» اخراج شده­اند. در بسیاری از کشورها چون سوئد تروریست­های جمهوری اسلامی، بی­سر و صدا اخراج شده­اند تا روابط اقتصادی و سیاسی و دیپلماتیک دو کشور خدشه­دار نشود. اکنون نیز بار دیگر قضات آرژانتینی حکم جلب بین­المللی مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی را صادر کرده­اند..بقیه در ادامه مطلب

 


                  بی طرفی و فرار از سیاست

 

              نویسنده :نیهایت

 

این نوشته نمی تواند جامع و خالی از ضعف باشد اما سعی در این است که طرح سوالاتی در مخاطب ایجاد شود و برای یافتن جواب حساسیتی بوجود آورد.

بی طرفی خود درگیر تعاریف زیادی است در شرایط مشخص، اما نمی تواند حاکی از تفکر عینی در شرایط باشد.

بی طرفی یعنی گریز و فرار از واقعیات اجتماعی و طبقاتی جامعه، یعنی شانه خالی کردن از مبارزه ای جدی در همه اشکال. بدین سان فرار از سیاست می تواند انعکاس نقش مجهول چنین کسانی باشد در مسائل اجتماعی و...

بی طر فان و فراریان از سیاست کمتر از دو طبقه اصلی جامعه تغزیه می شوند و در جریان خود به خودی جنبش در صورت عدم خطر مادی و جانی شرکت می کنند و در بعضی اوقات می توان آنها را در طبقات اصلی جامعه هم دید. اما این کسانها خود در عدم اگاهی از طبقه خود به این طیف پیوند می شود، بی طرف می تواند روشنفکر باشد یا از طبقات محروم.

روشنفکر بدین معنا (قشری هستند که در آن افراد همه طبقات جامعه می تواند شرکت داشته باشند و با کار فکری سرو کار دارند. پزشک و معلم)

در طول حاکمیتهای استبدادی و دیکتاتوری منشانه این قشر زاده می شوند و افکار چنین کسانی نمی تواند اندیشه مبارزه جویانه انسانهای اگاه را درک کند بدین سان سعی در نفی نقش انقلابیون یا کسانی دارند که در حد مطالباتی انسانی در جامعه ای هستند که انسان جایگاه اصلی خود را دارا نیست.بی طرفان به دلیل عدم اعتقاد راسخ ومبارزه جویانه به آزادی و خواستهای هر جامعه افرادی ترسو و غیر مفید هستند. که زندگی (زندگی فلاکت بار) در جامعه را بر مبارزه ای که او را در برابر نیروی سرکوب قرار می دهد ترجیح و اپیدامی چنین اندیشه ای منفی از زندگی می تواند در رشد به آگاهی در جامعه ( چهاچوب ) تاثیرات منفی داشته باشد.منظور از دست یافتن به اگاهی لازم،روند دست یابی به اندیشه ای که در تضاد اندیشه حاکم است تعبیر میشود.بی طرفی و فرار از سیاست در جوامع بورژوازی ،نیروی دائمی خود را از قشر لمپن و بیکار جامعه میگیرد که در تضادی مرگبار مناسبات دو طبقه اصلی جامعه شکل میگیرد و در جریان انقلاب و برابری در همه زمینه ها ،این شبهه طبقه محو و به طبقات محروم  پیوند خواهد خورد.

شکل گیری این نوع موضع گیریها از بی طرفان که ( با دست خالی نمی شود و همه مردم متحد نیستند،چند سال به عمر باقی مانده و در صدد هدر ان نیستیم و برای ملت عجم....؟.و.......)نمیتواند توجیه ،منفعل بودن انها در شرایط مبارزاتی یا انقلابی جامعه باشد و این نوع اندیشه که زندگی شخصی را در برابر تلاش برای تغییر زتدگی قرار می دهد،اندیشه دگم و خالی از تعریف انسانی ازاده است.

ابزارهای سرکوب و بروکرات حکومتها ( اطلاعات.( امریکا . سیاه )  ( اسرائیل . موساد ) و ترکیه . میت ) همیشه در صدد شمارش دادن بی طرفان و فراریان از سیاست بوده اند.برای نمونه  سربازان اسلامیان تندرو، نیروهای کاملا فاشیستی متعصب و بی رحم و جاهل هستند که در صورت خطر سیاسی و اعتراضات، با نام حفظ امنیت ملی به کشت و گشتار روشنفکران دست می زنند مثال مختاری و پوینده ها بدین منظور که نیروهای سرکوب تاثیرات مستقیمی در ازدیاد این قشر تهی از مبارزات اجتماعی دارند و.......

 

اما مارکسیزم به ما می آموزد که برای بررسی نقش و پراتیک انسانها و هر شخص معین باید اوضاع و احوال اجتماعی سیاسی و فرهنگی مقدم بر شرایط حاضر را مبنا قرار داد.

 

کلام آخر دید مارکس نسبت به گذران زندگی و عمر،

 

 زیباترین چیز برای انسان زندگی است،

زندگی فقط یکبار به او داده می شود پس باید آنرا چنان گذراند که سالهای بهدر رفته عمر موجب عذاب دردناک نگردد و در پیشانی داغ رسوایی نزند و تا به هنگام بدرود زندگی بتوانیم بگوییم که همه اوقاتم صرف زیباترین چیزهای جهان صرف مبارزه در راه رهایی بشریت بوده است چون تصادف یا حادثه ای تراژدیک می تواند رشته آنرا بگسلد و ......

 

تحقیق و طوماری با استدلال عینی در این زمینه از توان من خارج است اما نوشته ای است که توان انعکاس واقعیتی از جامعه خودمان را دارا است.

                       

نیهایت...ـ(بینش رادیکال)


کارل مارکس و اندیشه عدالت

( بهرام محیی - دویچه وله )

در بررسی موضوع عدالت، نگاهی گذرا به آرای کارل مارکس (Karl Marx) از متفکران جنبش سوسياليستی سده­ی نوزدهم می­افکنيم. کارل مارکس در آغاز ملهم از فلسفه­ی روشنگری اروپا و انديشه­ی اعتقاد به پيشرفت در آن و بويژه ايده­های راديکال ـ دمکراتيک انقلاب فرانسه بود. وی در مکتب هگل فلسفه آموخت و جزو جناح چپ پيروان او بود. بعدها با حفظ هسته­ی ديالکتيکی فلسفه­ی هگل، از ديدگاهی ماترياليستی به نقد ايده­آليسم آن پرداخت.

در حاليکه هگل تاريخ را تکامل «روح جهانی» می­فهميد، برای مارکس تاريخ، مناسبات توليدی مادی و پيامدهای آن و از همان آغاز تاريخ پيکار طبقاتی است. يکی ديگر از شالوده­ها­ی فلسفی مارکس، ماترياليسم فويرباخ است که تأثيری انکارناپذير بر وی داشته است. اما مارکس به دليل بيگانه بودن آن با عمل و واقعيت اجتماعی، به نقد آن می­پردازد. مارکس از جمله در يازدهمين تز خود درباره­ی فويرباخ تصريح کرده است که: «فيلسوفان صرفا" جهان را گوناگون تفسير کرده­اند، اما موضوع بر سر تغيير آن است». بقیه در ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دفاع از موجودیت اسلام تحت لوای احترام به باورهای مردم٬ به نظر من بی اعتبار و ریاكارانه است۔  در میان مردم باورهای مختلفی هست۔  بنابراین بحث نه بر سر احترام به باورهای مردم بلكه بر سر انتخاب باورهای قابل احترام مردم است۔  هر كس هر چه بگوید به هر حال همه دارند باورهای باب میل خودشان را انتخاب میكنند۔  و لاجرم آنها كه٬ تحت لوای حرمت به باورهای مردم٬ نقد به اسلام را پس میزنند دارند فقط انتخاب معنوی و سیاسی خود را بیان میكنند و بس۔  اسلام را به عنوان یك عقیده قابل احترام برمیگزینند و فقط برای مشروعیت "خلقی" دادن به انتخابشان٬ عقاید خود را در بسته بندی "اعتقادات مردم" عرضه  میكنند۔  من به هیچ فرقه ای٬ به هیج ناحقی٬ حتی اگر همه مردم جهان به آن صحه بگذارند٬ احترام نمیگذارم۔  این را البته حق هر كس میدانم كه به هر چه میخواهد باور داشته باشد۔  اما میان احترام به آزادی عقیده افراد با احترام به عقیده افراد فرق اساسی هست۔  ما بر فراز جهان ننشسته ایم و داور این دنیا نیستیم۔  بازیگران و شركت كنندگان در آن هستیم۔  هر یك گوشه ای از این جدال تاریخی – جهانی هستیم كه٬ به نظر من٬ از آغاز تا به امروز بر سر آزادی و برابری انسانها در جریان بوده است۔  من به خرافاتی كه با آنها در حال جنگم و زجر انسانها را در چنگال آن دیده ام احترام نمیگذارام۔

منصور حکمت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

موقعیت زنان کارگر در ایران!

                                                                                  بهرام رحمانی

ماركس، به درستی می­گفت سرمايه­داری برای آن كه نگذارد كارگران توان مطالبه دستمزدی بالاتر و شرايط كاری بهتر را پيدا كنند از يك ارتش ذخيره كار بهره می­گيرد. هر وقت تقاضا برای نيروی كار آن­قدر زياد بود كه احتمال بالا رفتن دستمزدها را پيش می­آورد كارفرماها به اين ارتش ذخيره روی می­آورند تا كارگران تازه نفسی را وارد بازار كار كنند و در مقابل همه مطالبات كارگران موجود بايستند. کارگران بیکار و زنان و کودکان کار این نیروی دخیره را تشکیل می­دهند. بقیه در ادامه مطلب

 

 

 


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  پنجشنبه 18 آبان1385ساعت 0:19 AM  توسط نیهایت ولدی  | 

 

من به کسانیکه بگونه مقدس هندی مغروق در اندیشه نافش،همیشه در مسایل جنسی مستغرند بی اعتمادم.بنظرم میرسد که ین وفور تئوریهایی جنسی که بخش بیشتری از انها فقط فرضیه و غالباً فرضیهایی کاملاً من در اوردی هستند،از نیاز شخصی ریشه می گیرند

لنین

 


درباره کار مولد و غيرمولد - مقدمه به مقاله کارل مارکس

http://hekmat.public-archive.net/


مقالات متنوع

 

"دموکراسی اسلامی" یک مقوله تازه بصیر زیار

ضرورت رشد قطب سوسیالیستی صلاح مازوجی

گنجی : نمادی که از ما نیست سازمان زنان هشت مارس

قدرت سیاسی در هر جائی قادر به شکستن است آنتونیو نگری  برگردان :  احمد بخرد طبع

50 درصد درآمد جهان دردست  300 خانواده ولفگانگ برگر

سرمایه داری به کجا می رود؟: روزنامه فیگارو : ترجمه ویدا فرهودی

 

NGOئیزه كردن مبارزه! نوشته: آرونداتی روی مترجم: ادنا سپهری

انقلاب مشروطيت ايران: پيکری مجروح، پيامی روشن    سوسن آرام

درباره نقش لابی اسرائیلی در ایالات متحده    نوشته Alain GRESH     برگرفته از لوموند دیپلماتیک

مکزيک دو پاره شده    نوشته Ignacio Ramonet      برگرفته از لوموند دیپلماتیک

مجمع الجزایر سیاهچال های سری سیا  نوشته GIULIETTO CHIESA  برگرفته از لوموند دیپلماتیک

ما گرسنه ایم، گرسنه» - نگاهی به رویدادهای کارگری در اردیبهشت 85 زینت میرهاشمی

 

 آموزش فرانسه !  آسان برای همه آبیدر

چگونه ملتی را به کمک و صدقه محتاج می کنند اميره هس، روزنامه نگار اسرائيلی ترجمهء تراب حق شناس

هزينه اقتصادي جنگ عراق جوزف استيگليتز

خودکشی و خودسوزی زنان نیلوفر آشتی

روابـط دنیـای جـدیـد از نگـاه "نـوام چـامسـكـی"

فقر و نابرابری در اقتصاد جهانی ميشل دي. تيس

کود کی دوران زیبا یی است... هر آنچه در ماست ،از دوران کود کی به همراه آورده ایم.... شیما قره ملک لو

 

از ابتدای سال 85 تاکنون 101 نفر در ایران اعدام شده اند

تصاويری از اعدام

http://web.peykeiran.com/new/iran/iran_news_body.aspx?ID=29267

http://www.almeer.net/pic/?dowot=viewalbum&cat=4

از زندان تا اعدام کودکان:ایران با ۶۶ نفر اعدامی‏، رتبه چهارم را بخود اختصاص داد

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85

Zanan Magazine: پايان پيش فروش يك روسپي كوچك

ـــــــــــــــــــــــــــ

 http://www.kaamshad.com/ فیلتر شکن

ماركس: درباره جامعه سوسياليستي

حدود تاريخي قانون ارزش

 

نويسنده: رومن رازدالسكي

برگردان: ايرج آذرين

1-   1-               ماركس‚ درباره تكامل فرديت بشر تحت نظام سرمايه‌داري

قول مشهوري است كه بنيان‌گذاران ماركسيسم هرگونه «تصوير‌پردازي از آينده« را، تا آن‌جا كه به ايجاد سيستم‌هاي سوسياليستي ساخته و پرداخته، ناشي از «اصول ازلي ابدي عدالت» و «قوانين تحول‌ناپذير طبيعت بشري» دلالت داشت، مردود مي‌شمردند. چنين سيستم‌هائي هر چند در آن دوره‌‌هائي كه براي اولين بار مطرح شدند لازم و موجه بودند، اما به مجرد اين‌كه جنبش روبه رشد كارگري در تفسير ماترياليستي تاريخ، توسط ماركس و انگلس ارائه شد، پايه‌اي علمي يافت، به مانعي بر سر راه آن مبدل شدند. اين پايه علمي بر دكترين‌هاي سوسياليست‌هاي تخيلي به مراتب برتري داشت، و بايد مسئله درك از آينده سوسياليستي را به شيوه‌اي از بيخ و بن متفاوت طرح مي‌كرد. سوسياليسم ديگر نه به عنوان يك آرمان صرف، بل‌كه به منزله مرحله‌اي ضروري در تكامل بشريت، اوج واقعي تمامي تاريخ گذشته نطفه‌هاي مشهود اين شكل اجتماعي جديد مي‌توانست در تاريخ و در گرايشات تكاملي آن جستجو و يافت شود. اين البته بدان معنا نيست كه ماركس و انگلس هيچ دركي از سامان اقتصادي و اجتماعي سوسياليسم نداشتند (نظري كه اپورتونيست‌ها اغلب به آن‌ها نسبت مي‌دهند.) ، و يا خيلي ساده مطلب را يك‌سره به نوادگان ما واگذاردند، چنان‌كه گوئي خصلت علمي تئوري‌ها‌يشان اصلاً در همين است. برعكس، چنين مفاهيمي در دستگاه تئوريك ماركس نقشي بارز و برجسته داشتند. بررسي آثار اصلي بنيان‌گذاران ماركسيسم اين ادعا را به طور قانع‌كننده‌اي نشان مي‌دهد. به عنوان نمونه، كاپيتال ماركس را در نظر بگيريد، كه هم در پي بررسي ساختار دروني و قوانين حركت شيوه توليد سرمايه‌داريست و هم در پي ارائه اثبات و ضرورت «تحول  عظيمي» كه بايد امحاي «از خود بيگانگي » بشر يعني چيزي را به همراه آورد كه بشريت از طريق آن «حاكم واقعي و آگاه طبيعت و اجتماع خويش» خواهد شد (انگلس). بدين ترتيب ما در كاپيتال، و  ديگر آثار تداركاتي آن ، مدام به مباحث و اشاراتي بر مي‌خوريم كه سر و كارشان با مسائل يك جامعه سوسياليستي است، مباحث و اشاراتي كه به‌خصوص وجوه اشتراك و افتراق ماركس با تئوري‌هاي سوسياليست‌هاي تخيلي را روشن مي‌كنند.

اين مباحث ماحصل ضروري متد ديالكتيكي و ماترياليستي ماركس‌اند.  اين متدي است كه

..بقیه در ادامه مطلب


 

خطر فساد در جنبش كارگری ایران

رضا مقدم

 

به نقل از نشریه به پیش شماره 16،سپتامبر ٢٠٠٦- مهر ١٣٨٥

خطر فساد جنبش كارگری در ایران را تهدید می كند. دولت آمریکا قصد دارد تحت عنوان حمایت از جنبش کارگری ایران، این جنبش را فاسد کند تا از این جنبش در خدمت حل و فصل اختلافاتش با رژیم اسلامی استفاده کند و یا در صورت وقوع شرایط تغییر رژیم اسلامی از بروز تحولات اساسی در ایران که فقط از جنبش طبقه کارگر ساخته است جلوگیری کند. همانطور که برای جلوگیری از پیروزی یک انقلاب چپگرا، کمک کرد تا پس از رژیم سلطنتی پهلوی، نیروهای اسلامی در ایران به قدرت برسند. بزرگترین موفقیت دولت آمریکا در این زمینه، فاسد کردن اتحادیه همبستگی لهستان و بکار گیری آن در خدمت سیاستهای امپریالیستی آمریکا علیه اردوگاه شرق بود.

برای تاثیر گذاری بر جنبش های اجتماعی ایران چندین نهاد دولتی و غیر دولتی آمریکا فعال شده اند تا در مجموع راه دخالت و تاثیر گذاری دولت آمریکا را بر اعتراضات علیه رژیم اسلامی هموار کنند. یکی از اینها "مرکز مبارزه غیر خشونت آمیز" (1) است که سابقه دخالت وسیع در اوکرائین و گرجستان را دارد و اهدافش را درباره ایران هم اعلام کرده است. برای تاثیر گذاری بر جنبش کارگری ..بقیه در ادامه مطلب


يازده سپتامبر: جنايت به‌ بشريت!
 بهرام رحمانی


 

زنان تحصيل کرده ایران

 

و وظايف انقلابی

 

سارا قاضی

سپتامبر 2006

در سايت بی بی سی بخش فارسی مقاله ای تحت عنوان "چالش های تحصیلات دانشگاهی زنان در ایران" http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2006/09/060919_oh_women_iran.shtml) ( از روند تغييرات قابل ملاحظه ای در موقعيت اجتماعی و سياسی زنان ایران خبر می دهد که نقد به آن به جا است.

 

اين گزارش که از وضعيت کنونی زنان جوان و تحصيل کرده ايران تهيه شده، به تغييراتی که در موقعيت زن ايرانی در برابر قوانين اسلامی در طول سال های اخير رخ داده اشاره می کند. مثلاً در اين گزارش آمده است که: "در دانشکده فیزیک کاربردی دانشگاه آزاد هفتاد درصد فارغ التحصیلان زن هستند، آماری که می تواند برای بسیاری از دانشگاه ها در غرب سبب مباهات شود." البته در همين گزارش آمده که: "به نظر می رسد یکی از دلایل وجود زنان بسیار در دانشگاه ها آن باشد که مردان جوان بیشتر در فکر پول درآوردن هستند."!! يعنی در واقع تحصيل که زمانی وسيله پول درآوردن بيشتر و آسان تر بود، امروز ديگر جای خود را به انباشتن سرمايه داده است (که البته بحثی به دور از جنبه اين مقاله است، ولی بالاجبار لازم است در ادامه اين بحث اشاره ای به آن شود).

 

اما نگاهی عميق تر به اين حضور زنان در دانشگاه ها، انسان را به بخش های مهم تر و

بقیه در ادامه مطلب


275 میلیون کودک در معرض خشونتهای خانوادگی قرار داردند

بر اساس گزارش صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل (یونیسف) 275 میلیون کودک در سراسر جهان در معرض خشونتهای خانوادگی قرار داردند.

شمار خبرنگاران قربانی جنگ و خشونت در سال 2006 به 102 نفر رسید

گزارش انستیتوی بین المللی امنیت خبرنگاران حاکیست که شمار دست اندرکاران رسانه ای که در سال 2006 میلادی به قتل رسیده اند به 102 نفر رسیده است.

سالانه یک میلیون و 500 هزار کودک بر اثر استفاده از آب غیر بهداشتی جان می بازند

788 نفر در ایران وارد مرحله نهایی بیماری ایدز شده اند

بین 25 تا 40 هزار نفر در کشور برزیل همچنان مانند برده زندگی می کنند

طی 8 ماهه اول سال 2006 میلادی 2100 کارگر در معادن چین جانباخته اند


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  سه شنبه 4 مهر1385ساعت 1:13 AM  توسط نیهایت ولدی  | 

دوستان خوبم.

اینم یک مقاله تئوریک(( برگرفته از نشریه تئوریک بسوی سوسیالیزم شماره ۱)) اگر  خواندن این مقاله از

 

حوصله خارج است با این پاراگراف و  بندهای زیر هم اندیشی کنیم.

 

******

  دفاع از موجودیت اسلام تحت لوای بحث احترام به باورهای مردم ؛ به نظر من بی اعتبار و ریاکارانه است .در میان مردم ؛ باورهای مختلفی هست .بنابراین بحث نه بر سر احترام به باورهای مردم ؛ بلکه برسرانتخاب باورهای قابل احترام مردم است .هر کس هرچه بگوید ؛ به هر حال همه دارند باورهای باب میل خودشان را انتخاب میکنند .ولاجرم آنها که تحت لوای حرمت باورهای مردم ؛ نقد به اسلام را پس میزنند ؛ دارند فقط انتخاب معنوی و سیاسی خود را بیان میکنند و بس .اسلام را بعنوان یک عقیده قابل احترام برمیگزینند و فقط برای مشروعیت " خلقی " دادن به انتحابشان ؛ عقاید خود را در بسته بندی " اعتقادات مردم " عرضه میکنند .من به هیچ فرقه ای ؛ به هیچ ناحقی ؛ حتی اگر همه مردم جهان به آن صحه بگذارند ؛ احترام نمیگذارم .این را البته حق هر کس میدانم که به هر چه میخواهند باور داشته باشند .اما میان احترام به آزادی عقیده افراد با احترام به عقیده افراد فرق اساسی هست .ما به فراز جهان ننشسته ایم و داور این دنیا نیستیم .بازیگران و شرکت کنندگان در آن هستیم .هر یک گوشه ای از این جدال تاریخی - جهانی هستیم که به نظر من از آغاز تا به امروز بر سر آزادی و برابری انسانها در جریان بوده است من به خرافاتی که با آنها در حال جنگم و زجر انسانها را در چنگال آن دیده ام ؛ احترام نمیگذارم

 

 

 جدایی مذهب از دولت:

 

 *لغو اکید "هرگونه امتیازو تبعیض در مشاغل دولتی و حقوق افراد بر حسب مذهب و مقام مذهبی آنان و یا اعتقاد و یا عدم اعتقاد آنان به مذهب.

 

*لغو اکید پرداخت کمکهای مالی و غیر مالی دولتی به فعالیتها و موسسات دولتی، موسسات مذهبی.

 

*لغو اکید مواد درسی و رسم و ائین مذهبی در مدارس و موسسات آموزشی دولتی.

 

* هیچ یک از مذاهب به عنوان مذهب رسمی کشور شناخته نمی شود.

 

* مذهب باید امر خصوصی افراد تلقی شود و کلیه افراد کشور در اختیار کردن هر مذهبی و یا نداشتن هر مذهبی آزاداند.

 

*تساوی کامل حقوق قانونی کلیه افراد کشور صرف نظر از مذهب و مرام و عقیده سیاسی"رفع هر گونه تبعیض و محدویت قانونی افراد بر حسب مرام و عقیده ی سیاسی آنها"

 

**آزدی بی قید و شرط سیاسی، آزادی و تبلیغ آن ،آزادی بیان و مطبوعات، آزدی اجتماعات، تظاهرات، اعتصاب، تحصن، تشکیل سندیکا و هر نوع تشکیل صنفی، تشکیل سیاسی و فراهم آوردن امکان دست رسی عمومی به رسانه های جمعی، نشریات، شبکه های رادیوی ،تلویزیونی لغو هر گونه سانسوری

 

 

 ****************************************

نکاتی مفید و خواندنی در باره

 مذهب و شیوه نقد ان

 

۱_

نکاتی در باره

مساله مذهب و شیوه برخورد به آن

 

 نقد مارکسیستی مذهب

خصلت ضد علمی مذهب

 

سیستم نظری مذهب و جهان بینی مذهبی، یعنی مجموعه آن اصول و احکامی که هر مذهب معین در توضیح جهان – جامعه و طبیعت – بیان داشته و آن قواعد و قوانینی که در مورد راه و رسم و شیوه زندگی فردی و اجتماعی انسانها مقرر کرده است، بر پایه اعتقاد به یک نیروی ماوراء طبیعت و مافوق انسان که آفریننده و حاکم بر جهان و قادر و عالم بر همه چیز و همه کار است، قرار دارد. نیروئی که گر چه در همه جا حاضر و بر همه چیز ناظر است، اما شناخت عقلائی بشر تماما به عدم وجود آن حکم می کند. نیروئی که از حیطه شناخت حسی و تجربی بشر خارج است، اما اراده او بر هر آنچه در این حیطه است سایه افکنده است. نیروی موهومی که عظمت و قدرت او، بهمان اندازه مجهولات انسان است.

باین ترتیب ایدئولوژی مذهبی، درست برخلاف علم، "معلول" را با "مجهول" توضیح می دهد و توهمات انسان در باره................ نویسنده ( ح - ت )


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 11:58 PM  توسط نیهایت ولدی  | 

دين ازديد لنين     

                              

 

مذهب ترياک خلق است. اين سخن حکيمانه مارکس، ستون فقرات کل جهان بينی مارکسیزم را در مورد مساله دين تشکيل می دهد. مارکسيزم، تمام اديان و کليساها و تمام تشکيلات مذهبی را همواره به عنوان ارگان های ارتجاع بورژوازی – که می خواهند از استثمار دفاع کرده و طبقه کارگر را تحقير و منحرف نمايند – تلقی می کند.

فقط مبارزه طبقاتی توده های کارگر – که وسيع ترين اقشار پرولتاريا به طور همه جانبه ای به پراتيک انقلابی و آگاهانه اجتماعی می کشاند – قادر خواهد بود که توده های تحت ستم را واقعا از يوغ مذهب نجات بدهد.

انگلس ايده بظاهر انقلابی دروينگ – مبنی بر ممنوع کردن مذهب در جامعه سو سياليستی را – قاطعانه محکوم می کند. از نظر انگلس چنين اعلان جنگی به مذهب به معنی "از بيسمارک هم بيسما رک تر بودن است". انگلس از........


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  دوشنبه 24 بهمن1384ساعت 2:51 PM  توسط نیهایت ولدی  |