ــــــــــــــــــــــــــــــــــ دمکراسى: تعابير و واقعيات در مصاحبه ای با منصور حکمت جامعه بورژوايى موفق شده مقوله دموکراسى را جاى آزادى و آزاديخواهى بنشاند و به اين اعتبار حد نهايى تعرض آزايخواهانه طبقات فرودست و شکل نهايى پيروزى آنها را از پيش تعريف کند. شما براى آزادى ميجنگيد و پس از "پيروزى"، پارلمان و "پلوراليسم" تحويل ميگيريد. وجود روايتهاى مختلف از دموکراسى، حتى روايتهاى طبقاتى مختلف، اين مقوله را به يکى از مبهم ترين و تفسير بردارترين و نامعين ترين مقولات در فرهنگ اصطلاحات سياسى تبديل کرده است. جنبشها و سياستمداران مختلف، با اهداف و منافع متفاوت و گاه متضاد از دموکراسى حرف زده اند و ميزنند و قطعا منظورشان يک چيز نيست. وضعيت هاى سياسى مختلف توسط جريانات مختلف دموکراسى اطلاق شده است. از تعبيرات ضد کمونيستى و جنگ سردى، تا تعبيرات انساندوستانه و حق طلبانه، وجود داشته اند و دارند. پشت همه اين تفاسير ميتوان جوهر مشترک و ابژکتيو دموکراسى و دموکراسى طلبى را که آن را، در تمام اشکال اش، براى مثال از سوسياليسم و آزادى خواهى سوسياليستى متمايز ميکند، شناخت و تعريف کرد. اما در صحنه سياسى نفس مفهوم دمکراسى، به همين صورت کلى، چيز زيادى را بيان نميکند و کمکى به تفکيک جنبشها و جريانات اجتماعى نميکند. به اين دليل صفتها و پسوند و پيشوندهايى که به دموکراسى اضافه ميشود، تازه اجازه ميدهد اين کلمه معنى دقيق ترى پيدا کند، نظير دموکراسى ليبرالى، دموکراسى خلق، دموکراسى پارلمانى يا وکالتى (نماينده اى representative)، دموکراسى مستقيم، دموکراسى غربى و غيره. اين عبارات از نظر سياسى کاملا مفهوم و قابل تعريفند و تفاتهايشان و در موارد زيادى تناقضاتشان قابل توضيح است. جنبشها و نيروهاى مدافع هر يک از اينها هم قابل تعريف است و در بسيارى موارد کاملا قابل تفکيکند. ــــــــــــــــــــــــــــــــــ خروش پرولتاریای مصر مصطفی عمر مترجم : صادق افروز در شش ماه گذشته ، اعتصابات کارگری آنچنان مصر را به لرزه انداخته که از پایان جنگ جهانی دوم تا به حال بی سابقه بوده است . رژیم حسنی مبارک که یک متحد مهم کلیدی و مهم آمریکا در منطقه خاورمیانه است . و از سال 1981 در قدرت است در مواجهه با خروش کارگران مصری در صنعت نساجی با دشواری های بسیار زیادی روبرو شده است . از دوسال پیش تعداد اعتصابات به طور مداوم رو به افزایش بوده است . این حرکات اعتصابی بیشتر به صورت بست نشستن در کارخانه و یا اشغال کارخانه صورت می گیرد . در سا ل 2006 در مصر بیش از 220 حرکت اعتراضی و اعتصابی کارگری انجام شده ادامه مطلب . ــ ــ ــــــــــــــــــــــــــــــ
زن، زیبایی، آزادی قربانی عفریته زشت رژیم
به چهره دوست داشتنی زیبا کاظمی بنگرید. به نگاهش که در جست و جوی آزادی بود و به دستانش که سوژه ها را به حافظه دوربین می سپرد.
حال این بخش از شهادت تکان دهنده دکتر شهرام اعظم را بخوانید که پزشک معالج زیبا کاظمی بود و به کانادا پناهنده شده است تا از این جنایت که تنها یکی از هزاران جنایات عفریته زشت حکومت اسلامی است در برابر جهانیان پرده بردارد:
«وقتی او را برای اولین بار دیدم، بیهوش زیر یک پتو بر روی برانکارد بود و فقط می شد لکه یک خونمردگی را بر پیشانی اش دید. طبق تشخیص بیمارستان زندان، یکی از پرستاران سعی کرد لوله ای را از راه بینی به درون معده وی بفرستد ولی بلافاصله معلوم شد استخوان بینی شکسته است. بر تمام بدنش نشانه های عجیبی از ضربه و خشونت وجود داشت. یک لکه خونمردگی بزرگ از سمت راست پیشانی تا کنار گوش دیده می شد. گوش هایش ظاهرا سالم بودند ولی پارگی پرده یکی از گوش هایش کاملا تازه و یکی از رگها نیز پاره شده بود. سمت چپ پشت سرش یک خونمردگی بزرگ دیده می شد. سه بریدگی عمیق روی گردن داشت که به نظر می رسید با ناخن گوشت را کنده باشند. شانه راستش ورم کرده بود و دو انگشت دست چپش شکسته بودند. ناخن های سه انگشت اش نیز شکسته و یا کاملا کنده شده بودند. شش چپ اش باد کرده بود که احتمالا به دلیل شکستگی دو تا از دنده هایش بود. یک خونمردگی بسیار بزرگ از شکم شروع شده و تا ران ها و زانوهایش را می پوشاند. در ایران پزشکان مرد اجازه ندارند اندام جنسی زن را معاینه کنند ولی پرستاری که با من کار می کرد زهرا کاظمی را معاینه کرد و گفت که این زخم و خونمردگی تمام اندام جنسی وی را پوشانده و ناشی از تجاوز جنسی بسیار وحشیانه است. پوست پشت هر دو ساق پایش تکه تکه شده بود که احتمالا به دلیل اصابت ضربه های سنگین شلاق بود. پنج پارگی روی یک پا و هفت پارگی روی پای دیگر دیده می شد. شصت پای چپ اش له شده بود.» همه می دانستند زیبا کاظمی را شکنجه کرده اند. همه می دانستند زیبا کاظمی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است. همه می دانستند زیبا کاظمی همچون هزاران زن و مرد آزاده دیگر قربانی عفریته زشت جمهوری اسلامی شده است. ولی اینکه پزشکی که وی را در آخرین لحظات زندگی از نزدیک دیده و مورد معاینه قرار داده است به شهادت برخیزد، و به جنایتی گواهی دهد که بارها و بارها در زندان های رژیم اسلامی در ایران تکرار شده است، فصل دیگری بر پرونده سیاه رژیم می افزاید.
بی تردید دیر یا زود افراد دیگر نیز زبان خواهند گشود. نه تنها قربانیان، بلکه مرتکبان و نگهبانان و زندانبانان و دیگر شاهدان به حرف خواهند آمد. دکتر شهرام اعظم که پس از نزدیک به دو سال سرانجام توانست همراه با خانواده اش از ایران خارج شود، آغازگر حرکت انبوه شهادت دهندگان خاموش بر جنایت های پنهان رژیمی است که زن، زیبایی و آزادی نخستین قربانیان آن بودند که وحشیانه مورد تجاوز قرار گرفتند ایران ژورنالیست شماره چهارده/ 02 آوریل ــــــــــــــــــــــــــــــــــ جنگ وزنان نویسنده : خانم پاتریسیا هینس ترجمه : فریده ثابتی جنگ ادامه سیاست است اما به شیوه ای دیگر! این زیباترین و حقیقی ترین تعریفی است که در باره جنگ آورده شده است. ماهها است که ما در کابوس تهدیدهای جنگ از طرف آمریکا قرار داریم. بهانه این تهدید ها کوشش جمهوری اسلامی در ایران برای دست یابی به فن آوری تهیه بمب هسته ای است. ما کاری به این نداریم که آیا از نظر اصولی جمهوری اسلامی یا هر کشور دیگری چنین حقی را داراست یا نه. ما به این می پردازیم که مخارج تولید این سلاح کشتار جمعی وحشتناک که نه فقط نسل حاضر بلکه گریبان نسل های آتی را نیز خواهد گرفت و نه تنها انسان بلکه باعث نابودی و تخریب محیط زیست و زیست سایر موجودات نیز خواهد شد و سر به میلیارد ها دلار میزند باید صرف تامین یک زندگی بهتر برای مردم شود. این فقط خاص ایران یا کره شمالی نخواهد بود. اگر به خاطر بیاورید، درست دوهفته قبل از فاجعه سونامی آمریکا مادر بمبها را آزمایش کرد. کسی نمی گوید اگر بمب اتمی خطرناک است که هست پس چرا آمریکا دست به این کار میزند. کسی نیز تاکنون از تاثیر آزمایش آن بمب در ایجاد سونامی و آن فاجعه دردناک انسانی و محیطی چیزی نگفت و در این باره تحقیقی انجام نگرفت و یا اگر گرفت نتیجه آن به آگاهی عموم نرسید. در حالی در هفته گذشته آمریکا برنامه جدید اتمی خود را اعلام کرده است که بنا بر مدارک موثق نزدیک به 40 میلیون نفر یعنی حدود 20% جمعیت آمریکا در فقر زندگی میکنند و 16 میلیون از آن ها در فقر مفرط هستند. میلیون ها نفر به دلیل فقر از بیمه های بهداشتی محرومند و همین طور میلیون ها نفر غذای روزانه خود را از مراکز خیریه دریافت میکنند. براساس همین مقاله بودجه جنگ آمریکا در عراق 100 بیلیون دلار برآورد شده بود. 100 بیلیونی که می بایست برای این 40 میلیون فقیر، کار و مسکن و بهداشت و برای کودکان و جوانان شان مدرسه وآموزش تهیه کند. یا در ایران که بنا بر آمارهای دولتی در سال گذشته بیش از 600 هزار کودک و نوجوان به دلیل فقر خانواده مجبور به ترک تحصیل شدند و 80 در صد مردم نزدیک خط فقر و بسیاری زیر خط فقر زندگی می کنند. میلیاردها دلار پول اختصاص یافته برای تاسیسات اتمی می بایست و می باید صرف بهبود زندگی اینان می شد. کار برای بیش از 7 میلیون بیکار رسمی، مدرسه و امکانات تحصیلی برای همه کودکان در سن تحصیل و بالاخص برای آن سه میلیونی که به دلیل فقر اصلا به مدرسه راه نیافته اند. اما این که چرا همواره جنگ و خطر جنگ وجود دارد و چرا میلیون ها انسان با آن کم و بیش از هستی ساقط می شوند مردمی که به ویژه فقیرند؟ نمی شود آن را با اشتباه تصمیم گیری این یا آن رهبر پاسخ داد. نمی شود جنگ را با جنگ طلب بودن این یا آن جناح و به سادگی پاسخ داد. و بالاخص نمی شود جنگ و عواقب آن را با ستیز مردان با زنان پاسخ داد. ریشه تمامی نابسامانی های حاکم، تمام تبعیض ها، فقر و فاقه میلیاردی در جهان، در مناسبات مالکیت حاکم برجوامع قائم است. این مناسبات یعنی مناسبات سلطه و استثمار است که برای حفظ و تداوم آن روش های وحشیانه به کار گرفته میشود؛ جنگها راه انداخته میشود. تاوان آن را توده های کارگر جهان و مردم زحمتکش میپردازند اما سود این تجارت کثیف – من آن را تجارت می نامم – را کنسرن های عظیم، به جیب میزنند. لازم نیست که حتما کنسرن اسلحه باشد. یادمان نرفته است که کنسرن شیرین " یونایتد فروت" چه کودتاهای خونین در جهان به راه انداخت و چگونه برای منافع خود کشتار کرد. مقاله ای که ترجمه آن را در پیش رو دارید حاوی اطلاعات بسیار ارزشمندی در باره عواقب جنگ در کشورهای درگیر درجنگ برای مردم غیرنظامی به ویژه زنان و کودکان است که البته نمیشود آن را در باره همهی افراد تعمیم داد. اما همان گونه که خواهید دید متاسفانه در تحلیل چرائی جنگ به خطا میرود. البته این خطا در دیدی که با آن به جنگ می نگرد وجود دارد. دیدی که جنگ را نه در رابطه با سیستم حاکم یعنی مناسبات سیستم سرمایه داری بلکه با دیدگاه فمینیستی مینگرد. مقاله در مارس 2003 نوشته شده است اما جنگها کماکان ادامه دارند و جنگهای جدیدی آغاز میشوند.ادامه مطلب ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رادیکالیسم غیر کارگری مردود است! دیوار سکتاریسم را باید فروریخت!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به یاد یاران به خون خفته دهه ۱۳۶۰ به مناسبت نوزدهمین سال کشتار زندانیان سیاسی
حاکمان خون آشام دین و سرمایه، سرکوب و کشتار را با حمله به دست آوردهای قیام توده مردم ایران علیه رژیم سلطتنی آغاز کردند. توده های مردم به پاخواسته ترکمن صحرا، کردستان و خوزستان را کشتار کردند، به زنان و کارگران و دانش جویان یورش بردند، به دانش گاه ها تاختند و سال 60 را به دستگیری و کشتارهای سراسری در زندان تبدیل کردند. زندان ها مملو از زندانیان سیاسی شد. شکنجه گاه ها را به کار انداختند و میدان های تیر و دار به پا کردند. ایران سراسر قتلگاه آزادی خواهان و انقلابیون شد. هرآن هزاران هزارانی که توانستند کشتند، بازمانده گان را حکم زندان دادند. تابستان 67 را به کشتار زندانیان دربند اختصاص دادند. تا توانستند کشتند و در گورهای دسته جمعی بی نامی و نشان خاک کردند. ادامه مطلب |
کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مارکسیسم و حقوق بشر
آیا یک مارکسیست می تواند به حقوق بشر باور داشته باشد؟
استیون لوکس
دورسیلا کورنل- ح.ریاحی
جی. جی. برنکرت
آیا یک مارکسیست موظف است به نظرات مارکس در باره حقوق باور داشته باشد ؟
اّمی مارتو لومو
میهائیلو مارکوویچ
دستیابی به حقوق بشر در سوسیالیسم
کوستا چاوشکی
نقد مارکسیستی حق در فلسفه ارنست بلوخ
لیبومیرتاریج
امور سیاسی همگانی و خواستهای جهانی
دیوید هاروی
ال. دی. ایستن
ادامه مطلب

وبلاگ بینش رادیکال به زبان 