تبليغاتX
بینش رادیکال

بینش رادیکال

فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""

دنيا بدون فراخوان سوسياليسم،         
بدون اميد سوسياليسم،
بدون "خطر" سوسياليسم،
به چه منجلابى بدل ميشود

م ـ ح 

 

زیبـــــاترین چیــز بــرای انســان زندگـــی اســـت.

زندگی فقط یک بار به او داده می شود پس باید انرا چنان گزراند

که سالهای بهــــــدر رفته عمر موجب عزاب دردناک نگردد و  در

پیشانی داغ رسوایی نزند و تا به هنگام بدرود زندگــــــی بتوانیم

بگوییم که همه اوقاتم صرف زیباترین چیزهای جهان، صرف مبارزه

در راه رهایــــــــــــــــی بشــــــــــــــــــــــــریت بــوده اســــت.

چون تصادف یا حادثه ای تراژدیک می تواند رشته انرا بگسلــد و....

 

مـــــــــــــ ـــــــارکـــــــــــــــــــس

ویدیو زیر را ببینید

اثرات حیات بخش «در آغوش گرفتن»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

دو مقاله از لنین

 که اولین بار است به زبان فارسی منتشر می شود.

درسهاى انقلاب
لنین، ٦ سپتامبر ١٩١٧


هر انقلابى بمعناى یک تحول ناگهانى و شدید در زندگى توده‌هاى عظیم مردم است. اگر موجبات چنین تحولى فراهم نشده باشد وقوع انقلابِ حقیقى غیر ممکن است. همان گونه که هر تحولى در زندگى یک فرد، بسى چیزها به او میآموزد و وادارش میسازد خیلى چیزها را ببیند و به چیزهایى پى ببرد، به همان گونه هم انقلاب در مدت کوتاهى پر معناترین و گرانبهاترین درسها را به تمام مردم میآموزد.
در دوران انقلاب میلیونها و دهها میلیون تن از مردم در هر هفته بیش از یک سال زندگى عادى و خواب‌آلود چیز میآموزند. زیرا هنگامى که تحول ناگهانى و شدید در زندگى تمامی مردم روى میدهد، با وضوح خاصى معلوم میشود که هر یک از طبقات مردم چه هدفى را تعقیب میکند، چه نیرویى دارد و با چه روشهایى عمل میکند.

 به این لینک مراجعه کنید       http://jawanx.blogsky.com/?PostID=10

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مارکس و محیط زیست

 

جان بلامی فاستر - ترجمه محمود متحد

چنان که منتقدی گفته، در سالیان اخیر باب شده است که رشد آگاهی زیست محیطی را با «پرسش رایج پسامدرنی از فراروایت عصر روشنگری» یکسان بینگارند. بارها شنیده‌ایم که وجه مشخصه‌ی تفکر سبز دیدگاه پسامدرن و پساروشنگری آن است. این شیوه‌ی فکری، بیش از هر جای دیگر، در پاره‌ای انتقادها از مارکس و انگلس آشکار است.

بیشتر اوقات این سخن در میان است که ماتریالیسم تاریخی- که با کار دو بنیان‌گذار آن پدید آمد- یکی از اصلی‌ترین راه‌هایی بوده که مفهوم بیکنی چیرگی بر طبیعت را به دنیای مدرن انتقال داده است. رواج این دیدگاه را می‌توان از مشاهده‌ی مکرر آن در بررسی‌های خود چپ دریافت. برای نمونه، کارولین مرچنت، فمینیست و سوسیالیست طرفدار حفظ محیط زیست، می‌نویسد: «با آن که مارکس و انگلس به طرزی فوق‌العاده بر آسیب‌های «زیست‌محیطی» سرمایه‌داری آگاه بودند و حساسیتی بیش از حد معمول نسبت به آن نشان می‌دادند... لیکن اسطوره‌ی عصر روشنگری را در باب پیشرفت از رهگذر تسلط بر طبیعت پذیرفته بودند.»

البته، نمی‌توان انکار کرد که بسیاری از مدعیان پیروی از مارکس با طبیعت ......بقیه ادامه مطلب

http://frmisk.blogfa.com/post-43.aspx


آيا جامعه­ی ايران سرمايه داری است؟

 

احمد فرخی

 

در اولين برخوردهايی كه با افراد ناآگاه و غيرمطلع از مسايل اقتصادی داريم، وقتی از ستم و استثمار سرمايه داری در ايران صحبت می­كنيم پاسخ می­شنويم كه: «ای بابا در ايران كه سرمايه داری وجود ندارد، نظام  اقتصادی ما بسيار عقب افتاده است!»

برای پاسخ به اين سؤال در اولين گام بد نيست از اين دوستان سؤال كنيم، اگر مناسبات اقتصادی ايران سرمايه داری نيست، پس چه نوع مناسباتی بر اقتصاد ما حاكم است؟ منتظر پاسخ نمی­مانيم، چرا كه پاسخ علمی و منطقی دريافت نمی­كنيم. زيرا نه  تقليدی كودكانه از (سرمايه داری دولتی شوروی) در اقتصاد ايران باقی مانده و نه در دنيای امروزی اقتصادی غير از سرمايه داری وجود دارد. پس بهتر است با شناخت كامل  مؤلفه­ها و خصلت­های نظام سرمايه داری به مقايسه­ی آن با نظام اقتصادی حاكم در ايران بپردازيم.

 

 

سرمايه داری چه نوع نظام اقتصادی است؟

نظام سرمايه داری (يا كاپيتاليستی يا بورژوايی) آخرين و پيشرفته ترين شكل از نظام طبقاتی است. اين مناسبات ....

بقیه ادامه مطلب در  

 http://frmisk.blogfa.com/post-39.aspx


درباره کارزار مبارزه با خشونت سنتی علیه دختران درکامرون

اتوکردن پستان» برای حفظ نجابت دختران

 

در اکثر جوامع سنتی مسئولیت رابطه جنسی بطور عمده بر عهده زن است. در جامعه ‏سنتی باور عمومی بر این است که زن با زیبایی و جذابیت جنسی خود اشتهای جنسی ‏مرد را تحریک می‌کند و این زن است که باید "نجیب" بماند تا مرد تحریک نشود و به او ‏تعرض نکند. یکی از اصول نجابت برای زن و مبنای حفظ "نجابت" وی، پوشاندن برجستگی‌ ‏اندام‌های زنانه است. در کشور ما برمبنای همین تفکر سنتی، اندام زنانه توسط چادر و ‏مانتو پوشیده می‌شود تا مردان تحریک نشوند، ولی در کشور افریقایی کامرون رسم ‏سنت بر این است که برجستگی پستان دختران نابود گردد!‏

به این منظور، دختران در سنین بلوغ تحت عمل خشونت‌آمیز «اتو کردن پستان»
breast ironing توسط ‏مادرانشان قرار می‌گیرند تا توجه جنسی پسران و مردان را جلب نکنند. از آنجاییکه رشد ‏پستانها نشانه بلوغ جنسی است، صاف کردن پستانها به این منظور صورت می‌گیرد که ‏دختر کم سن و سال‌تر بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  پنجشنبه 30 آذر1385ساعت 1:54 AM  توسط نیهایت ولدی  | 

          

مترجم به چند زبان

http://www.eferheng.com/

گالری عکس ) متنوع و دیدنی (

http://uldoz.com/ax.asp

ــــــــــــــــــ

 

؟؟؟؟برای شناحت اسلامگرایان کلیک کنید؟؟؟؟

  • http://www.notobs.com/farsi/photos/index.htm

  • http://www.notobs.com/farsi/audioandvideo/crimes.htm


  • جواب نه به مظحکه انتخابات شوراها ابتدای  گارانتی مبارزه انقلابی و ضد سرمایه داریست برای رهای از چنگال بردگی اسلامی و مزدی

    ـــــــــــ

     اطلاعیه کمیته مرکزی حکا در مورد مضحکه انتخابات شوراهای اسلامی


    نو یسنده دربار و نویسنده ازادیخواه

     

    در جواب امثال اتروپات http://hemasechaldoran.blogfa.com/

      

     

    به گفته یکی از نویسندگان "درک این تناقض دشوار نیست زیرا حقیقت است و حقیقت همیشه ساده و روشن است"

     

     

    نيهايت

    nehayat_s@yahoo.com

     

    *****

     

    تیتر انتخابی برای این نوشته در ظاهر و باطن نشانگر و بیانگو متناقض بودن اندیشه مواضع و راهبرد دو طیف نویسندگی است که تفسیر جدی و مدون را ایجاب میکند بیگمان درصد بالای شفاف سازی در این زمینه میتواند درصد تفکیک خوب وبد را برای احاد جامعه سیر صعودی دهد.

    حال با سوالاتی چون سیر اندیشه سازی در جوامع؟ نویسنده کیست؟ با اهداف نویسندگی و بعضی پرسشهای دیگر روبرو میشویم که امیدوارم در حد توان اعترافی از حاکمان دماگوژم گرفته باشم. از ابتدای شکل گیری جوامع طبقاتی عده ای در صدد بدست گرفتن حاکمیت و توجیه قوانین بوده اند و پی در پی اکثریتی را برای قبول کردن چنین تضادی فریب می داده اند. حاصل چنین مقدمه ای این است که دو نیروی جامعه همیشه در صدد بر کنار نمودن هم بوده اند بدین ترتیب کسانی بوده اند که از منافع حاکمان دفاع کرده اند و کسانی هم با افشای واقعیت در صدد بوده اند که حقایق چنین حاکمیت نابرابر، پدیده و روابطی را روشن کنند. نتیجه ای ساده میتوان گرفت اینکه مدافعان حاکمیت همیشه در رفاه و اسایش بوده اند و مدافعان واقعیت همیشه در وضعیت نا امنی زندگی بسر برده اند که برای اکثریت ستمدیده، مدافعان واقعیت مبارز انقلابی و مدافعان دربار هم از ستمگران و عده ای مفت خور بوده اند. بی شک ابزار و دستگاههای تبلیغاتی که محدود به حکمرانان است در شکل دادن اندیشه چه از لحاظ اجتماعی و سیاسی و ... نقش مستقیمی داشته اند که این خود در خود چند پاراگراف است که خارج از حوصله این نوشته است.

     

     

    حال نویسنده کیست؟ نویسنده میتواند توان بیان حقایق در جامعه باشد یا به بیان دیگر نویسنده کسی است........

    http://frmisk.blogfa.com/post-19.aspx  بقیه مطلب


     

    زن مسلمان محجبه چگونه اسپاگتی میخورد؟

    http://efsha.co.uk/farsi/satire/spagetti.htm


  • ماركس: درباره جامعه سوسياليستي

    حدود تاريخي قانون ارزش

     

    نويسنده: رومن رازدالسكي

    برگردان: ايرج آذرين

     

    قسمت ۲

    .....اين را مي‌توان از پاراگرافي كه در آن ماركس به «جهان كودكانه باستان» در تقابل با جهان نوين سرمايه‌داري مي‌پردازد ، به بهترين نحو دريافت. ماركس در آن‌جا مي‌گويد: « آيا در جهان باستان هرگز به تفحصي ار اين باب كه كدام شكل مالكيت و غيره مولد‌ترين شكل است، بيشترين ثروت را توليد مي‌كند، بر نمي‌خوريم؟ {در پاسخ بايد گفت كه در آن‌جا،} هر چند كاتو مي‌تواند به تفحص در اين مسئله بپردازد كه كدام شيوه كاشت در يك مزرعه بيشترين محصول را به دست مي‌دهد، و بروتوس  حتي مي‌تواند پولش را با بهترين نرخ بهره وام دهد، اما ثروت به صورت هدف توليد ظاهر نمي‌شود، بل‌كه مسئله همواره اين است كه كدام كشل دارائي بهترين شهروندان  را به وجود مي‌آورد.» در جهان نوين وضع به كلي غير از اين است. در اين جهان «ثروت در تمامي اشكال آن به صورت چيزي ظاهر مي‌شود خواه اين چيز شيئي باشد يا رابطه‌اي كه به وساطت آن شيئي ، تحقق مي‌يابد چيزي كه نسبت به فرد خارجي و تصادفي {يا عَرَضي} است. پس ديدگاه قديم، بقیه در ادامه مطلب

    قسمت ۲


    دمکراسى: تعابير و واقعيات

    در مصاحبه ای با منصور حکمت

     

    جامعه بورژوايى موفق شده مقوله دموکراسى را جاى آزادى و آزاديخواهى بنشاند و به اين اعتبار حد نهايى تعرض آزايخواهانه طبقات فرودست و شکل نهايى پيروزى آنها را از پيش تعريف کند. شما براى آزادى ميجنگيد و پس از "پيروزى"، پارلمان و "پلوراليسم" تحويل ميگيريد. وجود روايتهاى مختلف از دموکراسى، حتى روايتهاى طبقاتى مختلف، اين مقوله را به يکى از مبهم ترين و تفسير بردارترين و نامعين ترين مقولات در فرهنگ اصطلاحات سياسى تبديل کرده است. جنبشها و سياستمداران مختلف، با اهداف و منافع متفاوت و گاه متضاد از دموکراسى حرف زده اند و ميزنند و قطعا منظورشان يک چيز نيست. وضعيت هاى سياسى مختلف توسط جريانات مختلف دموکراسى اطلاق شده است. از تعبيرات ضد کمونيستى و جنگ سردى، تا تعبيرات انساندوستانه و حق طلبانه، وجود داشته اند و دارند. پشت همه اين تفاسير ميتوان جوهر مشترک و ابژکتيو دموکراسى و دموکراسى طلبى را که آن را، در تمام اشکال اش، براى مثال از سوسياليسم و آزادى خواهى سوسياليستى متمايز ميکند، شناخت و تعريف کرد. اما در صحنه سياسى نفس مفهوم دمکراسى، به همين صورت کلى، چيز زيادى را بيان نميکند و کمکى به تفکيک جنبشها و جريانات اجتماعى نميکند. به اين دليل صفتها و پسوند و پيشوندهايى که به دموکراسى اضافه ميشود، تازه اجازه ميدهد اين کلمه معنى دقيق ترى پيدا کند، نظير دموکراسى ليبرالى، دموکراسى خلق، دموکراسى پارلمانى يا وکالتى (نماينده اى representative)، دموکراسى مستقيم، دموکراسى غربى و غيره. اين عبارات از نظر سياسى کاملا مفهوم و قابل تعريفند و تفاتهايشان و در موارد زيادى تناقضاتشان قابل توضيح است. جنبشها و نيروهاى مدافع هر يک از اينها هم قابل تعريف است و در بسيارى موارد کاملا قابل تفکيکند.

    .................بقیه در

     http://frmisk.blogfa.com/post-38.aspx 


    گفت و گوی مارکس و باکونين درباره ی آنارشيسم


    نوشته: موريس کرانستون
    ترجمه: محمد باي بوردي


    مقدمه:
    در تاريخ سوم نوامبر 1864، کارل مارکس و ميخائيل باکونين براي آخرين بار در لندن ملاقات کردند. اين ملاقات و گفت و گوهاي آن دو در منزل باکونين صورت گرفت. باکونين رهبر شناخته شده آشوب گرايان يا آنارشيست هاي روسيه براي ديدار کوتاهي به لندن آمده بود و مارکس نيز در همين شهر به حالت تبعيد به سر مي برد. اين دو بيست سال بود که با يک ديگر آشنا بودند، ولي دوستي آنان چندان پايدار نبود و محتاطانه رفتار مي کردند و رقابتي نيز براي رهبري بين الملل کارگران بين آن دو در گرفته بود . طرفداران مارکس اغلب در شمال و هواداران باکونين در جنوب اروپا بودند. با آن که نظريات آنها درباره سوسياليزم کاملا با يکديگر متفاوت بود ، معذالک هر کدام ديگري را متحد بلقوه اي در نبرد بر عليه بورژوازي تلقي مي کرد. در مواردي آن دو دشمن خوني يک ديگر بودند، ولي از نظر هر دو، ملاقاتشان در لندن موفقيت آميز بود.

    * * *

    باکونين: مارکس عزيز، من مي توانم چاي و توتون تعارف کنم، در غير اين صورت با کمال تاسف بايد عرض کنم فعلا فقر دامن گيرم است و امکان پذيرايي و مهمان نوازي، بسيار اندک.

    مارکس: من هميشه فقيرم باکونين و درباره ي فقر چيزي نيست که ندانم. بدترين مصيبت هاست.
    بقیه در ادامه مطلب


     


  • مردم ايران مقابل اسلام!

    شيرين عبادى مدافع اسلام! 

    شيرين عبادى ميگويد : "ميان اسلام و حقوق بشر تناقضى نيست."

    ما ميگوئيم : اسلام ذاتا ضد حقوق انسان است. اسلام ضد زن است. اسلام ضد کودک است. اسلام دين آپارتايد جنسى و نابرابرى انسانهاست. اسلام دين سنگسار و شلاق و ماشين آدمکشى و جنايت است.

    شيرين عبادى ميگويد: "بايد شريعت اسلام را با شرايط روز منطبق کرد بدون آنکه به مذهب در حکومت جمهورى اسلامى خدشه اى وارد شود."

    ما ميگوئيم : مذهب، و هر روايتى از مذهب اسلام، فى نفسه جريانى تبعيض آميز، خرافى و مغاير با آزادى و شکوفايى انسان است. مذهب ناقض برابرى کامل حقوق مدنى شهروندان و محدود کننده آزادى انديشه و نقد و حيات علمى و سياسى و اجتماعى جامعه است.

    ما ميگوئيم : مذهب حتى بعنوان امر خصوصى افراد، سد راه رهايى و شکوفايى و اعتلاى انسان است.

    ما ميگوئيم : بايد دست مذهب را از زندگى مردم کوتاه کرد. بايد جلوى تعرض روزمره دستگاه مافيايى مذهب به زن و کودک و جوان را گرفت. بايد کل بساط شريعت اسلام را از دستگاه قضايى و حقوق مدنى جامعه جارو کرد و به دور انداخت. بايد دست مذهب را از آموزش و پرورش کوتاه کرد.

    ما ميگوئيم : اولين قدم در ايجاد جامعه اى آزاد و رها از چنگال خرافات و تعصبات جاهلانه مذهبى، جدايى کامل دين از دولت و ايجاد نظامى سکولار و مدرن است.

    شيرين عبادى ميگويد: "جمهورى اسلامى اصلاح پذير است."

    ما ميگوئيم : جمهورى اسلامى اصلاح شده هم يک حکومت يک حکومت تروريستى و دستگاه آدمکشى است. حکومت ضديت با زن و کودک و جوان و کارگر است. حکومت ضد خوشى و شادى و سعادت انسانهاست. حکومت سرکوب و اختناق و بى حقوقى است. حکومت فقر و فلاکت و استثمار است. حکومت آدمکشان اسلامى است. حکومت صد هزار اعدام و جوخه هاى اعدام است. ما ميگوئيم : جمهورى اسلامى اصلاح شده هم به درد هيچ بنى بشرى نميخورد. مردم هيچ جناحى از جمهورى اسلامى را نميخواهند. مردم حکومت مذهبى نميخواهند. مردم آزادى ميخواهند، مطبوعات آزاد ميخواهند، شادى ميخواهند. رفاه ميخواهند. ميخواهند مدرن و امروزى زندگى کنند. ميخواهند زن و مرد برابر باشند. ميخواهند زن انسان فرودست نباشد. بيمه بيکارى و بيمه بهداشت ميخواهند. مسکن مناسب ميخواهند. ما ميگوئيم : سرنگونى تمام و کمال رژيم اسلامى پيش شرط خوشبختى و سعادت مردم ايران است. جمهورى اسلامى بايد سرنگون شود و بجاى آن يک حکومت آزاد، برابر، سکولار و مدرن و امروزى برپا شود!

    على جوادى

    بر گرفته از   http://www.zededin.com/Stories.html 

  • جنايت از سر "جنون"، هميشه ممکن است وجود داشته باشد. اما آن نوع جنونى که قربانيانش، از خيابان و خانه تا مدرسه و کارخانه، عمدتا زنان هستند، ديگر جنون نيست، بلکه بيان جنون آميز گوشه اى از عقل حاکم بر جامعه است.

    ادامه مطلب
    + تهیه شده در  پنجشنبه 9 آذر1385ساعت 1:45 AM  توسط نیهایت ولدی  |