
انقلاب ایران پس از 28 سال
گفتاری از صدای حزب کمونیست ایران
انقلاب سال 1357 ایران یکی از انقلابات بزرگ توده ای دهه های اخیر تاریخ جهان بود. این انقلاب که در سالهای پایانی دهه هفتاد میلادی، بعنوان یکی از چند انقلاب هم عصر خود بر یک زمینه کمابیش مشابه و مساعد جهانی در گرفت، در عین حال انقلابی با خود ویژگی های شگفت انگیز و با رنگ آمیزی سیاسی و فرهنگی خاص خود بود. دامنه وسیع انقلاب 57، تعداد عظیم و مداوم شرکت کنندگان آن، تداوم تقریبا بی وقفه آن برای مدت نسبتا طولانی که طی آن مقابله هر روزه با ارتش و پلیس و نیروهای امنیتی سرانجام تا حد فرسودن و فلج کردن دستگاههای قهار سرکوب که دهها سال برای چنین روزی تعلیم دیده و تجهیز شده بودند، و نیز از طرف دیگر شدت شیفتگی همگانی، توهمات عمیق و تاثیر نافذ افیون عوام فریبی در آن به راستی چشمگیر و جای تامل است.
بنا بر این طبیعی است که انقلاب 57 و اثرات و پیامدهای آن هنوز برای سالها از جنبه های گوناگون محل بررسی و مناقشه باشد. در عین حال جای یک جمع بندی جامع از این انقلاب و پیامدهای آن از یک دیدگاه ماتریالیستی زنده خالی است. بقیه در ادامه مطلب
مبارزه طبقاتی در سطح جهان
وینست ناوارو Vincent Navarro“- ترجمه :پیام
مانتلی ریویو ، سپتامبر ۲۰۰۶- مجله هفته
نئولیبرالیسم به مثابه یک عمل طبقاتی
یکی از نشانه های بارز عصر ما، سلطه نئولیبرالیزم در کشورهای از لحاظ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی پیشرفته سرمایه داری و نهادهای بین المللی تحت نفوذ آنها (صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی) و سازمانهای تخصصی سازمان ملل نظیر سازمان بهداشت جهانی، سازمان غذا و کشاورزی و صندوق بین المللی کودکان (UNICEF) است.
نئولیبرالیسم که در آمریکا در زمان حکومت کارتر، رسماً آغاز شد و نفوذ خود را در سرتاسر حکومت ریگان و در بریتانیا در عصر حکومت تاچر گسترش داد، به یک ایدئولوژی جهانشمول تبدیل شد. نئولیبرالیسم به یک تئوری (و نه لزوماً یک عمل) مبتنی است که مشخصات کلی آن به قرار زیر است:
۱. دولت (یا آنچه که به غلط در عرف “حکومت” خوانده می شود) باید دخالت خود در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی را کاهش دهدبقیه در ادامه مطلب
سلاح نقد، البته، نمی تواند جایگزین نقد سلاح گردد، قهر مادی باید توسط قهر مادی سرنگون گردد؛ و تئوری، تنها آن زمان به قهر مادی بدیل می شود که توده ها را در برگیرد. تئوری زمانی توده های را در بر می گیرد که سفسطه بازی را نشان دهد؛ و زمانی می تواند نشاندهنده سفسطه بازی باشد که رادیکال گردد. رادیکال بودن به مفهوم لمس کردن ریشه واقعیت ها است.
کارل مارکس: سهمی به نقد فلسفه حق هگل- 1844
ـ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مارکس در نامهای به ناشر ترجمهء فرانسوی " کاپیتال" می نویسد: " برای علم شاهراه وجود ندارد و خوشبختی رسیدن به قلههای درخشان آن فقط نصیب کسانی می شود که به خستگی بالا رفتن در جادههای پرنشیب و فراز آن نمیاندیشند
!مرگِ يک هنرمندِ قهرمان [ ويکتور خارا ]
با برگردانی ِ « انوشه » [ فريدون ايل بيگی ]
!اِله آنور مارکس : فريدريش انگلس
(برگردان : شاهين [ فريدون ايل بيگي ] )
(برگردان : آذرمبشر / شمسي مقدم نژاد [هردو : فريدون ايل بيگي ])
ولاديمير ماياکوفسکی: گفتگو با رفيق لنين
/ سيامک آزاده [ فريدون ايل بيگی ]
انسان از ديدگاه ماركس - اريش فروم-محمد راه رخشان
خودکاوی. واقف گشتن بر خویشتن-اریش فروم-محمد راه رخشان

جمهوری مهاباد،
بی ارتباط با مردم کردستان
دوم بهمن 1324 روزی بود که گروهی از معتمدین و سران عشایر و فئودالها و شیوخ مهاباد و مختص به منطقه مکریان، به رهبری یک فرد ملی_ مذهبی از طبقه متوسط جامعه کردستان ایران این حرکت را رهبری کرد و بعد از 11ماه و چند روز که با هماهنگی تعدادی از اشخاص در مناطق کردنشین دیگر در عراق (حزب هیوا) و ترکیه، این حرکت که به جمهوری مهاباد شناخته شده است توسط حکومت شاه مضمحل گشت و حداقل سه نفر از رهبران اصلی ان قاضی و......به دار اویخته شدند.گذشته از مسائل تاریخی این اتفاق، قاضی محمد و سران دیگر این حرکت ملی_مذهبی نخواستند و نتوانستند که شعارها اهداف و دورنمای این حرکت را از این چارچوب سنتی و به شدت ملی_مذهبی خارج کرده و با اتکا به نیرو و توان توده های زحمتکش جامعه کردستان این حرکت را به جنبشی مترقی تبدیل کرده و با پیوند به صدای اعتراض کارگران و زحمتکشان سایر شهرهای ایران این حرکت را از ملی گرایی و ناسیونالیسم صرف به سمت یک اعتراض توده ای سراسری در ایران پیوند دهد.در واقع فکرملی گرایی صد راه شکستن این پوسته به ظاهر سخت ناسیونالیسم شد.
اما نمادهای جمهوری مهاباد: پرچم جمهوری مهاباد که رسانه های وابسته به گروه و جریانات ناسیونالیست در این دوره از خوشه گندم و نوک قلم موجود در پرچم کردستان و همچنین تفسیر طولانی در مورد جنس پارچه و خط دوخت پرچم که اکنون میبینیم چگونه مغز متفکرین ناسیونالیست افکار جهان مدرن را به چه صورتی میخواهند متوجه خود کنند. تاکنون گذشته از تغییر در ان همچنان این نماد نامیمون را به نماد خود و به اصطلاح جنبش رهایی ملت کرد در این دوره از مبارزه مردم ایران و کردستان میخواهند تبدیل کنند و به جای سخن از درد و رنجهای مردم ایران از جنس این پارچه و نقش و نگارهای ان صحبت به میان میاورند .
شعارها: ازکردستان بزرگ به کردستان کوچک اما فعلا، از ترس کشورهای همجوار که انها نیز اقلیتی کرد دارند و از دمکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان و اکنون دمکراسی برای خورده بورژواهای کرد و قدرت سیاسی یا همان فدرالیسم ( ارمغان امریکا ) برای رهبران خورده بورژوا مانند عراق و شاید ایران بر مبنای این خوابی که بر ای ایران نیز دیده اند. اینها هویت مانیستند، اکنون نیز رهبران بورژوا و ناسیونالیست و زائده سیاست امپریالیسم حاظر به متکی شدن به کمکهای اقتصادی و همه جانبه امریکا و سایر کشورهای امپریالیستی هستند اما کاری به طبقات محروم به لحاظ برنامه و سیاست خودشان، و کارگران و زحمتکشان ندارند.بحث را بیشر از طرف شما ادامه دهیم/////////
مقاله برگرفته از وبلاگ "خلاف جریان"
اسلام، دموکراسی و ضدیت با امپریالیسم
گفنگوی فاروق سولریا با طارق علی
...............................
طارق علی معتقد است که قدرت بنيادگرايان اسلامی ريشه را در بيقدرتی و ورشکستگی چپها در اين جوامع دارد. چپهائی که تحت لوای سازمانهای غيردولتی (ان. جي. او) با حقوقهای بسيار بالا خود را فربه و پروار کردهاند. وی ميگويد: ?زمانی که مردم عليه سياستهای نئوليبرال به پا خاستهاند و تنها آلترناتيو موجود بنيادگرايان هستند، به چه چيز ديگری بايد پناه ببرند؟ آيا آنها بايد به سازمانهای غيردولتی موجود، که پر از روشنفکران چپی که حقوقهای آن چنانی ميگيرند است، پناه ببرند؟ چپها در جهان مسلمين خود را در سازمانهای غيردولتی غرق کردهاند و چنين است که از واقعيتها به دور افتادهاند بقیه در ادامه مطلب
کارل مارکس ـ سيماي آينده
کارل مارکس اين نقد لافونتن به سرمايه داري را تائيد کرده است اما اينکه در دوران سرمايه داري چپ ها مي توانند دولت را در دست بگيرند تا به انسانها خدمت کنند ، مورد تائيد مارکس نيست.
مارکس در مانيفست حزب کمونيست مي نويسد" دولت مدرن اساسا ماشين سرمايه داريست. دولت سرمايه داران و ايده آل مجموعه سيستم سرمايه داريست". بنابراين مارکس اعتقاد دارد که دولت سازماندهي اي بيطرف نيست که تنها از سوي پارلمان کنترل شود. بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب

