تبليغاتX
بینش رادیکال

بینش رادیکال

فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""

MIA
 
دوستان سلام
این وبلاگ همچنان ادامه کاری دارد:جدیدا تصمیم گرفتم که وبلاگی در جهت شفافیت نظری خودم و دست به قلم بردن در باب مسائل ریزو درشت اجتماعی سیاسی و...بزنم که امید دارم شما دوستان گرامی من را در این مورد با همنظری و انتقاد همراهی کنید
نیهایت
 
وبلاگ اخگر

انقلاب ایران پس از 28 سال

گفتاری از صدای حزب کمونیست ایران

 

انقلاب سال 1357 ایران یکی از انقلابات بزرگ توده ای دهه های اخیر تاریخ جهان بود. این انقلاب که در سالهای پایانی دهه هفتاد میلادی، بعنوان یکی از چند انقلاب هم عصر خود بر یک زمینه کمابیش مشابه و مساعد جهانی در گرفت، در عین حال انقلابی با خود ویژگی های شگفت انگیز و با رنگ آمیزی سیاسی و فرهنگی خاص خود بود. دامنه وسیع انقلاب 57، تعداد عظیم و مداوم شرکت کنندگان آن، تداوم تقریبا بی وقفه آن برای مدت نسبتا طولانی که طی آن مقابله هر روزه با ارتش و پلیس و نیروهای امنیتی سرانجام تا حد فرسودن و فلج کردن دستگاههای قهار سرکوب که دهها سال برای چنین روزی تعلیم دیده و تجهیز شده بودند، و نیز از طرف دیگر شدت شیفتگی همگانی، توهمات عمیق و تاثیر نافذ افیون عوام فریبی در آن به راستی چشمگیر و جای تامل است.

بنا بر این طبیعی است که انقلاب 57 و اثرات و پیامدهای آن هنوز برای سالها از جنبه های گوناگون محل بررسی و مناقشه باشد. در عین حال جای یک جمع بندی جامع از این انقلاب و پیامدهای آن از یک دیدگاه ماتریالیستی زنده خالی است. بقیه در ادامه مطلب


مبارزه طبقاتی در سطح جهان

 

وینست ناوارو  Vincent Navarro“- ترجمه :پیام

مانتلی ریویو ، سپتامبر ۲۰۰۶- مجله هفته

 

نئولیبرالیسم به مثابه یک عمل طبقاتی

یکی از نشانه های بارز عصر ما، سلطه نئولیبرالیزم در کشورهای از لحاظ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی پیشرفته سرمایه داری و نهادهای بین المللی تحت نفوذ آنها (صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی) و سازمانهای تخصصی سازمان ملل نظیر سازمان بهداشت جهانی، سازمان غذا و کشاورزی و صندوق بین المللی کودکان (UNICEF) است.

نئولیبرالیسم که در آمریکا در زمان حکومت کارتر، رسماً آغاز شد و نفوذ خود را در سرتاسر حکومت ریگان و در بریتانیا در عصر حکومت تاچر گسترش داد، به یک ایدئولوژی جهانشمول تبدیل شد. نئولیبرالیسم به یک تئوری (و نه لزوماً یک عمل) مبتنی است که مشخصات کلی آن به قرار زیر است:

۱.   دولت (یا آنچه که به غلط در عرف “حکومت” خوانده می شود) باید دخالت خود در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی را کاهش دهدبقیه در ادامه مطلب


سلاح نقد، البته، نمی تواند جایگزین نقد سلاح گردد، قهر مادی باید توسط قهر مادی سرنگون گردد؛ و تئوری، تنها آن زمان به قهر مادی بدیل می شود که توده ها را در برگیرد. تئوری زمانی توده های را در بر می گیرد که سفسطه بازی را نشان دهد؛ و زمانی می تواند نشاندهنده سفسطه بازی باشد که رادیکال گردد. رادیکال بودن به مفهوم لمس کردن ریشه واقعیت ها است.

کارل مارکس: سهمی به نقد فلسفه حق هگل- 1844

ـ                             ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مارکس در نامه­ای به ناشر ترجمهء فرانسوی " کاپیتال" می نویسد: " برای علم شاهراه وجود ندارد و خوشبختی رسیدن به قله­های درخشان آن فقط نصیب کسانی می شود که به خستگی بالا رفتن در جاده­های پرنشیب و فراز آن نمی­اندیشند.

                                      ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از دیدگاه مارکس تنها عمل انسانها است که می تواند جهان را تغییر دهد، نه اندیشیدن و تأمل آنها بر جهان.

                

                                  آموزش مارکسيزم

!مرگِ يک هنرمندِ قهرمان [ ويکتور خارا ]

 با برگردانی ِ « انوشه » [ فريدون ايل بيگی ]

!اِله آنور مارکس : فريدريش انگلس

 (برگردان : شاهين [ فريدون ايل بيگي ] )

!  کارل مارکس : قدرت پول در جامعه بورژوائي/ بعدازپيدايش حزب واقعا انقلابي / مبارزه طبقاتي ، قانون تاريخي/ دستمزد چيست ؟

(برگردان : آذرمبشر / شمسي مقدم نژاد [هردو : فريدون ايل بيگي ])

  ولاديمير ماياکوفسکی: گفتگو با رفيق لنين

 / سيامک آزاده [ فريدون ايل بيگی  ]

انسان از ديدگاه ماركس - اريش فروم-محمد راه رخشان


خودکاوی. واقف گشتن بر خویشتن-اریش فروم-محمد راه رخشان


123

جمهوری مهاباد،

 

 

بی ارتباط با مردم کردستان

 

 

دوم بهمن 1324 روزی بود که گروهی از معتمدین و سران عشایر و فئودالها و شیوخ مهاباد و مختص به منطقه مکریان، به رهبری یک فرد ملی_ مذهبی از طبقه متوسط جامعه کردستان ایران این حرکت را رهبری کرد و بعد از 11ماه و چند روز که با هماهنگی تعدادی از اشخاص در مناطق کردنشین دیگر در عراق (حزب هیوا) و ترکیه، این حرکت که به جمهوری مهاباد شناخته شده است توسط حکومت شاه مضمحل گشت و حداقل سه نفر از رهبران اصلی ان قاضی و......به دار اویخته شدند.گذشته از مسائل تاریخی این اتفاق،  قاضی محمد و سران دیگر این حرکت ملی_مذهبی نخواستند و نتوانستند که شعارها اهداف و دورنمای این حرکت را از این چارچوب سنتی و به شدت ملی_مذهبی خارج کرده و با اتکا به نیرو و توان توده های زحمتکش جامعه کردستان این حرکت را به جنبشی مترقی تبدیل کرده و با پیوند به صدای اعتراض کارگران و زحمتکشان سایر شهرهای ایران این حرکت را از ملی گرایی و ناسیونالیسم صرف به سمت یک اعتراض توده ای سراسری در ایران پیوند دهد.در واقع فکرملی گرایی صد راه شکستن این پوسته به ظاهر سخت ناسیونالیسم شد.

اما نمادهای جمهوری مهاباد: پرچم جمهوری مهاباد که رسانه های وابسته به گروه و جریانات ناسیونالیست در این دوره از خوشه گندم و نوک قلم موجود در پرچم کردستان  و همچنین تفسیر طولانی در مورد جنس پارچه و خط دوخت پرچم  که اکنون میبینیم  چگونه مغز متفکرین ناسیونالیست افکار جهان مدرن را به چه صورتی میخواهند متوجه خود کنند. تاکنون گذشته از تغییر در ان همچنان این نماد نامیمون را به نماد خود و به اصطلاح جنبش رهایی ملت کرد در این دوره از مبارزه مردم ایران و کردستان میخواهند تبدیل کنند و به جای سخن از درد و رنجهای مردم ایران از جنس این پارچه و نقش و نگارهای ان صحبت به میان میاورند .

شعارها: ازکردستان بزرگ به کردستان کوچک اما فعلا، از ترس کشورهای همجوار که انها نیز اقلیتی کرد دارند و از دمکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان و اکنون دمکراسی برای خورده بورژواهای کرد و قدرت سیاسی یا همان فدرالیسم ( ارمغان امریکا ) برای رهبران خورده بورژوا مانند عراق و شاید ایران بر مبنای این خوابی که بر ای ایران نیز دیده اند. اینها هویت مانیستند، اکنون نیز رهبران بورژوا و ناسیونالیست و زائده سیاست امپریالیسم حاظر به متکی شدن به کمکهای اقتصادی و همه جانبه امریکا و سایر کشورهای امپریالیستی هستند اما کاری به طبقات محروم به لحاظ برنامه و سیاست خودشان، و کارگران و زحمتکشان ندارند.بحث را بیشر از طرف شما ادامه دهیم/////////

مقاله برگرفته از وبلاگ "خلاف جریان"


اسلام، دموکراسی و ضدیت با امپریالیسم
گفنگوی فاروق سولریا با طارق علی

...............................

طارق علی معتقد است که قدرت بنيادگرايان اسلامی ريشه را در بي‌قدرتی و ورشکستگی چپ‌ها در اين جوامع دارد.   چپ‌هائی که تحت لوای سازمان‌های غيردولتی (ان. جي. او) با حقوق‌های بسيار بالا خود را فربه و پروار کرده‌اند.   وی مي‌گويد: ?زمانی که مردم عليه سياست‌های نئوليبرال به پا خاسته‌اند و تنها آلترناتيو موجود بنيادگرايان هستند، به چه چيز ديگری بايد پناه ببرند؟   آيا آن‌ها بايد به سازمان‌های غيردولتی موجود، که پر از روشنفکران چپی که حقوق‌های آن چنانی مي‌گيرند است، پناه ببرند؟   چپ‌ها در جهان مسلمين خود را در سازمان‌های غيردولتی غرق کرده‌اند و چنين است که از واقعيت‌ها به دور افتاده‌اند بقیه در ادامه مطلب


کارل مارکس ـ سيماي آينده

             برگردان ناهيد جعفرپور

کارل مارکس اين نقد لافونتن به سرمايه داري را تائيد کرده است اما اينکه در دوران سرمايه داري چپ ها مي توانند دولت را در دست بگيرند تا به انسانها خدمت کنند ، مورد تائيد مارکس نيست.
مارکس در مانيفست حزب کمونيست مي نويسد" دولت مدرن اساسا ماشين سرمايه داريست. دولت سرمايه داران و ايده آل مجموعه سيستم سرمايه داريست". بنابراين مارکس اعتقاد دارد که دولت سازماندهي اي بيطرف نيست که تنها از سوي پارلمان کنترل شود. بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  جمعه 29 دی1385ساعت 3:49 AM  توسط نیهایت ولدی  | 

 

افغانستان

فردريك انگلس / برگردان : مهرداد بابا علي

 

متني كه پيش رو داريد، مقاله‌اي است به قلم انگلس كه در سال 1858 در دايره‌المعارف جديد آمريكايي «The New American Cyclopaedia» به چاپ رسيده است. ترجمه‌ي فرانسه‌ي اين متن، اخيرا در نشريه‌ي لوموند چاپ فرانسه (به تاريخ يكشنبه 30 سپتامبر ـ دوشنبه اول اكتبر 2001) در پرونده‌ي ويژه‌اش در خصوص افغانستان (ص 18) به چاپ رسيده است. تحليل انگلس از جغرافياي سياسي، شرايط اجتماعي – سياسي افغانستان و نيز مداخلات انگلستان، روسيه و ايران در امور داخلي افغانستان، نه تنها به نحو درخشاني بر يك رشته از حوادث تاريخي و بالاخص بر منازعات ميان طوايف افغان و مقابله‌ي آنان با حضور انگليسي‌ها روشني مي‌افكند، بلكه ما را قادر مي‌سازد به برخي از عناصر ثابت تاريخ سياسي افغانستان، از گذشته تا به امروز وقوف يابيم. در ميان اين عوامل، به ويژه منازعات ميان طوايف در افغانستان، نقش جنگ در زندگي روزمره‌ي مردم، عدم تمايلشان به قاعده و مقررات، فرهنگ مهمان‌نواز، ليبرال و سخاوتمند ايشان، هم‌چنين موقعيت خاص جغرافياي كشورشان جلب نظر مي‌كند. اين متن هم‌چنين نشان مي‌دهد كه چگونه مدت‌ها پيش از اخراج روس‌ها از افغانستان، انگليسي‌ها ضرب شستي جانانه از افغان‌ها چشيدند و تلاششان براي تحميل پادشاهي دست‌ساخته با شكست روبرو شد.
ترجمه‌ي حاضر از روي متن فرانسه صورت گرفته است‌، و به دليل ضيق وقت‌، و چاپ سريعتر در نشريه‌ي آرش با متن انگليسي مقايسه نشده است‌
.بقیه در ادامه مطلب منبع سایت ارش


كارل ماركس در نيويورك

 

 

(نمايشنامه)
هوارد زين

(Howard Zinn)  


فرض كنيم كه گام هاي انقلابي كارل ماركس او را به ايالات متحده رهنمون مي شد، يعني تا رؤيت تحمل ناپذيرترين دگوگوني‌هايي كه غول سرمايه‌داري پيدا كرده است‌. مورخ آمريكايي،هوارد زين، در يك نمايش تك پرده‌اي به نام «ماركس در سوهو» (كه تحت عنوان«بازگشت كارل ماركس» به فرانسوي ترجمه شده)، در خيال خود به تصور در مي آورد كه نويسنده‌ي «كاپيتال» به نيويورك مي‌رود تا در برابر اجتماعي از مردم كه پرسش‌گر و مردد به نظر مي‌رسند،از زندگي دشواري كه خود و خانواده‌اش در محله‌ي «‌سوهو» (Soho) ي لندن در قرن نوزدهم داشته سخن بگويد و نشان دهد كه با اين وضعيت كه در پايان قرن بيستم وجود دارد، نقدي كه به سرمايه‌داري داشته هم چنان معتبر است‌. هوارد زين در مقدمه‌ي اثر خود مي نويسد: «ما در جامعه‌اي زندگي مي‌كنيم كه تعبير معروف ماركس «بتوارگي كالا» آن را به نحو احسن تشريح مي‌كند‌. همان‌طور که رالف والدو امرسون [فیلسوف آمریکایی] تقريباًدر همان دوره با مشاهده‌ي نشانه‌هاي آغازين نظام صنعتي آمريكايي مي‌گفت‌: «كالا زمام و اختيار انسانيت را در دست دارد حفظ مالكيت صنعتي مهم تر از حفظ زندگي انسان ها شده است». اين نمايش‌نامه نخستين بار در سال 1995در تئاتر چرچ استريت در واشنگتن روي صحنه رفت و تا كنون بارها به اجرا درآمده است‌     ‏بقیه در ادامه مطلب


 

نقد مارکسیستی حق در فلسفه ارنست بلوخ‏                                                                                        لی‌بومیرتاریج / برگردان: ح ریاحی

 

در مارکسیسم و سوسیالیسم ظاهراً حق (و اصول اخلاقی) به مفهوم متداول آن وجود ندارد. ‏حق و انقلاب (سوسیالیستی) ظاهراً به جای رواداری یکدیگر را دفع می‌کنند. مارکس در مقاله‌ی: "بورژوازی و ضد انقلاب" می‌نویسد:‏‎ ‎‏"حوزه‌ی مورد نظر ما نه حقوق که عرصه‌ایی انقلابی است." فردریک انگلس بهترین دوست و همکار مارکس در مقاله‌ی:

"سوسیالیسم ‏قانونی" می‌گوید: "جهان‌بینی قانونی جهان‌بینی کلاسیک بورژوایی‌ است، جهان‌بینی دین‌زدایی از باورهای یزدان‌شناسانه است." در قرون ‏وسطی، کلیسا حق الهی و ارزش‌های مختلف فئودالی رابگونه ایی با هم آشتی و پیوند می‌داد، در عصر بورژوازی چنین ارتباط و پیوندی را ‏دولت و حقوق بشر به وجود می‌آورد. همانطور که بورژوازی در مبارزه طبقاتی خود علیه اشرافیت زیر لوای مذهب عمل می‌کرد، پرولتاریا ‏نیز،دست کم در آغاز، مبارزه طبقاتی خود را علیه بورژوازی تحت پوشش قانون،  پیش می‌برد.

                                   ‏بقیه در ادامه مطلب منبع سایت ارش


سلسله بحث های چپ های آلمان

برگردان ناهید جعفرپور

خصوصیت بارز سیاسی چپ جدید باید سوسیالیستی باشد.

Hans Modrow

 

توضیح : چگونه اعتراضات و مقاومت ها شکل می گیرند؟ اهداف استراتژیک چپ های  آلمان که بتوان بر مبنی آن حرکت نمود کدامند؟ چه چیزی باعث می شود که مردم برای اعتراض به خیابانها گسیل شوند و همزمان چه موانعی از آمدن آنها جلوگیری می کند؟ حزب جدید چپ آلمان چه نقشی را باید بازی کند؟

تمامی این پرسش ها در کنفرانس بین المللی رزا لوگزامبورگ در برلین مورد بحث و گفتگو قرار گرفت و نمایندگان احزاب و سازمانهای چپ آلمان در این کنفرانس نظرات خویش را اعلام نمودند. درنوشته زیر به نظرات هانس مودرو دبیر اول افتخاری حزب چپ " پ د اس " در این باره توجه می نمائیم.

تاریخ جنبش کارگری آلمان از آغاز تا به امروز سراسر از انشعابات و ...بقیه در ادامه مطلب

                                    منبع سایت پیام www.payam.nu


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  دوشنبه 25 دی1385ساعت 4:55 AM  توسط نیهایت ولدی  | 

 

       بینش رادیکال ۲

 گامی در تقویت بینش سوسیالیستی

 

                               http://www.nehayat.blogfa.com/


مادامیکه افراد فرا نگیرند در پس هر یک از جملات، اظهارات و وعده وعیدهای اخلاقی، دینی، سیاسی واجتماعی منافع طبقات مختلف را جستجو کنند - در سیاست همواره قربانی سفیهانه فریب و خود فریبی بوده و خواهند بود ...    و .ا . لنین

                                ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

                                        مانيفست حزب کمونيست

 

شبحى در اروپا در گشت و گذار است - شبح کمونيسم. همه نيروهاى اروپاى کهن براى تعقيب مقدس اين

شبح متحد شده‌اند: پاپ و تزار، مترنيخ و گيزو، راديکالهاى فرانسه و پليس آلمان.

کجاست آن حزب اپوزيسيونى که مخالفينش، که بر مسند قدرت نشسته‌اند نام کمونيستى روى آن نگذارند؟ کجاست آن حزب اپوزيسيونى که بنوبه خود داغ اتهام کمونيسم را خواه بر پيشگامترين عناصر اپوزيسيون و خواه بر مخالفين مرتجع خويش نزند؟

از اين امر دو نتيجه حاصل ميشود:

همه قدرتهاى اروپا اکنون ديگر کمونيسم را بمثابه يک قدرت تلقى ميکنند.

حال تماما وقت آن در رسيده است که کمونيستها نظرات و مقاصد و تمايلات خويش را در برابر همه جهانيان آشکارا بيان دارند و در مقابل افسانه شبح کمونيسم، مانيفست حزب خود را قرار دهند.

                    بقیه در http://frmisk.blogfa.com/post-44.aspx             

ــــــــــــــــــــــــ

 

مقاله انگس در معرفى کتاب سرمايه

http://www.kargaran.org/

 

از هنگاميکه بر روى زمين سرمايه دار و کارگر پيدا شده اثرى انتشار نيافته که براى کارگران اهميت کتاب کاپيتال را دارا باشد. در اين اثر، براى نخستين بار رابطه ميان سرمايه و کار، يعنى آن محورى که تمام نظام اجتماعى کنونى حول آن ميچرخد، به نحوى علمى آنهم با دقت و عمق و تيزبينى در تمام جوانبش تبيين گشته است. براستى مارکس در کتاب کاپيتال خود، به چنان جايگاه رفيعى ميرسد که از آنجا تمام عرصه مناسبات اجتماعى کنونى، در خطوط عمده آن، بطور روشن ترسيم گردد. همچون بيننده اى که بر فراز بلندترين قله ها قرار گرفته، مناظر کوهستانهاى پايينتر از برابر چشمانش ميگذرند. به جلد اول کتاب کاپيتال مارکس نظرى مى افکنيم.بيش از مارکس، علم اقتصاد سياسى آموخته بود که کار، سرچشمه ثروت است و معيار همه ارزشها! اين علم اقتصاد، بدرستى نشان داده بود که دو شىء، يا دو چيز، که مقدار کار برابرى صرف توليدشان شده، داراى ارزش واحدند و بعد نتيجه ميگرفت: نظر به اينکه بطور متوسط تنها ارزشهاى برابر با يکديگر مبادله پذيرند، هر ..بقیه در ادامه مطلب

 

سرمايه (کاپيتال) جلد اول- کارل مارکس

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازخواني كاپيتال ماركس
منصور حكمت

سمينار اول فوريه ٢۰۰١ 

ــــــــــــــــــــ

                                        چکیده‌‌ی اقتصاد سیاسی      
       

               منبع: http://www.alfabetmaxima.com/communshoura/index.php

                                               عباس منصوران             

 


کار ارزان، کــ-ارگــ-ر خامــوش

                              ميز گرد طرح قانون کار جمهورى اسلامى

متن شرکت کنندگان در اين ميزگردعبارت هستند از :

ايرج آذرين منصور حکمت

حميد تقوايى شهلا دانشفر

ناصر جاويد رضا مقدم

کار ارزان، کارگر خاموش

 

ضميمــ--ه:

کتاب "کار ارزان، کارگر خاموش" شامل فصلهاى زير است:

فصل اول: کلــيات لايحه کار جمهورى اسلامى

فصل دوم: آزادى اعتصاب

فصل سوم: آزادى تشکل

فصل چهارم: نمايندگى کارگران و مراجع تعيين

تکلــيف در قانون کار

فصل پنجم: تبعيض در قانون کار

فصل ششــم: دستمزد

فصل هفتم: مدت کار

فصل هشتم: تعطيلات و مرخصى ها

فصل نهم: شرايط کار زنان

فصل دهم: امنيت شغلــى و اخراج

فصل يازدهم: بيمه بيکارى

فصل دوازدهم: ايمنى و بهداشت کار

فصل سيزدهم: پيمانها و قراردادهاى دسته جمعى

فصل چهاردهم: آخرين ملاحظات و جمعبندى نهايى

ضميمه: متن قانون کار جمهورى اسلامى  

 

ا                     اپوزيسيون ليبرال بالهاى بسته‌اش را ميگشايد؟

                    اپوزيسيون ليبرال و کارکرد سياسى مانيفست گنجى

                                 ايرج آذرين

به نقل از نشريه بارو شماره ١٢ و ١٣ ، مهر و آبان ١٣٨١- سپتامبر و اکتبر ٢٠٠٢

 از عجايب اپوزيسيون ايران يکى هم اين است که «مانيفست جمهوريخواهى» اکبر گنجى را هم اپوزيسيون لائيک هواخواه اصلاحات و هم چپ راديکال سرنگونى‌طلب نشانه‌اى بر صحت مواضعشان تعبير کرده اند. چگونه چنين چيزى ممکن شده است؟ توضيح اين معما دشوار نيست و کمى پائينتر به آن ميپردازم. اما هدف اصلى مقاله حاضر، در تقابل با چنين تعابيرى، توضيح اين دو نکته است: الف) مانيفست گنجى قطعا دستمايه اپوزيسيون ليبرال خواهد شد، اما برغم هياهوى اوليه اين ماينفست تنها تسهيل کننده چرخش ضرورى به استراتژى تعديل شده‌اى است که تناقضات بيشترى را در بر دارد، و قدرت تاثير گذارى اپوزيسيون ليبرال بر بستر اصلى اصلاحات را کمتر ميکند؛ ب) برخلاف تفاسير ليبرالهاى هواخواه اصلاحات و چپ راديکال، مستقل از هر قصد و نيت شخصى، مانيفست گنجى و چرخش استراتژى اپوزيسيون ليبرال از نظر کارکرد ابژکتيو سياسى نه فقط در تقابل با جنبش اصلاحات حکومتى قرار نميگيرد، بلکه اپوزيسيون ليبرال را مهياى نقش جديدى در متن وسيعتر پيشبرد اصلاحات در حکومت اسلامى موجود ميکند، و نه بيش. ..بقیه در ادامه مطلب

ـ                                                   ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
                       چند مقاله    
                                         شوونیسم شیعی و فاشیسم فارسی اهداف یا وسایل؟
                                    فلکور کارگری، خودآگاهی ادبی و انتخاب ژرف اندیشانهً متنها    
                                     «نه‮» ‬گفتن به‮ «‬ديکتات‮» ‬های رايج
                           کارل مارکس در نيويورک
                                   (نمايشنامه)

ادامه مطلب
+ تهیه شده در  شنبه 23 دی1385ساعت 3:51 AM  توسط نیهایت ولدی  | 

                                   

                           

 

 

 

 

 

 

 

مروری بر یک شعار در جنبش دانشجویی    

 

شروین رها ـــ آذرماه 85

به نقل از به پیش! 19 یكشنبه ١٠ دی ۱۳۸۵، ٣١ دسامبر ۲۰۰٦

 

حرکت دانشجویی اخیر شور و شوقی در جامعه بپا کرد. دانشجویان که به عناوین مختلف تحت فشارواختناق سیاسی و اجتماعی ،تحت پیگرد پلیسی وبسیجی و تحت آزار و شکنجه هستند عزمشان را جزم کردند و حول و حوش شانزده آذرروز دانشجووبا بجا آوردن سنت مبارزاتی آن ، فریاد آزادیخواهانه خود را سر دادند،حرفها و درد دلهایشان را شعار کردند وبا صدای رسا به زبان آوردند.اگرچه دانشگاه ،سرای دانشجو،به محاصره در آمده بود اما این مانع از آن نشد که صدا در جا بماند و یا فریاد در گلو حبس شود.فریاد کسانی که نه میخواهند و نه میگذارند که تجربه حمله به دانشگاهها ،استقراربسیج ، دستگیری ،شکنجه واعدام را، آن طور که در سالهای اول سرکار آمدن رژیم اسلامی تحت عنوان"انقلاب فرهنگی" و سروش روی داد از سر بگذراند.باقیمانده گان آن نسل نه تنها این را فراموش نکرده اند بلکه اتفاقا خوب بیاد دارند که تنها زمانی جمهوری اسلامی از پس خفه کردن جنین انقلاب برآمد که با تمام قوا صدای زنان و دانشجویان آزادیخواه،جنبش کردستان و شوراهای کارگری را یکی پس از دیگری قلع و قمع کرد.نسل کنونی دانشجویان با وجود جوان بودنش اما این تجربه غنی را اندوخته است که رابطه ای منطقی در میان چهارجنبش کارگری،دانشجویی ، زنان وکردستان وجود دارد که

بقیه در ادامه مطلب

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

هنر استدلال

درآمد

طبقه بندی

تعاریف

گزاره ها

تحلیل مقدماتی برهان

مغالطه ها

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

وضع انقلابی

        

انقلاب اجتماعي عبارتست از حل تضادهاي اجتماعي به نحوي كه به تغيير كيفي زيربنا و روبنا يعني تغيير صورت بندي اجتماعي منجر گردد. تضاد ميان رشد نيروهاي مولده و مناسبات توليدي مباني اقتصادي يعني شرايط مادي انقلاب را فراهم مي سازد و در مرحله معيني ضرورت انقلاب اجتماعي را مطرح مي سازد.

         فراهم آمدن شرايط مادي انقلاب براي انقلاب كافي نيست. براي انقلاب اجتماعي علاوه بر شرايط مادي تغييرات عيني معين ديگري كه شرايط عيني اصطلاح مي شود ضرورت دارد و به قول لنين «مجموعه اين تغييرات عيني، وضع انقلابي ناميده مي شود.»

1 ـ بحران ملي عمومي كه هم استثمارشوندگان و هم استثمارگران را در بر مي د بدين معنا كه نه فقط استثمارشوندگان « پاييني ها » نخواهند به شيوه گذشته زندگي كنند بلكه استثمارگران «بالايي ها» هم نتوانند به شيوه گذشته حكومت نمايند.

2 ـ تشديد فوق العاده فقر و نياز توده هاي زحمتكش

     3 ـ تشديد قابل ملاحظه فعاليت توده هاي زحمتكش به نحوي كه هم در نتيجه بحران عمومي و هم در نتيجه اقدامات خود هيئت حاكمه بيش از پيش به مبارزه تاريخي مستقل جلب مي شوند.

         اوضاع بين المللي، به خصوص وجود اردوگاه سوسياليسم در شرايط كنوني، انقلاب يا بحران هاي انقلابي در كشورهاي امپرياليستي، انقلاب در كشورهاي همجوار، جنگ و نيز بحران هاي ناشي از ستم ملي و تبعيض نژادي و غيره به مثابه عوامل عيني مي توانند در پيدايش وضع انقلابي موثر باشند. وضع انقلابي ناشي از تغييرات عيني و بر حسب شرايط تاريخي در كشورهاي مختلف مي توانند به صورت گوناگون بروز كند و در اين يا آن كشور در اين يا آن زمان معين ـ اين يا آن عامل عيني  در پيدايش وضع  انقلابي نقش كمتر يا بيشتر داشته باشد.

         آنچه مهم است اينست كه انقلاب بدون وضع انقلابي ميسر نيست و وضع انقلابي معلول دگرگوني هاي عيني معين در زندگي اجتماعي است و اين دگرگوني ها به قول لنين «نه فقط به اراده افراد و گروه ها و احزاب جداگانه ، بلكه حتي به اراده طبقات جداگانه نيز بستگي ندارد».

         انقلاب بدون وضع انقلابي ميسر نيست، ولي از هر وضع انقلابي، انقلاب پديد نمي آيد. براي اين كه امكان تحول انقلابي به تحقق بپيوندد، عامل ذهني نيز ضرورت  دارد. به قول لنين:

         « انقلاب مولود هر وضع انقلابي نيست بلكه مولود وضعي است كه در آن به تغييرات پيش گفته، دگرگون ذهني يعني توانايي طبقه انقلابي، به اقدامات توده اي به حد كافي نيرومندي اضافه شود كه بتواند دولت كهنه را كه هيچگاه حتي در درون بحران ها نيز اگر آن را «نياندازند»، « نمي افتد » در هم شكند ( يا متزلزل سازد ).

         چنين كاري فقط از عهده پيشاهنگ طبقه انقلابي، يعني حزب طراز نوين طبقه كارگر برمي آيد. حزب طبقه كارگر روح و مغز عامل ذهني انقلاب را تشكيل مي دهد.

         تئوري لنيني انقلاب درست در نقطه مقابل « تئوري » چپ روها قرار دارد كه يا لزوم وضع انقلابي را براي انقلاب به كلي نفي مي كنند و يا به آن برخورد سطحي و عاميانه دارند.

 

برگرفته از وبلاگ  واژه نامه سیاسی ( بینش رادیکال 2 )

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

انتخابات اسلامی و آبرو داری ایدئولوژیک

                                         رضا مقدم، یکشنبه سوم دیماه 1385

                             به نقل از به پیش! 19 یكشنبه ١٠ دی ۱۳۸۵، ٣١ دسامبر ۲۰۰٦

برگزاری هر انتخابات اسلامی در ایران ضربه ای اساسی به استراتژی سیاسی نیروهایی نظیر لیبرالها، انواع جمهوریخواهان و طرفداران رفراندوم است که بر صندوق آرا متکی هستند.در عمر رژیم اسلامی هیچ انتخاباتی بدون تقلب نبوده است اما تقلب در انتخابات اخیر با گذشته متفاوت بود. انتخابات در ایران بمعنای رای دادن به کاندیداهایی که است هم آنها رژیم اسلامی را قبول دارند و هم رژیم اسلامی آنها را. به همین دلیل، شورای نگهبان با هر انتخابات لیستی بلند بالا از آیت الله ها و شخصیت های بی صلاحیت رژیم اسلامی که تا دیروز بسیاری از آنها دست اندر کار حکومت بودند را اعلام می کند. در دو انتخابات اخیر روشن شد که دو تن از اعضای سابق شورای نگهبان که خودشان در تعیین صلاحیت طرفداران رژیم نقش داشتند، بی صلاحیت بوده اند. با این حال حتی آنها که از نظر رژیم با صلاحیت هستند نیز لیاقت ندارند که به رای گذاشته شوند. لذا شمارش آرای صندوقها تعیین کننده انتخاب افرادی که رژیم اسلامی قبول دارد که آنها هم رژیم را کاملا قبول دارند نیست. این مکانیسم تعیین افراد را همه طرفهای درگیر قبول دارند و اعتراضات به تقلبها به ناچار برای ممانعت از تقلب و بهبود روش انتخاباتهای بعدی نیست بلکه برای گرفتن سهم بیشتر در همین سیستم مملو از تقلب است.                 بقیه در ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

دروغ و ریا برای دفاع از پینوشه

 

حمید قربانی

5 آبان

1385

به نقل از به پیش! 19 یكشنبه ١٠ دی ۱۳۸۵، ٣١ دسامبر ۲۰۰٦

 

روند سیاسی  دراین 6 ساله اخیر به روشن ترین  وجهی نشان داد که در چهرۀ رسمی آمریکا، هیچگونه  استثنائی در حمایت از حقوق دمکراتیک مردم و حکومت دمکراتیک وجود ندارد، چیزی که  با عکس العمل نشان دادن نسبت به مرگ پینوشۀ دیکتاتور  در این هفته  خط تأکید زیرش کشیده شد. این حتی  در بدترین حالتش برای سوئدیهائی که برای دیکتاتور آغوش بازکرده بودند هم صدق کرد.

در همین زمان نسبتاً کوتاهی که از پایان هزاره دوم می گذرد، الیت مسلط بر آمریکا که با یک تقلب انتخاباتی قدرت را در دست گرفت بود، یک جنگ غیرقانونی راه انداخته، بیشترین حقوق اساسی  انسانی را پایمال کرده و شکنجه را رسمی و قانونی نموده است. این  بخشی از مقاله بیل وان آئوکن(Bill Van Auken) در سایت دنیای سوسیالیست است.

مرگ پینوشه ی فاشیست  و عکس العمل نسبت به آن  در هفته اخیر، فقط تأکید ی بود بر این واقعیت.

این کمترین چیزی است که انسان  در عکس العمل ها می بیند.

بقيه در ادامه مطلب

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

مهم­ترین وقایع سال ۲۰۰۶

بهرام رحمانی

ـــــــــــــــــــــــ

250000 کودک زير خط فقر در کشور سوئد

نوشته: آن هلن  مندرج در روزنامه  استکهلم {سیتی }

ترجمه از اخترکمانگر

ــــــــــــــــــــــــــــ

صدام اعدام شد، اما کشتار  و

 رنج و آزار مردم عراق پا برجاست.

حسن رحمان پناه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بوپال، تراژدی فراموش ناشدنی!

عرفان مروت جو

 

                                    منبع : سایت پیام

                                       ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                      تزهای اکبر گنجی با چهار سده دیرآمد


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 4:29 PM  توسط نیهایت ولدی  |