فردریک انگلس
نوشته :اله آنور مارکس
Eleanor marks
در28 نوامبرسال 1890،فردریک انگلس به 70 سالگی خواهد رسید . این سالگردیست که سوسیالیستهای سرتاسر جهان آنراجشن میگیرند .باین مناسبت ؛ دوستم دکتر ویکتورآدلر از من خواسته که مطلب کوتاهی درباره رهبرمعروف حزب سوسیالیست برای خوانندگان ( sozia l demokrat monasschrift ) بنویسم .
برای انجام تلاشی این چنین دشوار ، شرایط بسیاری لازم است . ازمیان آنهمه شرایط لازم ، من فقط این شرط را دارا هستم : از بدو تولدم با انگلس آشنایی داشته ام . این سئوال بجای خود باقیست که آیا یک دوستی وآشنایی طولانی ، شرط مساعدی برای شناخت یک فرد بشمار میرود . آدم چه کسی را بهتر ازخودش میشناسد؟
برای نوشتن تاریخچه زندگی مارکس وانگلس ،زیرا که زندگی وآثار این دو مردچنان بهم جوش خورده اند که جدا کردن آنها امری ناممکن است ، باید تاریخ تکامل سوسیالیسم « ازسوسیالیسم تخیلی تاسوسیالسیم علمی » رامدنظر گرفت وبر آن ، تاریخ تمامی جنبش کارگری ،ازقریب نیم قرن به اینطرف رااضافه کرد . درواقع ، این دومرد این دومرد ،به این اکتفا نکردندکه بعنوان رهبران فکری ،تئوریسین ها ،فیلسوفانی منزوی وبر کنار از زندگی کارگر باقی بمانند ،آنها همواره در صف اول مبارزه جای میگرفتند وبعنوان سربازانی انقلابی انجام وظیفه میگرفتند که خود ستاد فرماندهی آنرا تشکیل میدادند . فقط یک مرد میتواند این تاریخ را بنویسد . امیدواریم که هنوز به نوشتن آن توفیق خواهد یافت
بازتایب:یکی از دوستان بینش رادیکال "مهدی بروین
نامه یه پسر 10 ساله به خدا
الله جان، ملای محلمون، در مسجد از کار سخت پیامبر عزیزمون در راه متقاعد کردن کافرا برای قبول کردن اسلام برامون حرف زد. او گفت که پیامبر برای انتقال پیامش خیلی سختیها کشید. او گفت حتی ابوطالب که عموش بود تا زمانی که مرد حاضر نشد مسلمون بشه. اون ملا گفت که در طول 13 سال فقط در حدود 70 نفر مسلمون شدند که اونا هم یا قوم و خویش اون بودند یا اینکه از گدا گشنه ها بودند. هر چند که من سنی ندارم اما تصورم در مورد همه اون چیزهایی که شنیدم به این صورته که برات می نویسم :
در اولین بار جبرئیل به پیامبر با صدای بلند گفت بخوان .پیامبر بیچاره ما هم گفت خوندن بلد نیستم. چرا تو یک دستگاه پخش سی دی همراه با یک تلویزیون قابل حمل و نقل به جبرئیل ندادی که همه داستانهای انجیل رو به صورت فیلم بهش نشون بده؟
دیدن آدم و حوا در حالیکه لخت و عریون توی بهشت گشت می زندند ، دیدن صحنه ای که یک زن مصری شهوتی از یوسف می خواد با اون همبستر بشه، دیدن صحنه ای که ابراهیم می خواد سر بچشو ببره و دیدن صحنه ای که سلیمان داره با مورچه حرف می زنه . دیدن صحنه خشک شدن دریا بر ای موسی. همه اینا دیدنش خیلی باحاله. هر چند که توصیف حوریهای بهشتی خیلی تحریک کننده هست اما گاهی یک عکس کار هزار تا کلمه رو میکنه. من فکر می کنم اگه فیلم زنده از حوریان لخت بهشتی با سینه های برجستشون در حالیکه مردان سبیل کلفت مسلمون با اونا در حال جفت گیری بودند نشون داده می شد همه رو دیونه میکرد.
من میگم توصیف جهنم که توی تازينامه اومده خیلی ترسناکه .اما اگه یک فیلم از جهنم پخش میکردی در حالیکه جنها و آدما دارند می سوزند و با آب جوشی که رو سرشون میریزه پوست از تنشون جدا میشه و جهنمیها دارند چرک می خورند همه شلوار خودشون رو خراب می کردند. بقیه در ادامه مطلب برگرفته از سایت www.faithfreedom.org
سهراب مختاری-وبلاگ علیه وضعیت موجود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دموكراسي
با ترس يا با ريش گرو گذاشتن دموكراسي دس نمياد نه امروز نه امسال نه هيچ وختِ خدا.
ديگه ذله شده ام از شنيدن اين حرف كه: "ـ هر چيزي بايد جريانشو طی كنه فردام روز خداس!" من نميدونم بعد از مرگ آزادي به چه دردم ميخوره، خب منم اين جا زندگي ميكنم نه؟ منم محتاج آزاديم عينهو مث شما.
لنكستون هيوز
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کــــمـــون فـنـــا ناپذیر است
"کمون پاریس، برای همیشه، به عنوان پیشرو و پرچمدار عظیم و باشکوه ایجاد جامعه نو، جشن گرفته خواهد شد. کشته شدگان در راه پرپایی کمون نیز برای همیشه در قلب طبقه کارگر، جایی عظیم و گرامی خواهند داشت. البته نابودکنندگان کمون نیز، آنچنان توسط تاریخ به تمسخر و ریشخند ابدی گرفتار شده اند، که حتی موعظه ها و دعاهای کشیشانشان نیز قادر به رهایی آنان از تمسخر ابدی نخواهند بود." (کارل مارکس)
18 مارس، سالگرد پیروزی نخستین انقلاب کارگری جهان ، کمون پاریس است. ساعت 7 و نیم بعد ازظهر روز 18م مارس 1871 یعنی 135 سال قبل در چنین روزی کارگران قیام کننده پاریس، پس از یک رشته نبردهای سنگر به سنگر خیابانی، سرانجام آخرین سنگر مقاومت دولت حاکم ، یعنی ساختمان شهرداری مرکزی پاریس را تصرف کردند و پرچم سرخ کمون را بربالای بلندترین نقطه آن به اهتزاز در آوردند. هیأت دولت بورژوازی به کاخ ورسای در بیرون پاریس گریخت، قدرت در دست کمیته مرکزی گارد ملی، متشکل از کمونارهای رهبری کننده قیام قرار گرقت.
گفتاری از رادیو صدای حزب کمونیست ایران
بقیه در ادامه مطلب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است
با ریشه چه میکنید ؟
گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای
پرواز را علامت ممنوع میزنید
با جوجه های نشسته در اشیان چه میکنید؟
گیرم که میکشید
گیرم که میزنید
گیرم که میبرید
با رویش ناگزیر جوانه ها چه میکنید ... ؟
خسرو گلسرخی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
داستان پرچم سرخ
در مارس 1871، انقلابیون فرانسه شهرداری پاریس را به تصرف در آوردند و پرچم سرخ را به نشانه انقلاب و انترناسیونالیسم بر فراز آن به اهتزاز در آوردند: اینجا، قلب کمون پاریس شد. با استقرار کمون پاریس، طبقه کارگرهمراه با متحدینش قدرت را کسب کرد. این اولین بار در تاریخ بود که چنین واقعه ای رخ می داد. مارکس در اثر خود به نام "جنگ داخلی در فرانسه" به اهتزاز در آمدن پرچم سرخ بر فراز کمون را چنین بیان می کند: «جهان کهن با دیدن پرچم سرخ از خشم به خود پیچید.»
این اولین بار نبود که پرچم سرخ به نشانه آمال انقلابی ستمدیدگان به اهتزاز در می آمد. در طول تاریخ، طبقات محروم این پرچم را به نشانه شورش خود بلند می کردند. رم باستان را شورش بردگان لرزاند و بالاخره آن را سرنگون کرد. در این شورش ها، پرچم سرخ علامت نبرد بردگان شورشی بود. در جنبش های دهقانی بزرگ که سراسر آلمان را در نوردید، ارتش دهقانان در حالیکه پرچم سرخ را حمل می کردند از یک نقطه به نقطه ای دیگر می رفتند. با ظهور طبقه بورژوازی و سرمایه داری، دولت – ملت شکل گرفت. سرمایه داری در جریان درهم شکستن سدها و موانع نظام فئودالی و آفریدن شرایط مساعد برای رشد خود، بوجود آوردن بازاری برای کالاهایش و آزادی تجارت و حمل و نقل، کشورهای کنونی را بوجود آورد؛ کشورهائی که هر یک دارای پرچم ملی متفاوت بودند. این تفاوت پرچم ها در واقع نشانه رقابت جوئی سرمایه داری این ملل مختلف با یکدیگر بود. این پرچم های متفاوت طبقات سرمایه دار ملل متفاوت را نمایندگی می کنند.
بقیه در ادامه مطلب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مقالاتی برگرفته از وبلاگ اخگر وبلاگی از محمد ولدی
۱) همسر گزینی پرولتری " کمونیستی "
۳)فكر مي كنين تو اين موقعيت مي شه فعاليت كرد؟ به مناسبت 8مارس
۴ )ایا اعدام صدام دیکتاتور " اتمام مقوله دیکتاتوری در عراق است؟
۵)نو یسنده دربار و نویسنده ازادیخواه
ادامه مطلب

