تبليغاتX
بینش رادیکال

بینش رادیکال

فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""

  برای ادای احترام به عشق انسانی دعا و تمام دخترانی که دعا مانند سنگسار شده اند از تمامی وبلاگ نویسان " اسلامگراها» ناسیونالیستها » جمهوری خواهان» لیبرالها » سلطنت طلبها و ....و کسانی که با شیوه اندیشیدن خود گامی در جهت تکرا "تدریجی یا سرعت نور فرقی نداره" فاجعه انسانی "اگاهانه یا نا اگاهانه"به این شیوه و در این سیکل زمانی هستند و منجر میشوند.فورا میخام که هرچه زودتر این وبلاگ را ترک کنند.

                  امیدوارم که این فجایع انسانی منجر به ابدیت فکری و عملی و شخصی شماها بشه

                                                              بینش رادیکال


جنایت مزهبیون یزیدی"سنگسار دعا"

 

 

 

حاکمیت دین در دولت" اولین عامل سنگسار دعا است

یک دختر کرد به نام "دعا" در منطقه "شیخان" شهر بشیقه از توابع استان موصل در غرب اقلیم کردستان، توسط خانواده و اقوامش به طرزی فجیع و ضد انسانی به قتل رسیده است."دعا" یک دختر 17 ساله از یک خانواده کرد یزیدی بوده که در 7 آوریل سال جاری توسط خانواده و بستگانش در ملاء عام به طرزی دلخراش و انزجار برانگیز به قتل رسیده است، صرفا بدین دلیل که گفته میشود قصد داشته است با یک پسر مسلمان ازدواج کند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فرهنگ حاکم جامعه فرهنگ حاکمه جامعه ست

همخوانی ناسیونالیزم و مذهب "سنگسار دعا "

 

کشتن دعا به این شیوه با اتکا به ابزارهای دوران سنگی جز نماد سیکل بربریت و متکی بر قوانیین وحشیگری و سادیسمی مذهبی چه نمادی میتونه داشته باشه ؟ مشاهده تصاویر صدها نفری منتخب یزیدی که همه  قصد سنگسار دعا را با ابزارهای منتسب به دوران تحجر بشریت دارند جز بیگانگی شان با خواستهای انسانی و معقول دنیای امروزی چه چیز دیگری ممکنه باشه؟ انعکاس این جنایت در تلوزیون حکومتی که جز اشاره ناچیز و سراپا توجیهات شرعی و قانونی برای مد روز کردنش باید چگونه درک شود؟و....و صدها سوال روانکاوی از افرادی که دعا را مورد ضرب و شتم و توهین بی حورمتی کرده اند...

بیش از هر چیز دیگری باید به این عجایب در قرن 21 که " دختر یزیدی از لحاظ شرع و عرف یزیدی حق ازدواج را با یک فرد مسلمان ندارد" توجه کرد که تعمق در این واپسگرایی یزیدیان توان قسمی از جواب مورد نظر به این سوال است که یزدیان و در واقع مزهبیون منشعب از یگانه برستی چگونه زن رو در مکاتب و سنتهای عشیرتی خود نقش داده اند.

از روزی که نادانستنیهای طبیعت بر انسانهای اولیه مسلط شد و در روند رو به پیش تاریخی و همچنان تا سیکل امروزی همواره جمعی از انسانها بنا به شرایط زیستی وجغرافیایی قربانی توهمات و طبیعت سوال برانگیز بوده اند و دید ایدالیستی نگرش به جهان و عزم و جزم را برای قبول تسلط روح بر ماده تا مدرنیته امروزی در اشکال متفاوت خودش را در تز و تئوریهای یافته که برای "سنگسار دعا "باید یزیدیانی متولد می کرد  که از فونکسیون و بیتابی با تحولات رادیکال بشری از پیشتر معلوم بود که  این عشیره مرتبط  به سیکل حاکمیت زندگی در عصر خود نیستند و این وظیفه انسانهای اومانیست و پیشرو رادیکال است که این ترش خوابیدگان تاریخ را به عصر "اکسپایر شده" خود پرتاب کنند.اما انگاری در عراق برادران یگانه خواهی" خدا پرستی " تفاهم را بیشتر از تفاوت احساس میکنند.

بدانیم و بیاموزیم که تاریخ مکاتب بان اسلامیست این شکل توحش را در جغرافیای حاکمیت خود در حد لازم پراکتیزه کرده تا تبسمی چند بر لبان مکملهای زهنی خود ناسیونالیتها و مکاتب امثالهم به هدیه اهدا کرده باشد. ناسیونالیستهای کٌرد درعراق و همجوار از بیان اینکه یزیدیان کردهای اصیل هستند ابای نداشتند و رسانه های حکومتی کٌردی در عراق توجیهات لازم رو پیشتر از سنگسار دعا به مٌریدان  خود تذکر داده اند.

 حس برتری جویانه ملت اصیل و ملت بهتر به شیوه ساده و عادی ناسیونالیزم را تفهیم میکند و ناسیونالیستهای محجبه در پوشش سکولاریزم در هماهنگی فکری و همسویی ایدالیستی که با یزیدیان دارند دعا را به جرم ناهمخوانی سنگسار کردند. عشق و نیت باک برای دوست داشتن در نزد دعا در نقد و به اعتراض به این اصول ناسیونال مذهبی یزیدیان است که ازدواج و عشق و دوست داشتن را به اصول گرایی و ملی گرایی کٌردی میکشانند که هر ناسیونالیستی میتواند در برابر ملت دیگری " عرب " داشته باشد. خاصیت ناسیونالیزم در تمام انعکاس نمادینش بیشتر از جدا سازی در زبان و سنت و پوشش محلی چیز دیگری نبوده و نمیتواند باشد و جواب به این سوال که ایا همخوانی و پوپولیزم در برنامه ناسیونالیستها در مقابل اندیشه برده گرایانه دینی و ایین عشیرتی همیشه انعطاف پزیر و کمکی در ساخت بافت اقتصادی و اجتماعی بوده ؟جوابش در عدم تعجیلی متعجبانه مثبت است. چونکه استراتژیی احزاب و عشیره های ناسیونالیستی در تاریخ حاکمیت و سیکل امروزی خودش همگرایی  قدم به قدم با افکار مسلط پیشینی بوده که مردم در سًیر پیشروی خود میخاسته با مبارزه خودبخودی متغییرش  کند و به این که ناسیونالیزم نتوانسته پاسخ و بدیل نظامهای اعتراضی مردم باشد و همیشه در صدد وابسگرای بوده به درستی اشاره دارد.بس ناسیونالیزم برای تغییر پوشش میتواند انقلابی"البته با عجایبات " باشد نه برای پس زدن افکار و فونکیسونهای نامرتبط امروزی........

 

روانکاوی براتیک بیش از صدها نفر با توان و جٌراًت خالص برگرفته  عشیرتی و دیوانه وار مذهبی در عصر جهانی شدن با کدامین سلاح برای حل و فصل بی جواب میگردد؟؟؟؟ در سیستمی مبتنی بر مذهب شیعه و سنی  وتسلط ایدئولوژی اسلام و معیارهای ساخت استبداد زهنی در  حاکمیت جمهوری جهل اسلامی"کشتار دسته جمعی کمونیستها و انسانهای ازادیخواه" و افغانستان"طالبان"و عراق"شیعه و سنی"  با کدامین دانش باید تحقیق و جستجو شود؟؟؟؟

سنگسار و ازادیهای فردی و اجتماعی و.....همه زیر علامت سوال؟؟/؟/

برای شناخت ماهیت دیکتاتوری اسلامیستی و روانکاوی در چگونگی رخ دادن سنگسار و..ایا باید از روی قانون اساسی؟سیاست خارجی/؟یا بلاکاردهای شناخت که خود مدعی هستند یا نه؟ در مارکسیزم جوابش اینست که نه تنها میتوان که احزاب.شخصیت و مکاتب را از روی انچه که میگویند شناخت بلکه همچنان از روی انچه هم که پراتیک می کنند هم باز میتوان شناخت. پس لفظ دماگوژی اسلامیستها را به استناد به تاریخ بٌر جنایت و خونینشان باید شناخت.

روانکاوی در جوامع اینچنینی و گرفتن جواب در این جنگلی که حاکمانش از سنگسار دعا تبسم بر لبان دارند باید چگونه طی شود و جواب بگیرد....

_____________________

ابتدای قسمت دوم

 

تصویر تراژدیک سنگسار دعا ی 17 ساله یک بار دیگر خواست و مطالبه فوری "جدای دین از دولت"را این بار ضروری تر مطرح میکند.

 

جدای دین از دولت یا از سیاست

دین به علت ماهیت طبقاتی و ابزاری برای بردگی که بدست سرمایه داران  وحکومتهای ایینی و عقبگردانهای سًیر پیشروی تاریخ بوده است. دین یک بار دیگر اینبار با نمایش خونین جنایتی دیگر مدعی شد که ناسیونالیزم و دین مکمل بردگی ملی و زهنیست. در این جوً ماتمین فضای سرشار از خود بیگانگی انسان سران دماگوژ و اپورتونیست مذهبی و سرمایه داران وابسته ناسیونالیست سعی در خاک پاشیدن بر حقایقی دارند که به زعم رسانه های مجاز حکومتی تا حدی سر بر بالین پیروزی را در سر می پرورانند................. .

بقیه در قسمت دوم

 

 

+ تهیه شده در  چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 1:33 AM  توسط نیهایت ولدی  | 

                 صحفه ‌ویژه ۸ مارس روز جهانی زن

آزادى زنـــــــان، معيـــــار آزادى جامعــــه  

اســــــت

دوستان سلام
این وبلاگ همچنان ادامه کاری دارد:جدیدا تصمیم گرفتم که وبلاگی در جهت شفافیت نظری خودم و دست به قلم بردن در باب مسائل ریزو درشت اجتماعی سیاسی و...بزنم که امید دارم شما دوستان گرامی من را در این مورد با همنظری و انتقاد همراهی کنید
نیهایت 
وبلاگ اخگر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

بمناسبت 8 مارس روز جهانی زن

 امسال نیز در شرایطی به استقبال 8 مارس روز جهانی زن می رویم که حاکمیت سرمایه درآمیخته با قوانین و شرع اسلامی همچنان با بکار گرفتن کلیه ارگانهای سرکوب و در خدمت گرفتن نهادهای آموزشی و مذهبی و رسانه های اجیر و با اتکا به فرهنگ مردسالارانه، موقعیت فرودست زنان و تحقیر هر لحظه آنان را چنان در جامعه نهادینه کرده است که ایران به یکی از برجسته ترین نمادهای  بیحقوقی و موقعیت بردگی آور زنان در جهان تبدیل شده است.

زنان در ایران مانند همنوعان خود در سایر نقاط جهان، تنها قربانی حاکمیت مناسبات ظالمانه نظام سرمایه داری نیستند بلکه خصلت مذهبی حاکمیت سیاسی ستمگری بر زنان را تشدید کرده و ابعاد گسترده تری به آن داده است..........بقیه در ادامه مطلب

آدرس امیل تماس با حزب کمونیست ایران: cpi@cpiran.org 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مسئله زن: بحثهاي تئوريك انگلس

..........................تقسيم كار در خانواده، شكل توزيع ثروت را ميان مرد و زن تعيين كرده بود. اين تقسيم كار تغيير نكرده بود و با اين همه روابط خانگي پيشين را واژگون كرد، فقط باين علت كه تقسيم كار در خارج از خانواده تغيير پذيرفته بود. همان علتي كه قبلا موجب برتري زن در خانواده مي شد، يعني محدود بودن زن بكارهاي خانگي، اينك برتري مرد را درخانه تثبيت مي كرد. كار خانگي زن در مقايسه با كار مرد در كسب نان اهميت خود را از دست داد. كار مرد همه چيز بود و كار زن "جزئي" ناچيز را تشكيل مي داد. در اينجا مي بينيم كه رهائي زنان و برابري آنها با مردان تا آنزمان كه مردان از كار توليدي اجتماعي بركنار و به كارخانه كه امري خصوصي است، محدودند امكان ناپذير است و امكان ناپذير خواهد بود. رهائي زنان تنها هنگامي ممكن مي گردد كه زنان بتوانند در توليد به مقياس وسيع و اجتماعي شركت كنند و وظايف و امور خانه ميزان ناچيزي از وقت آنها را بخود مشغول كند.

بقیه در ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رهبران پرولتاريا در باره

               مسئله زن و رهائي زن

 

ظهور اولين اختلاف طبقاتي در تاريخ  مصادف است با شکل گيري تخاصم ميان مرد و زن در ازدواج تک همسري؛ و اولين ستمگري طبقاتي مصادف است با ستم مرد بر زن (انگلس)

 

ما بايد ديدگاه برده دارانه را، هم از حزب و هم از ميان توده ها ريشه كن كنيم. اين يكي از وظايف سياسي ماست (لنين)

*****

مارکس و انگلس

مارکس در نامه اي به کوگلمان در 12 دسامبر 1868 مي نويسد: « هر کسي دوکلام در باره تاريخ بداند مي فهمد که تغييرات اجتماعي بزرگ بدون جوش و خروش زنان ناممکن است.»

انگلس د رمقدمه اي بر اولين چاپ کتاب " منشا

خانواده، مالکيت خصوصي و دولت" مي نويسد،  در تحليل نهائي توليد و بازتوليد نيازهاي مادي انسان ها، عامل تعيين کننده در تاريخ بشر است. اين توليد داراي خصلت دوگانه است. از يک سو، توليد وسيله معيشت، فرآورده هاي غذائي و پوشاکي و سرپناه و ابزار ضروري براي اين توليد. از سوي ديگر، توليد نوع بشر و تکثير نسل. مختصات سازمان اجتماعي مردم در اين يا آن مقطع تاريخي توسط هر دوي اينها تعيين مي شود: توسط سطح تکامل کار از يک سو و خانواده از سوي ديگر.»

انگلس مي گويد تضادهاي طبقاتي و اجتماعي جامعه، در مناسبات ميان مرد و زن در سلول خانواده منعکس مي شود:

   « ظهور اولين اختلاف طبقاتي در تاريخ مصادف است با شکل گيري تخاصم ميان مرد و زن در ازدواج تک همسري؛ و اولين ستمگري طبقاتي مصادف است با ستم مرد بر زن. هر چند ظهور تک همسري به لحاظ تاريخي يک گام به پيش بود؛ اما همانند برده داري و ثروت خصوصي و همراه با آنها، عصري را در تاريخ بشر مي گشايد که هر يک گام به پيش آن بطور نسبي يک گام به عقب نيز هست زيرا  نيک بختي و پيشرفت براي برخي به بهاي فلاکت و استيصال ديگران کسب مي شود. ازدواج تک همسري شکل سلول وار جامعه متمدن است که ماهيت تقابلها و تضادهائي را که بطور تمام و کمال در سطح آن جامعه فعالند مي توان در درون آن بررسي کرد.  » (انگلس، 1884 – منشا خانواده، مالکيت خصوصي و دولت)

   انگلس موقعيت طبقاتي زن خانه دار را بصورت کارگر مقيد (سرف) تحليل مي کند و مي نويسد:

   « در جامعه کموني باستاني وظيفه اي که به زنان بعنوان مديريت خانوار (خانواري که از زوجهاي متعدد و فرزندان آنان تشکيل مي شد) داده مي شد به همان اندازه وظيفه مردان در تهيه آذوقه، خصلت يک صنعت همگاني و اجتماعا ضروري را داشت. با ظهور خانواده پاتريارکال (پدر سالار) و حتا پيشتر از آن با ظهور خانواده تک همسري، تغييري رخ داد. مديريت خانوار خصلت همگاني خود را از دست داد. ديگر ربطي به جامعه نداشت. بلکه  تبديل به يک خدمت خصوصي شد؛ زن سرخدمتکار شد........خانواده مدرن بر شالوده بردگي خانگي آشکار يا پنهان زن بنا شده است واين خانواده ها سلولهاي جامعه مدرن را تشکيل مي دهند.» (انگلس – منشا خانواده، مالکيت خصوصي و دولت)

 

لنين

لنين در افشاي جامعه سرمايه داري در مورد مسئله زنان مي گويد: « آموزش، فرهنگ، تمدن، آزادي! در تمام کشورهاي سرمايه داري و جمهوري هاي بورژوائي اين ادعاهاي گنده همراه است با قوانيني که بطرز حيرت انگيزي  کثيف، بطرز مشمئز کننده اي پست، بطرز حيواني خشن، که  زنان را درازدواج و طلاق نابرابر مي کنند، بچه اي را که خارج از عقد ازدواج بدنيا آمده  "غير قانوني" و  نابرابر اعلام مي کنند، به مردان امتياز داده و زنان را پست شمرده و تحقير مي کنند ...

   مرگ بر اين دروغ! مرگ بر دروغگويان که در حال وجود جنس ستمديده اي، در حال وجود  طبقات تحت ستم، در حال وجود مالکيت خصوصي بر سرمايه و سهام و وجود کساني که در حال ترکيدنند  و از غلات اضافه براي برده کردن گرسنگان استفاده مي کنند، صحبت از آزادي و برابري براي همه مي کنند. مرگ بر اين دروغگويان! بيائيد بجاي برابري براي همه، بگوئيم پيش به سوي مبارزه عليه ستمگران و استثمارگران، پيش به سوي محو امکان استثمار و ستم. اين است شعار ما! (لنين، "قدرت شوراها و موقعيت زنان" کليات آثار 30)

 پس از پيروزي انقلاب در روسيه و استقرار دولت پرولتاريا، لنين در مورد موقعيت جديد زنان گفت:

« هر جا که زمين دارها و سرمايه داران يا تجار موجود نيستند و در هر جا که حکومت مردم زحمتکش در حال ساختن يک زندگي نوين بدون اين استثمارگران است، در آنجا زن و مرد از نظر قانوني برابرند. اما برابري در برابر قانون لزوما برابري در عمل نيست. ما ميخواهيم که زن زحمتکش با مرد زحمتکش نه فقط در برابر قانون بلکه در واقعيت روز  برابر باشد. براي اينکه چنين شود زنان زحمتکش بايد نقش فزاينده اي در اداره بنگاه هائي که سوسياليستي شده اند و اداره امور دولت بر عهده بگيرند. ... تا زماني که زنان کاملا آزاد نشده اند، پرولتاريا نمي تواند به رهائي کامل دست يابد.» (لنين، "به زنان زحمتکش" – کليات آثار لنين جلد 30، سال 1920)

يکی از رهبران کمون پاريس- 1871

   لنين در مصاحبه اي با کلارا زتکين (پس از انقلاب روسيه)  به شمردن کمبودهاي حزب در زمينه فعاليت در ميان زنان پرداخته و مي گويد: « بخشهاي سراسري (دولت) ما هنوز فاقد درك درست از اين مسئله هستند. آنها در زمينه ايجاد يك جنبش توده اي از زنان زحمتكش تحت رهبري كمونيستي به برخورد منفعل و صبر و انتظار عادت كرده اند. آنها درك نمي كنند كه رشد و رهبري يك چنين جنبش توده اي بخشي مهم از فعاليت حزب است؛ نيمي از كل فعاليتهاي حزب است. اينكه آنها گاهي ضرورت و ارزش يك جنبش كمونيستي هدفمند، قوي و وسيع را برسميت مي شناسند، بيشتر جنبه تعارفهاي افلاطوني دارد تا يك دلمشغولي و وظيفه حزبي ... آنان تهييج و تبليغ در ميان زنان و وظيفه به ميدان كشيدن انقلابي نمودن آنان را  به عنوان كاري نه چندان مهم، و به عنوان وظيفه اي فقط براي زنان كمونيست تلقي مي كنند. و اگر اين كار سريعتر و نيرومندتر پيش نمي رود، فقط زنان كمونيست را مستحق سرزنش مي دانند. اين غلط است، اساسا غلط! ... متاسفانه هنوز در توصيف بسياري از رفقايمان مي توان گفت كه، كمونيست را خراش بده تا يك عامي ظاهر شود.  براي اطمينان بايد نقطه حساس، مانند طرز فكر آنان درباره زنان خراش را دهيم  ...  من از زندگي كارگران با خبرم، اين شناخت فقط از روي كتابها نيست؛ فعاليت كمونيستي ما در ميان توده زنان، و كار سياسي ما بطور كلي، تربيت مردان را نيز به ميزان قابل توجهي ايجاب مي كند. ما بايد ديدگاه برده دارانه را، هم از حزب و هم از ميان توده ها ريشه كن كنيم. اين يكي از وظايف سياسي ماست، اين وظيفه همانقدر عاجل و ضروري است كه تشكيل نهادي از رفقاي زن و مرد كه از نظر تئوريك و عملي به خوبي تربيت شده باشند و كار حزبي را در ميان زنان كارگر به پيش برند.

« همچنين ضرورت عملي، مارا وادار به يافتن راههاي تازه آزاد كردن توده زنان مي كند. منظورم همبستگي رفيقانه كمونيستي است و نه همبستگي بورژوازيي كه رفرميستها موعظه مي كنند؛ رفرميستهايي كه شور انقلابي خود را همانند بوي سركه ارزان از دست داده اند. همبستگي انقلابي بايد با ابتكارات فردي همراه باشد؛ تا اين ابتكارات به فعاليت جمعي تبديل شده با آن تركيب شود.» (لنين – نقل شده در "خاطرات من با لنين" نوشته کلارا زتکين - 

                          ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                                                              سوال و جواب" ۱ "

 

ريشه هاي تاريخي-اجتماعي مسئله زن در كجاست؟ تاريخ تكامل اجتماعي چگونه اين مسئله را ثبت كرده است؟

 

ج: درتقسيم كار اجتماعي بطور كلي، بدليل عملكرد بيولوژيكي (كه آنزمان علم قادر نبود بر آن غلبه كند)، زنان كساني بودند كه در خانه مي ماندند. زيرا بهر حال اين زنان بودند كه بچه دار ميشدند. تقسيم كار اوليه در جامعه ابتدائي يعني جامعه كنوني قبل از برده داري بوجود آمد. اين تقسيم كار اوليه بدين صورت بود كه مرد براي كسب معاش بيرون ميرفت، و زن در خانه مي ماند و از آتش، بچه ها و.. نگاهداري ميكرد. اين تقسيم كار با ظهور مالكيت خصوصي از تقسيم كار صرف به انقياد زن تبديل شد و از آن زمان تا كنون در تمام جوامع طبقاتي، زن به موقعيت پست و تحت سلطه رانده شده است. با ظهور مالكيت خصوصي، تمام ثروت، گاو و گوسفند، برده ها، زمين و خانواده به مرد كه چه خودش بطور مستقيم در توليد درگير بود، چه از طريق برده هايش به ثروت خويش مي افزود، تعلق گرفت. و در تمام اشكال مختلف جامعه طبقاتي (از برده داري گرفته تا سرمايه داري) اين تقسيم كار بمعناي نگاه داشتن زنان در موقعيت پست، تحقير شده و تحت سلطه بوده است. زنان ملزم بوده اند كه مسئول بزرگ كردن بچه ها ونگاه داري از خانواده باشند، و بدين ترتيب توسط كار فردي، خرد كننده و احمقانه خانه خرد شوند و بيشتر و بيشتر به موضع تحقير شده و فرودست در جامعه رانده شوند. كار روزمره خانه نه تنها زن را فرسوده ميكند بلكه او را تنگ نظر و فردگرا بار مي آورد. ميليونها زن در سراسر جهان بطور روزمره در حال انجام كاري يكسان هستند و اين عظيمترين خط توليد خسته كننده و فرساينده جهان است كه طبقات دارا به مردم ستمديده تحميل ميكنند. در جامعه سوسیالیستی این خط توليد بايد برچيده شود.

 باظهورسرمايه داري، زنان در شمار گسترده و عظيم وارد توليد اجتماعي شدند. ليكن در اين نظام نيز آنان (زنان طبقات دارا به كنار) در عين حال كه خارج از خانه كارميكنند، بايد مركز توجهشان خانواده و فرزندانشان باشد.

 اما ستم بر زن كه در تاريخ با ظهور مالكيت خصوصي بمنصه ظهور رسيد، خود عامل قدرتمندي است كه بر سپري شدن اجتناب ناپذير مالكيت خصوصي اشاره ميكند و نشانه ايست بر ناگزير بودن عصرنوين، عصر كمونيستي، عصر جامعه عاري از طبقات و تمايزات طبقاتي. عصر بورژوائي پشت سر گذاشته خواهد شد و ستم بر زن نيز بمثابه يكي از مظاهر اين عصر با انقلاب جهاني كاملا از ميان خواهد رفت. اين واقعيت كه انقلاب پرولتري بالکل با هر انقلاب ديگري تفاوت دارد، و نيز اين واقعيت كه ستم بر زن و جامعه طبقاتي عميقا به يك ديگر گره خورده اند، كاملا به يك ديگر مرتبطند: انقلاب پرولتري خواهان برقراري شكل جديدي از استثمار و ستم طبقاتي و تخفيف برخي دردها نيست، بلكه درپي محو هر نوع ستم واستثماراست. همانطوركه جامعه طبقاتي و تمايزات طبقاتي در ستم بر زن منعكس ميشود، خلاص شدن از اين تمايزات نيز با رهائي زن از چنگال ستم عميقا بهم وابسته است. نه بدان معنا كه كل اين مقوله عام در مسئله خاص زنان منعكس ميشود، بلكه صحبت برسرحضورعام درخاص است. اينكه ستم بر زنان بخش لاينفكي از جامعه طبقاتي و ستم طبقاتي است باعث ميشود كه بواسطه ستم، تحقير و سركوب مداوم، زنان تمايل و انگيزه نيرومندي براي خلاص شدن از شر اين شرايط اجتماعي در خود داشته باشند. نفع زنان درآنست كه ساختار طبقاتي اين ستم را بطور علمي درك كنند، چنين دركي را بكار بندند، و راه ضروري خلاص شدن از اين ستم را در پيش گيرند. بنابراين، وقتي زنان به آگاهي دست مي يابند و ريشه هاي ستم و تحقير و سركوب وارد بر خود را درك ميكنند، بدنبال راه خروج از اين اوضاع ميگردند؛اوضاعي كه ديگر برايشان قابل تحمل نيست. آنها درپي راه حل انقلابي، پيگير و ريشه اي هستند. آنها راه دگرگون كردن كل جامعه و جهان را جستجو ميكنند. اينچنين است كه درك ريشه هاي اصلي ستم، جنگجوياني اصيل و پيگير و رزمندگاني براي انقلاب اجتماعي از ميان زنان آگاه پديد مي آورد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خشونت کلامی علیه زنان کارگر

پریسا کاکایی

وقتی صحبت از زنان کارگر به میان می آید، بیشتر، بحث‌هایی چون تفاوت میزان کار و دستمزد زنان کارگر نسبت به مردان به ذهن خطور می‌کند و خشونتی که گاه مانند خشونت‌های خانوادگی در پشت درهای بسته اتفاق می افتد و نه هیچ ناظری شاهد آن است و نه هیچ دادگاهی دادرسش، از نظرها پنهان مي‌ماند.
در حال حاضر یکی از مشکلات جامعه جهانی، خشونت در محیط کار است. سازمان بین المللی کار، طی تحقیقاتی صاحبان برخی از مشاغل از جمله رانندگان تاکسی، کادر بیمارستانی، معلمان، مددکاران، صندوق
دارن بانک و یا مغازه‌ها، افرادی که در کشورهایی غیر از کشور خود کار می کنند، افرادی که به تنهایی کار می کنند و به خصوص ساعت کارشان شب است را بیشتر در معرض خطر خشونت دانسته و تاكيد كرده كه در این میان خشونت، زنان را بیشتر تهدید می‌کند. هم چنین یافته‌های این سازمان حاکی از این واقعیت است که خشونت روانی یکی از جدی ترین انواع رایج خشونت در محیط کار است. كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com

بقیه در ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سازمان هاى زنان در جنبش کارگری

ترجمه از دائره المعارف تاريخ زنان، نوشته هريِت كلی هيلز [١] چاپ ١٩٩٢

برگردان: سهراب

زنان طبقه کارگر در کشورهاى صنعتی تقريبا هم زمان با مردان طبقه کارگر، شروع به سازماندهی خودشان کردند، اگر چه در مقياسی کوچک تر. همانند سازمان هاى مردان، سازمان هاى زنان هم بعد از انقلاب روسيه گرفتار انشعاب و چند دستگی شدند. از آن موقع تا حال اين سازمان ها بين بلوک هاى مختلف قدرت در دنيا تقسيم شده اند.

از همان اول کار يک مساله احزاب سوسياليستی اين بود که آيا بايد قبول کرد که زنان خودشان را در تشکل های ويژه سازمان بدهند يا نه. بيشترين مقاومت از جانب سازمان هاى صنفی صورت مىگرفت، كه زنان را بسرعت در اتحاديه های تحت تسلط مردان سرِ جايشان مىنشاندند. انجمن هاى زنان وابسته به احزاب سياسی را مىپذيرفتند، اما در کل سازمان يا اتحاديه خاص زنان، قابل قبول نبود. اين ترديد در سوئد هم بسيار زياد بود. اما بالاخره در سال ١٩٢٠ اتحاديه زنان سوسيال دمکرات سوئد تاسيس شد. در فنلاند و ايسلند هم اتحاديه های زنان وابسته به احزاب سوسيال دمکرات به وجود آمدند. در نروژ و دانمارک کمی وضع فرق داشت. در نروژ، حزب کارگر در سال ١٩٢٣ يک سکرتاريای زنان تشکيل داد و در دانمارک سوسيال دمکرات ها مسائل مربوط به زنان را به عهده يک دفتر مخصوص به نام دفتر برابری گذاشتند.
منبع كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com

 بقیه در ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                               "مقالات روز جهانی زن"
                  
                    برای خواندن از فیلتر شکن استفاده کنید
پیش بسوی افقی نو !   کمیتهً اجرایی اتحاد سوسیالیستی کارگری
اسفند ١٣٨٤
-مارس ٢٠٠٦
 کمیتهً اجرایی اتحاد سوسیالیستی کارگری اسفند ١٣٨٣-مارس ٢٠٠٥
 کمیتهً اجرایی اتحاد سوسیالیستی کارگری مارس ٢٠٠٤
روز زن در کاراکاس   ترجمهً: نیما چراغی
فوریه ٢٠٠٧ - بهمن ١٣٨٥
مینا فرخنده ژانویه ٢٠٠٧- بهمن ١٣٨٥
زن کًشی   سودابه مهاجر ژانویه ٢٠٠٧- بهمن ١٣٨٥
سودابه مهاجر ژانویه ٢٠٠٧- بهمن ١٣٨٥
نیلوفر آشتی ژانویه ٢٠٠٧- بهمن ١٣٨٥
 افغانستانی درباره موقعیت زنان افغانستان    ژانویه ٢٠٠٧- بهمن ١٣٨٥
سازمان سوسياليستهای کارگری افغانستان ژانویه ٢٠٠٧- بهمن١٣٨٥
 گرامی باد!   سازمان سوسياليستهای کارگری افغانستان
ژانویه ٢٠٠٧- بهمن ١٣٨٥
نشر کارگری سوسیالیستی- باز نویس: یاشار آذری ژانویه ٢٠٠٧- بهمن ١٣٨٥
                  قطنامه در مورد نقش زنان کارکن   
 ارایه داده شده از سوی کولنتای ژانویه ٢٠٠٧- بهمن ١٣٨٥
                             لنین و مساٌلهً زنان 
نشر کارگری سوسیالیستی- باز نویس: یاشار آذری ژانویه٢٠٠٧- بهمن ١٣٨٥ 
                  حق رای زنان و مبارزهً طبقاتی  
 نشر کارگری سوسیالیستی- باز نویس: یاشار آذری ژانویه
٢٠٠٧- بهمن ١٣٨٥
                                  روز زن   
کولنتای- برگردان: صبا راهی ژانویه ٢٠٠٧- بهمن ١٣٨٥
                              موقعیت زن ایرانی  
سلطانزاده ژانویه ٢٠٠٧- بهمن  ١٣٨٥
-کمونیستهای انقلابی -ژانویه ٢٠٠٧

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

ستم بر زن در اديان ديگر

..........................بدين ترتيب مشاهده ميشود كه هيچيك از اديان بزرگ در رابطه با زن، داراي هيچ نقطه نظر ترقيخواهانه نيست. آنچه هست ارتجاع محض است؛ و در واقع آنچه تفاوت حقوق مدني زنان را در دوره اخير در جوامع مختلف ايجاب مي كند، پاره اي تفاوت ها در نحوه تكامل تاريخي و سابقه جنبش هاي سياسي – اجتماعي در اين كشورهاست و نيز نيازهاي سرمايه مالي جهاني در انطباق با شرايط خاص آن جوامع، و نه چيز ديگر     

 بقیه در ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

 تبعیض علیه زنان‏

                                                                   رزا جوان
هم چون سایر جوامع سرمایه داری عقب مانده، در ایران نیز زنان همواره از محرومترین شهروندان بوده ‏اند. ستم جنسی وارد بر آنان اگرچه با ابزار سنتها و فرهنگهای تبعیض گرا صورت می گیرد اما ریشه ی ‏اصلی آن را باید در نظامی دنبال کرد که طبقاتی است و دولت در آن نقشی جز بازوی فشار سرمایه بر ‏نیروهای مولد ندارد. این نظام به شدت حافظ وضع موجود و مروج سنتهایی است که تنها به منظور ارتقای ‏سود سرمایه، بر بی منطق ترین عقاید غیر انسانی که چون علف هرزه ای در زندگی طبقات تحت ستم ریشه ‏می دوانند و به فلج گشتن و به هدررفتن استعدادها و تواناییهای نیمی از جامعه منجرمی شوند، پافشاری می ‏کنند.‏
آن چنان که فرد ستم دیده، خود عامل بقای ستم می شود ودختران در دامان مادر سر فرود آوردن در برابر ‏بی عدالتی را می آموزند. ‏

زن ایرانی وادار می شود به بیگاری در خانه چراکه سنتها اولین وظیفه ی او را چیزی جز"خانه داری" ‏نمی دانند. به این ترتیب اسیر روزمرگی، تمام زندگی اش در چهارچوب تنگ خانه ی شوهر به بیهودگی می ‏گذرد. نتیجه ی مهم خانه داری، عدم استقلال مالی است که خود بزرگترین عامل تحمل ستم جنسی می شود.

 بقیه در ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ودكا، كليسا و سينما

لئون تروتسکی
برگردان: امين قضايی

دو واقعيت بزرگ نقش جديدي بر زندگي طبقه كارگر حك نموده است. اولي ظهور هشت ساعت كار در روز؛ دومي، ممنوعيت فروش ودكا. نابودي انحصار ودكا، كه جنگ مسبب آن بود، انقلاب را به جلو انداخت. جنگ خواستار چنان ابزار عظيمي بود كه تزاريسم را قادر نمود عايدي از مشروبات را ناچيز بپندارد، يك ميليارد روبل كمتر يا بيشتر تفاوت زيادي نمي كرد. انقلاب نابودي انحصار ودكا را به عنوان يك واقعيت به ميراث برد، آن را به عنوان يك واقعيت پذيرفت، اما با ملاحظه يك اصل. تنها با پيروزي قدرت طبقه كارگر كه مولدين آگاه نظام اقتصادي نوين هستند، مبارزه با الكليسم توسط كشور، با آموزش و ممنوعيت، اهميت تاريخي مي يابد. اين رويداد كه بودجه «ميخوارگان» در طول جنگ امپرياليستي حذف گشت، اين واقعيت بنيادين را تغيير نمي دهد كه براندازي نظام كشوري كه مردم را به نوشيدن تشويق مي نمود، يكي از دستاوردهاي آهنين انقلاب است.
اما درباره هشت ساعت كار در روز كه از پيروزي هاي مستقيم انقلاب بوده است. به عنوان واقعيتي در خود، هشت ساعت كار در روز تغييري بنيادين در زندگي كارگر به وجود آورد؛ يعني دو سوم زمان در روز فراغت از وظايف كارخانه. چنين چيزي بنيادي است براي تغييري ريشه اي در معيشت براي توسعه و فرهنگ، آموزش اجتماعي و مانند آن است، اما البته فقط يك بنياد است. اهميت عمده انقلاب اكتبر در اين واقعيت است كه بهبود اقتصادي هر كارگر خود به خود سبب ترفيع كمال مادي و فرهنگ طبقه كارگر به طور كل مي گردد.

 منبع كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com

 بقیه در ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ریشه های روز جهانی زن

روح پیکارگرآنها ازهمان آغازین روزیکه زنان مهاجرکارگرازفابریکه ها درامریکا بیرون آمدند- وهمگان راباعزم خارائین شان دراقیانوسی ازابهت و تعجب فروبردند- دردل دوران کمانه میکشد. 8 مارچ روز جهانی زن، روز رخصتی ایکه بواسطه تمام ستمدیدگان ازکنارتا کنارگیتی تجلیل میشود. این روزرخصتی محصول مبارزات زنان است. بصورت خاص، مبارزات زنان مهاجر کارگرلباس دوزی در" لوورایسنت ساید" نیویارک منبع الهام این امر شدکه برای تجلیل مبارزات زنان بایدروزویژه ای وجودداشته باشد. ازهمان آغازروزجهانی زن با انقلاب پرولتری پیوندخورده است.

حوالی گذارقرن هزاران هزارزن در ناحیه گارمینت نیویارک کار میکردند. اکثریت این زنان مهاجرینی بودند که از روسیه، ایتالیا و پولند(لهستان) می آمدند. آنها روزانه 15 ساعت کاروبراساس هرپارچه ای که میساختند، حقوق میگرفتند.  آنها بایدبرای سوزن، تار، برق وحتی برای صندوق چوبی ایکه ازآن بجای چوکی استفاده میکردند، پول میپرداختند.  آنهارابخاطرناوقت برسرکارآمدن، کاررا خراب کردن، وقت زیادرا برای تولیدیک پارچه مصرف کردن ویا دیرتردردستشوئی باقی ماندن – جریمه های گزافی مینمودند. اطفال نیز، درگوشه مغازه ها برزمین کنارهم چمباتمه زده ساعتها لباس های دوخته شده را ازتارهای اضافی پاک میکردند. یکی از کارگران لباس دوزی بخاطر می آورد : " ما لباسهای ارزان قیمت میپوشیدیم، درسرپناه  های کرایه ای ارزان قیمت بسرمیبرد یم وخوردنی های ارزان قیمت را مصرف مینمود یم. برایما هیچ چیزی وجود نداشت که به امید آن بنشینیم. فردا درست مانندامروزچیزی بهتری برایما نداشت"

درسال 1908 در چندین فابریکه زنان آهسته آهسته بیرون شدن ودست به اعتصاب زدن را سازمان دادند. بعضی اوقات یک فابریکه بخواستهای تظاهرات کنندگان مرد تسلیم میشدند ودر قراردادی که منعقد میگردید همیشه این بند  رامی آوردندکه : " هیچ بخشی از این قرار داد بهیچوجه شامل حال زنان نمیشود". علیرغم توقیفها وجریمه های سنگین، علیرغم لت وکوب وحشیانه بواسطه پولیس ودسته های  مزدوران مذهبی، زنان، که اکثرآنها دختران جوان بودند به بیرون آمدن ازفابریکه هاودست بتظاهرات زدن شان ادامه دادند.  زنان طبقات متوسط وطبقات بالا نیز از مبارزات زنان کارگر الهام گرفته وشروع کردن که از خانه ها بیرون بیایند وبا دژخیمان پولیس دربیفتندوزنان کارگرراکمک کنند. آنها نیز توقیف میشدند. هنگامیکه روزنامه ها این گونه توقیفها وزندانی شدنهای غیرمعمول رامنعکس میساختند- عوام الناس ازشرایط خونباروسهمگین کارزنان تظاهرات کننده با مزد برده گونه دراین فابریکه ها، باخبر میشدند.

بعد از ماه ها اعتصاب مغازه های کوچک، زنان تصمیم گرفتندکه دامنه مبارزات شان را گسترش داده وتاسطح اعتصاب عمومی صنفی بالاببرند. بتاریخ 22 نوامبر 1909با سرپیچی کردن ازدستور رئیس اتحادیه صنفی " خیزش بیست هزار نفری" آغاز شد.

یکی ازکارگران لباس دوزی شرکت "تراینگل شیرت ویست" آنروزراچنین بیادمی آورد: "هزارهزارتن کارگرازفابریکه هاازهرطرف بیرون آمده به سوی "یونین سکویر" مارش میکردند. ماه نوامبر وآمد آمد زمستان بود، ماه هیچکدام لباس گرم نداشتیم که از سرما ایمن باشیم. اما فقط همان روحیه ما بود که مارا بپیش میبرد تا اینکه سرانجام بیک سالونی رسیدیم. دگر برای مدت کوتاه هم اگر شده بودازسرما وبادسرد در امان بودیم. من حتی همین حالا چهره افراد جوانی که اکثریت شان دختران جوان بودند را میتوانم پیش نظرم مجسم کنم که بیهراس از اینکه چه بسر شان خواهد آمد- مارش میکردند. روحیه ! من فکر میکنم روحیه پیروز شدن آنهارا بپیش میبرد. آنها نمیدانستند که آیا برای خوردن چیزی دارند یا نه؟ چیزی در ذخیره گاه برایشان باقیمانده است یا نه؟ آنها نه ازگرسنگی هراسی داشتند نه از تنهائی ونه از کدام چیز دگر که ممکن بود برایشان اتفاق بیفتد. آنها آنروز بهیچ چیز نمی اندیشیدند. آنروز روز آنها بود"

اعتصاب ماه ها ادامه یافت وموجب برپاشدن اعتصابات دگردرنقاط دگرگردید. اگرچنداین اعتصابات بنوبه خود شرایط کار زنان را کاملا تغیرنداداما این"خیزش" یک چیزهای خیلی مهمی راتغیرداد. این "خیزش"

این تصوراکه زنان بیسواد مهاجر چیزی انجام داده نمیتوانند، برای همیشه تغیرداد وبسیاری اززنان مهاجر"ایست ساید" واهالی تحت ستم را متحد ساخته و غرورشکسته آنهارابه آنها باز گردانید.

درسال 1910درتجلیل این خیزش، روز8 مارچ بواسطه کنفرانش بین المللی کمونیستها وسوسیالیستها بحیث روز بین المللی زن اعلام گردید. ولادیمیر ایلیچ لنین رهبرکبیرحزب بلشویک، پیشوای انقلاب کبیراکتبرنیزدراین کنفرانس بین آنانی بود که به تاسیس این سنت خیزش وعصیان رای دادند. از آن روز ببعد این روز در اطراف واکناف جهان  بواسطه کارگران آگاه و آنهائیکه برای رهائی زنان از ستم و آزادی بشریت مبارزه میکنند- تجلیل میشود .

                                   ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  پنجشنبه 3 اسفند1385ساعت 4:53 AM  توسط نیهایت ولدی  | 

آزادى زنـــــــان، معيـــــار آزادى جامعــــه

 

اســــــت

 

 

 

امسال نیز در حالی به پیشواز ٨ مارس می رویم که زن در

 ایران اسلامیکماکان نیمه مردی است که

  حقو ق فردی و اجتماعی اش را قانون شرع و عرف به تاراج می برند

 

*******************************

 

 بیانیه بیست و چهار انجمن غیردولتی زنان گلستان به مناسبت روز جهانی زن

 

 

گزارشگران بدون مرز : ٨ مارس روز جهاني زن،٨ روزنامه نگار زن گروگان و در زندان

 

 

مارس روز گسستن بردگی زنان8

 

 

آرش کمانگر  

Arash_kmangar@yahoo.com

 

یکی از نیازهای مبرم و ضروری نظام سرمایه داری، برای بقا و حفظ حاکمیت خویش بدون تردید آپاتاید و بردگی جنسی است، که امروزه بر بخش عظیمی از جهان سایه افکنده و ابعاد وحشتناکی به خود گرفته است.

در طول تاریخ بشری نظامهای توتالیتر خشونت علیه زنان با رواج و گسترش فرهنگهای مردسالارانه به صورت برنامه ریزی شده و سیستماتیک توسط ایدئولوژی های حکومتی اعمال میگردد. و از طریق نهادها و ارگانهای پرورشی نظم موجود با تمام انرژی و توان حمایت و پاسداری میشود.

بردگی جنسی و اسارت زنان در این جوامع با دیوارهای بلند قانونهای زن ستیزانه از جمله نسبت دادن مواردی همچون عقل ضعیف و ناتوان در امور سیاسی،و زنان توسط گسترش فرهنگ و آداب و رسوم متعلق به دوران بربریت احاطه کرده است.

27 سال از حاکمیت ولایت فقیه جامعه ایران را به دریایی از فقر و فلاکت تبدیل کرده اند. در اولین روزهای به قدرت رسیدن، جمهوری اسلامی چهره خشن و زن ستیز نمایان گشت.

پاشیدن اسید به سر و صورت و حکم قصاص سنگسار زنانی که خواهان ابتدایی ترین مطالبات خود بودند. شعارهای ارتجاعی یا روسری یا توسری ،سرکوب هر ندای آزادیخواهانه و حرکتهای خود جوش جنبش زنان با درندانه ترین شیوه ممکن سرکوب کردند ،زنان که اکثریت جامعه را تشکیل میدهند بیشتر از هر قشر خاص دیگری در زیر تیغ استبداد مذهبی قرار دارند.

امروز پدیده های خانمانسوز که گریبان گیر زنان و دختران جوان است گرایش به مواد مخدر ،آمارهای تکاندهنده فحشا ،خودسوزی،ازدواجهای اجباری دختران 9 ساله،افزایش تاسفبار قتلهای ناموسی،تجارت دختران جوان به کشورهای حاشیه خلیج فارس توسط مقامات بلند پایه حکومتی ،دلایل اصلی این دختران کانون گرم خانواده را ترک میکنند. و گزینه فرار را انتخاب میکنند.عبارت است از خشونت خانگی،ازدواج های اجباری،قتلهای ناموسی،طرد شدن دختران از طرف اعضا خانواده برای رهایی از تبعیض و ستم ها به جامعه پناه می آورند،در جامعه سیستم فرهنگ مردسالاری حاکم است.

این دختران در فضا و محیط جامعه ناسالم در دام باندهای مافیایی دولتی میافتند و از طریق این گروهها و باندهای مافیایی به کشورهای حاشیه خلیج فارس منتقل میشوند.

فاکتورها و عوامل تعیین کننده، این نابساما