تبليغاتX
بینش رادیکال

بینش رادیکال

فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""

          

ماركس: درباره جامعه سوسياليستي

حدود تاريخي قانون ارزش

 

نويسنده: رومن رازدالسكي

برگردان: ايرج آذرين

 

1-    1-               ماركس‚ درباره تكامل فرديت بشر تحت نظام سرمايه‌داري

قول مشهوري است كه بنيان‌گذاران ماركسيسم هرگونه «تصوير‌پردازي از آينده« را، تا آن‌جا كه به ايجاد سيستم‌هاي سوسياليستي ساخته و پرداخته، ناشي از «اصول ازلي ابدي عدالت» و «قوانين تحول‌ناپذير طبيعت بشري» دلالت داشت، مردود مي‌شمردند. چنين سيستم‌هائي هر چند در آن دوره‌‌هائي كه براي اولين بار مطرح شدند لازم و موجه بودند، اما به مجرد اين‌كه جنبش روبه رشد كارگري در تفسير ماترياليستي تاريخ، توسط ماركس و انگلس ارائه شد، پايه‌اي علمي يافت، به مانعي بر سر راه آن مبدل شدند. اين پايه علمي بر دكترين‌هاي سوسياليست‌هاي تخيلي به مراتب برتري داشت، و بايد مسئله درك از آينده سوسياليستي را به شيوه‌اي از بيخ و بن متفاوت طرح مي‌كرد. سوسياليسم ديگر نه به عنوان يك آرمان صرف، بل‌كه به منزله مرحله‌اي ضروري در تكامل بشريت، اوج واقعي تمامي تاريخ گذشته نطفه‌هاي مشهود اين شكل اجتماعي جديد مي‌توانست در تاريخ و در گرايشات تكاملي آن جستجو و يافت شود. اين البته بدان معنا نيست كه ماركس و انگلس هيچ دركي از سامان اقتصادي و اجتماعي سوسياليسم نداشتند (نظري كه اپورتونيست‌ها اغلب به آن‌ها نسبت مي‌دهند.) ، و يا خيلي ساده مطلب را يك‌سره به نوادگان ما واگذاردند، چنان‌كه گوئي خصلت علمي تئوري‌ها‌يشان اصلاً در همين است. برعكس، چنين مفاهيمي در دستگاه تئوريك ماركس نقشي بارز و برجسته داشتند. بررسي آثار اصلي بنيان‌گذاران ماركسيسم اين ادعا را به طور قانع‌كننده‌اي نشان مي‌دهد. به عنوان نمونه، كاپيتال ماركس را در نظر بگيريد، كه هم در پي بررسي ساختار دروني و قوانين حركت شيوه توليد سرمايه‌داريست و هم در پي ارائه اثبات و ضرورت «تحول  عظيمي» كه بايد امحاي «از خود بيگانگي » بشر يعني چيزي را به همراه آورد كه بشريت از طريق آن «حاكم واقعي و آگاه طبيعت و اجتماع خويش» خواهد شد (انگلس). بدين ترتيب ما در كاپيتال، و  ديگر آثار تداركاتي آن ، مدام به مباحث و اشاراتي بر مي‌خوريم كه سر و كارشان با مسائل يك جامعه سوسياليستي است، مباحث و اشاراتي كه به‌خصوص وجوه اشتراك و افتراق ماركس با تئوري‌هاي سوسياليست‌هاي تخيلي را روشن مي‌كنند.بقیه در ادامه مطلب

قسمت ۱


سکسولوژی


 تروریسم جمهوری اسلامی

بهرام رحمانی 

حکومت جمهوری اسلامی ایران، در انظار و افکار عمومی مردم ایران و جهان به عنوان یک حکومت تروریست، معروف شده است. زیرا این حکومت، غیر از سرکوب مداوم جنبش­های حق­طلب و آزادی­خواه ایران، شکنجه و زندان مخالفین، اعدام دسته­جمعی زندانیان سیاسی، رسما از ترور نیز به عنوان ابزاری برای از میان برداشتن فیزیکی مخالفین خود استفاده می­کند.

تاکنون در کشورهایی چون فرانسه، آلمان، ترکیه و غیره تروریست­های جمهوری اسلامی دستگیر و محاکمه و زندان و یا به عنوان عناصر «نامطلوب» اخراج شده­اند. در بسیاری از کشورها چون سوئد تروریست­های جمهوری اسلامی، بی­سر و صدا اخراج شده­اند تا روابط اقتصادی و سیاسی و دیپلماتیک دو کشور خدشه­دار نشود. اکنون نیز بار دیگر قضات آرژانتینی حکم جلب بین­المللی مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی را صادر کرده­اند..بقیه در ادامه مطلب

 


                  بی طرفی و فرار از سیاست

 

              نویسنده :نیهایت

 

این نوشته نمی تواند جامع و خالی از ضعف باشد اما سعی در این است که طرح سوالاتی در مخاطب ایجاد شود و برای یافتن جواب حساسیتی بوجود آورد.

بی طرفی خود درگیر تعاریف زیادی است در شرایط مشخص، اما نمی تواند حاکی از تفکر عینی در شرایط باشد.

بی طرفی یعنی گریز و فرار از واقعیات اجتماعی و طبقاتی جامعه، یعنی شانه خالی کردن از مبارزه ای جدی در همه اشکال. بدین سان فرار از سیاست می تواند انعکاس نقش مجهول چنین کسانی باشد در مسائل اجتماعی و...

بی طر فان و فراریان از سیاست کمتر از دو طبقه اصلی جامعه تغزیه می شوند و در جریان خود به خودی جنبش در صورت عدم خطر مادی و جانی شرکت می کنند و در بعضی اوقات می توان آنها را در طبقات اصلی جامعه هم دید. اما این کسانها خود در عدم اگاهی از طبقه خود به این طیف پیوند می شود، بی طرف می تواند روشنفکر باشد یا از طبقات محروم.

روشنفکر بدین معنا (قشری هستند که در آن افراد همه طبقات جامعه می تواند شرکت داشته باشند و با کار فکری سرو کار دارند. پزشک و معلم)

در طول حاکمیتهای استبدادی و دیکتاتوری منشانه این قشر زاده می شوند و افکار چنین کسانی نمی تواند اندیشه مبارزه جویانه انسانهای اگاه را درک کند بدین سان سعی در نفی نقش انقلابیون یا کسانی دارند که در حد مطالباتی انسانی در جامعه ای هستند که انسان جایگاه اصلی خود را دارا نیست.بی طرفان به دلیل عدم اعتقاد راسخ ومبارزه جویانه به آزادی و خواستهای هر جامعه افرادی ترسو و غیر مفید هستند. که زندگی (زندگی فلاکت بار) در جامعه را بر مبارزه ای که او را در برابر نیروی سرکوب قرار می دهد ترجیح و اپیدامی چنین اندیشه ای منفی از زندگی می تواند در رشد به آگاهی در جامعه ( چهاچوب ) تاثیرات منفی داشته باشد.منظور از دست یافتن به اگاهی لازم،روند دست یابی به اندیشه ای که در تضاد اندیشه حاکم است تعبیر میشود.بی طرفی و فرار از سیاست در جوامع بورژوازی ،نیروی دائمی خود را از قشر لمپن و بیکار جامعه میگیرد که در تضادی مرگبار مناسبات دو طبقه اصلی جامعه شکل میگیرد و در جریان انقلاب و برابری در همه زمینه ها ،این شبهه طبقه محو و به طبقات محروم  پیوند خواهد خورد.

شکل گیری این نوع موضع گیریها از بی طرفان که ( با دست خالی نمی شود و همه مردم متحد نیستند،چند سال به عمر باقی مانده و در صدد هدر ان نیستیم و برای ملت عجم....؟.و.......)نمیتواند توجیه ،منفعل بودن انها در شرایط مبارزاتی یا انقلابی جامعه باشد و این نوع اندیشه که زندگی شخصی را در برابر تلاش برای تغییر زتدگی قرار می دهد،اندیشه دگم و خالی از تعریف انسانی ازاده است.

ابزارهای سرکوب و بروکرات حکومتها ( اطلاعات.( امریکا . سیاه )  ( اسرائیل . موساد ) و ترکیه . میت ) همیشه در صدد شمارش دادن بی طرفان و فراریان از سیاست بوده اند.برای نمونه  سربازان اسلامیان تندرو، نیروهای کاملا فاشیستی متعصب و بی رحم و جاهل هستند که در صورت خطر سیاسی و اعتراضات، با نام حفظ امنیت ملی به کشت و گشتار روشنفکران دست می زنند مثال مختاری و پوینده ها بدین منظور که نیروهای سرکوب تاثیرات مستقیمی در ازدیاد این قشر تهی از مبارزات اجتماعی دارند و.......

 

اما مارکسیزم به ما می آموزد که برای بررسی نقش و پراتیک انسانها و هر شخص معین باید اوضاع و احوال اجتماعی سیاسی و فرهنگی مقدم بر شرایط حاضر را مبنا قرار داد.

 

کلام آخر دید مارکس نسبت به گذران زندگی و عمر،

 

 زیباترین چیز برای انسان زندگی است،

زندگی فقط یکبار به او داده می شود پس باید آنرا چنان گذراند که سالهای بهدر رفته عمر موجب عذاب دردناک نگردد و در پیشانی داغ رسوایی نزند و تا به هنگام بدرود زندگی بتوانیم بگوییم که همه اوقاتم صرف زیباترین چیزهای جهان صرف مبارزه در راه رهایی بشریت بوده است چون تصادف یا حادثه ای تراژدیک می تواند رشته آنرا بگسلد و ......

 

تحقیق و طوماری با استدلال عینی در این زمینه از توان من خارج است اما نوشته ای است که توان انعکاس واقعیتی از جامعه خودمان را دارا است.

                       

نیهایت...ـ(بینش رادیکال)


کارل مارکس و اندیشه عدالت

( بهرام محیی - دویچه وله )

در بررسی موضوع عدالت، نگاهی گذرا به آرای کارل مارکس (Karl Marx) از متفکران جنبش سوسياليستی سده­ی نوزدهم می­افکنيم. کارل مارکس در آغاز ملهم از فلسفه­ی روشنگری اروپا و انديشه­ی اعتقاد به پيشرفت در آن و بويژه ايده­های راديکال ـ دمکراتيک انقلاب فرانسه بود. وی در مکتب هگل فلسفه آموخت و جزو جناح چپ پيروان او بود. بعدها با حفظ هسته­ی ديالکتيکی فلسفه­ی هگل، از ديدگاهی ماترياليستی به نقد ايده­آليسم آن پرداخت.

در حاليکه هگل تاريخ را تکامل «روح جهانی» می­فهميد، برای مارکس تاريخ، مناسبات توليدی مادی و پيامدهای آن و از همان آغاز تاريخ پيکار طبقاتی است. يکی ديگر از شالوده­ها­ی فلسفی مارکس، ماترياليسم فويرباخ است که تأثيری انکارناپذير بر وی داشته است. اما مارکس به دليل بيگانه بودن آن با عمل و واقعيت اجتماعی، به نقد آن می­پردازد. مارکس از جمله در يازدهمين تز خود درباره­ی فويرباخ تصريح کرده است که: «فيلسوفان صرفا" جهان را گوناگون تفسير کرده­اند، اما موضوع بر سر تغيير آن است». بقیه در ادامه مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دفاع از موجودیت اسلام تحت لوای احترام به باورهای مردم٬ به نظر من بی اعتبار و ریاكارانه است۔  در میان مردم باورهای مختلفی هست۔  بنابراین بحث نه بر سر احترام به باورهای مردم بلكه بر سر انتخاب باورهای قابل احترام مردم است۔  هر كس هر چه بگوید به هر حال همه دارند باورهای باب میل خودشان را انتخاب میكنند۔  و لاجرم آنها كه٬ تحت لوای حرمت به باورهای مردم٬ نقد به اسلام را پس میزنند دارند فقط انتخاب معنوی و سیاسی خود را بیان میكنند و بس۔  اسلام را به عنوان یك عقیده قابل احترام برمیگزینند و فقط برای مشروعیت "خلقی" دادن به انتخابشان٬ عقاید خود را در بسته بندی "اعتقادات مردم" عرضه  میكنند۔  من به هیچ فرقه ای٬ به هیج ناحقی٬ حتی اگر همه مردم جهان به آن صحه بگذارند٬ احترام نمیگذارم۔  این را البته حق هر كس میدانم كه به هر چه میخواهد باور داشته باشد۔  اما میان احترام به آزادی عقیده افراد با احترام به عقیده افراد فرق اساسی هست۔  ما بر فراز جهان ننشسته ایم و داور این دنیا نیستیم۔  بازیگران و شركت كنندگان در آن هستیم۔  هر یك گوشه ای از این جدال تاریخی – جهانی هستیم كه٬ به نظر من٬ از آغاز تا به امروز بر سر آزادی و برابری انسانها در جریان بوده است۔  من به خرافاتی كه با آنها در حال جنگم و زجر انسانها را در چنگال آن دیده ام احترام نمیگذارام۔

منصور حکمت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

موقعیت زنان کارگر در ایران!

                                                                                  بهرام رحمانی

ماركس، به درستی می­گفت سرمايه­داری برای آن كه نگذارد كارگران توان مطالبه دستمزدی بالاتر و شرايط كاری بهتر را پيدا كنند از يك ارتش ذخيره كار بهره می­گيرد. هر وقت تقاضا برای نيروی كار آن­قدر زياد بود كه احتمال بالا رفتن دستمزدها را پيش می­آورد كارفرماها به اين ارتش ذخيره روی می­آورند تا كارگران تازه نفسی را وارد بازار كار كنند و در مقابل همه مطالبات كارگران موجود بايستند. کارگران بیکار و زنان و کودکان کار این نیروی دخیره را تشکیل می­دهند. بقیه در ادامه مطلب

 

 

 


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  پنجشنبه 18 آبان1385ساعت 0:19 AM  توسط نیهایت ولدی  | 

 

 

 

       تروريسم چيست ؟ مصاحبه با ژاک دريدا در باره مفهوم تروريسم

     برگردان: آزيتا نيکنام فوريه ۲۰۰٤

         بخشي از مصاحبه جيوواني بورادوري با ژاک دريدا

  سوال: اينکه يازده سپتامبر، رويدادعظيمي است يا نه، به جاي خود؛ ولي شما در اين مورد چه نقشي براي فلسفه قائليد؟ آيا فلسفه مي تواند در فهم اين واقعه به ما کمک کند؟

 ژاک دريدا: بدون شک، چنين « واقعه » اي نيازمند پاسخي فلسفي است ؛ يا بهتربگويم ، جوابي لازم است تا افراطي ترين پيش فرض هايي که در گفتمان هاي فلسفي، بيش از بقيه بينش ها ريشه دوانده اند، را زير سوال  ببرد . اين بينش ها، که اغلب اوقات در آنها "واقعه" توصيف، ذکر و گروه بندي شده است، از « خوابي جزمي »  ناشي مي شوند که بدون انديشه جديد فلسفي، نمي توان از آن بيدار شد؛ بدون تاملي بر فلسفه، به ويژه بر فلسفه سياسي و ارثيه آن. گفتمان رايج، يعني گفتمان وسايل ارتباط جمعي و لفاظي هاي رسمي، خيلي راحت، به برداشتهايي مثل « جنگ » يا « تروريسم » ( ملي يا بين المللي) تکيه مي کندبقیه در ادامه مطلب

                              سوسياليسم و كليسا

                                      رزا لوكزامبورگ
                                     ترجمه: آرش جلال منش

آنچه مى خوانيد ترجمه جزوه اى است كه رزا لوكزامبورگ در ۱۹۰۵ نوشت.

از زمانى كه كارگران در كشور ما و روسيه، مبارزه اى را با حكومت تزارى و سرمايه داران استثمارگر آغاز كردند، هر روز بيش از پيش كشيشانى را مى بينيم كه در خطابه هاشان از در مبارزه با كارگران مبارز در مى آيند. كشيشان با تعصبى غيرمعمول به جنگ با سوسياليست ها برخاسته و به هر وسيله اى در تلاشند تا آنها را از چشم كارگران بيندازند. مومنانى كه روزهاى يك
شنبه به كليسا مى روند يا در مراسم مذهبى شركت مى كنند، هر روز بيش از پيش مجبور مى شوند به جاى شنيدن موعظه و كسب آرامش مذهبى، به سخنرانى هاى خشونت بار سياسى به مثابه ادعانامه اى واقعى عليه سوسياليسم گوش فرا دهند. كشيشان به جاى آرامش بخشيدن به مردمى نگران و خسته از زندگى كه با ايمان به مسيحيت به كليسا رفته اند، كارگران اعتصاب گر و مخالفان حكومت را تهديد كرده و به تحمل صبورانه فقر و ستم تشويق مى كنند. آنها كليسا و منبر را به مكانى براى تبليغات سياسى تبديل كرده اند.

منبع: سایت www.marxists.org


كانون پژوهشى «نگاه»، www.negah1.com                                              

  بقیه در ادامه مطلب

دين از ديد روزا لوکزامبورگ

کليسا، برای مبارزه با سوسيا ل دمکراسی، دو وسيله در دست دارد. در جايی که مانند کشور ما (لهستان) جنبش کارگری شروع به شناساندن خود کرده است و طبقات دارنده هنوز اميدوارند که آن را نابود کنند، روحانيت با موعظه های تهديد آميز، تهمت زدن به کارگران و محکوم کردن « آزمندی» آنان، عليه سوسيا ليستها مبارزه می کند. اما در کشورهايی که آزادی های سياسی بدست آمده حزب کارگران نيرومند است، مانند آلمان، فرانسه و هلند، روحانيت در جستجوی وسائل ديگری است. در اين کشورها، روحاينت مقصود واقعی اش را پنهان می کند و ديگر نه مانند يک دشمن آشکار، بلکه همچون دوستی مصنوعی، با کارگران روبرو می شود.          منبع: www.javaan.net                                                                      بقیه در ادامه مطلب

ــــــــــــــــــــــــــــ

http://www.negah1.com

«نگاه» یک نشریه­ی سوسیالیستی و حاصل یک کار جمعی است، آن را مثله نکنید! و به مثله شدن آن هم اجازه ندهید!»

ب . هدایت

«دنیای اینترنت، دنیای عجیبی است! به همان اندازه که امکان تبادل اطلاعات را در گستره­ی جهان به سهولت و سرعت امکان پذیر می­کند، اما مرزهای قانون مندی را نیز درهم می­شکند و به هرج و مرج غریبی دامن می­زند. به ویژه وقتی که صحبت از کاربرد اینترنت در جایی است، که نه رعایت قانون کپی رایت الزامی است و نه عرف دیگری پاس داشته می­شود.

برخی از سایت­های اینترنتی، پاره­ای از مقالات دفترهای «نگاه» را با حذف لوگو و مشخصات آن بر روی سایت خود قرار داده­اند. و بعضی دیگر از سایت­ها نیز، بدون آن که لطف خود را شامل حال «نگاه» کنند و آگهی انتشار دفترهای آن را درج نمایند و یا حتا تماسی برای درج این یا آن مقاله­ی این دفترها در سایت خود بگیرند، گاه حتا به فاصله­ی یکی دو ساعت از انتشار آن­ها، دست چینی از مقالات «نگاه» را به میل و اختیار خویش روی سایت خود گذاشته­اند. این وضعیت نابسامان، ارائه­ی این توضیح را ایجاب می­کند که «نگاه» یک نشریه­ی سوسیالیستی است، که با عطف توجه به ضوابط شناخته شده­ی فعالیت مطبوعاتی منتشر می­شود. فرمت اینترنتی دفترهای «نگاه» - که ناشی از ضعف بنیه­ی مالی برای انتشار چاپی و هم زمان اینترنتی آن، عدم وجود یک شبکه­ی قانون مند توزیع کتب و نشریات سیاسی و فرهنگی و بازگشت بی دردسر و منصفانه­ی پول فروش آن­ها، و مهم­تر از همه­ی این­ها: ضرورت رساندن سریع نشریه به دست فعالین جنبش کارگری در ایران است - ذره­ای از بار این ضوابط نمی­کاهد و استفاده­ی غیر مجاز و بعضا غیر اصولی (حذف لوگو و مشخصات) آن را فراهم نمی­آورد.

در همین مدت، اما برخی دیگر از سایت­های اینترنتی - چون سایت «اتحاد چپ کارگری» - بدون هیچ گونه ارتباطی با «نگاه»، با اعلام انتشار دفترهای آن، به ابتکار خود به آن لینک داده­اند و این امکان مناسب را هم برای مراجعه کنندگان به سایت­های خود به وجود آورده­اند که با مجموعه­ی مقالات این دفترها آشنا و خواندن یکی یا چند یا همه­ی این مقالات را به تشخیص خود انتخاب نمایند.

ضمن تشکر فراوان از به کارگیری این روش اصولی، از مسئولین محترم آن سایت­هایی که به درج مقالاتی از دفترهای «نگاه» مبادرت می­کنند، تقاضا می­کنیم که بر ما منت بگذارند و به دفترهای «نگاه» لینک بدهند. به این ترتیب، نه فقط به یک تلاش جمعی برای انتشار یک نشریه­ی سوسیالیستی احترام گذاشته می­شود؛ نه فقط امکان مناسبی برای مراجعه کنندگان به این سایت­ها برای خواندن مقاله یا مقالاتی از دفترهای «نگاه» به تشخیص خود فراهم می­گردد؛ که کمک ارزنده­ای نیز به دفترهای «نگاه» و نویسندگان آن برای شکستن سانسور جمهوری اسلامی در پخش یک نشریه­ی سوسیالیستی می­شود.«نگاه» یک نشریه­ی سوسیالیستی و حاصل یک کار جمعی است، آن را مثله نکنید! و به مثله شدن آن هم اجازه ندهید!»

آیا یک مارکسیست می‌تواند به حقوق بشر باور داشته باشد؟

 

استیون لوکس

ح.ریاحی

پرسش فوق را می‌توان به دو صورت کاملا متفاوت مطرح کرد. یکی از دیدگاه جرمی بنتام، یعنی از نقطه‌نظر فایده‌باورانه(UTILIARIAN). او حقوق طبیعی را "پوچ و بی معنی"و حقوق طبیعی خدشه‌ناپذیر را "واقعا پوچ و بی‌معنی" می‌دانست. از این روست که مثلا سر جورج کورن. وال. لویس اصطلاح‌هایی هم‌‌چون "حقوق اصیل، حقوق طبیعی، حقوق نسخ‌ناپذیر، حقوق جدایی‌ناپذیر، حقوق خدشه‌ناپذیر، حقوق ارثی، حقوق ذاتی" (1) و غیره را حقوقی می‌دانست که:

"سرچشمۀ آن‌ها در تئوری وضع طبیعی و قرارداد اجتماعی قرار دارد؛ اما از این حقوق اغلب کسانی استفاده می‌کنند که این نظریه‌ی پوچ و زیان‌آور را هرگز نشنیده‌اند و اگر از آن اطلاع ‌داشتند احتمالا آن را رد می‌کردند. آن‌ها خواست‌‌هایی دارند که حقوق می‌نامند و معتقدند که در یک خط مشی‌سیاسی عقلانی چنین حقوقی، قانونا مورد تایید قرار دارد. وظیفة این اشخاص این است که نشان دهند لازمة یک خط مشی سیاسی عقلانی، پاسخ‌گویی به خواست آن‌هاست. اما

 

    بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  یکشنبه 14 آبان1385ساعت 7:29 PM  توسط نیهایت ولدی  |