ایمیل مدیر وبلاگ بینش رادیکال " نیهایت " م ـ و "
از مقدمه اى بر نقد فلسفه حق هگل
کارل مارکس
اساس نقد مذهب اين است که انسان مذهب را آفريده، خدا و مذهب انسان را خلق نکرده. مذهب در واقع خودآگاهى انسانى است که هنوز خود را بازنيافته يا خود را باخته و از دست داده است. اما انسان يک موجود انتزاعى فارغ از جهان اطراف خود نيست. انسان، انسان جهان، دولت و جامعه است. اين دولت و جامعه، مذهب را توليد مى کنند. مذهب تئورى عمومى اين جهان است. دائره المعارف آن و منطق آن در يک فرم و ظاهر عامه پسند است. معنويات اين جهان و زمينه عمومى توجيه اين جهان است. انعکاس ذات بشرى در يک قالب شبح گونه است. مبارزه عليه مذهب از اين رو مبارزه اى غير مستقيم عليه جهانى است که مذهب معنويات آن را مى سازد. ستم مذهبى، انعکاس و بيان ستم هاى واقعى و ملموس است و اعتراض به مذهب، اعتراض به ستم هاى اين جهان است. مذهب آه مخلوق ستمديده است، روح جهان بى روح و قلب جهان قسى القلب است. مذهب افيون مردم است. اعتقاد به مذهب که يک خوشى و سعادت خيالى و دروغين را در بين مردم بوجود مى آورد، در واقع نشانه خواست و تمناى مردم براى دستيابى به خوشحالى و سعادت واقعى در جهان است. اين خواست که مردم بايد توهم در مورد موقعيت و شرايط مادى شان را کنار بگذارند به اين معنى است که بايد خود اين شرايط و موقعيت را (که براى توجيه خود محتاج به توهم و خيال سازى در بين مردم است) تغيير دهند. از اين رو نقد بهشت و مذهب تبديل به نقد جهان زمينى مى شود، نقد مذهب به نقد قانون، به نقد الهيات و به نقد سياست منجر مى شود.
http://www.bikhodayan.com/ سایت بی خدایان
|
ایمیل مدیر وبلاگ بینش رادیکال " نیهایت " م ـ و " |
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
"کائوتسکى که شيفته "خالص بودن" دمکراسى است مرتکب همان اشتباه کوچکى ميشود که تمام دمکراتهاى بورژوا هميشه مرتکب ميشوند: او برابرى صورى را - که در دوران سرمايهدارى سراپا دروغ و سالوس است - بعنوان برابرى واقعى ميپذيرد! استثمارگر نميتواند با استثمارشونده برابر باشد. اين حقيقت، هر اندازه هم که براى کائوتسکى نامطبوع باشد، مهمترين مضمون سوسياليسم است. تا زمانى که امکان استثمار يک طبقه به توسط طبقه ديگر بکلى از بين نرفته باشد، برابرى واقعى و عملى هم نميتواند وجود داشته باشد.
لـــنـــيــــن
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انقلاب پرولترى و کائوتسکى مرتد
نوشته لنين، ١٠ نوامبر سال ١٩١٨
مختل کردن وحدت در پوشش فريادهای وحدتطلبانه 
فتح شده و ثبت شده 
سوسياليسم و دهقانان
اتحاديههای کارگری کارل مارکس
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قتل عام فراموش شده
مای ویشلمن
25 جولای 2007
...........در طول تاریخ سرمایه و سرمایه داری و بویژه در قرن گذشته چندین قتل عام بوقوع پیوسته اند. مقاله ای که در زیر ترجمه آن را می خوانید، در باره یکی ازاین فجایع انسانی است این مقاله، قتل عام یک میلیون کمونیست اندونزی را که در دهه 1960 بوسیله رژیم سفاک و دیکتاتور ژنرال سوهارتو که با پشتیبانی و راهنمائی سرمایه غرب و مخصوصاً سرمایه امپریالیستی آمریکا انجام گرفت را بررسی می کند. نویسنده در نتیجه گیری اش این سئوال را مطرح می کند: این پرسیدنی است که برای کشوری که تاریخ معاصرش ناشناخته بماند، چه آینده ای می توان پیش بینی کرد؟" این سئوالی است که می توان آنرا در رابطه با گورستانهای دسته جمعی زندانینان سیاسی ایران نیز پرسید.ادامه مطلب
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
"دولت رانت خوار نفتی" و تنگنای اصلاح طلبان
ایرج آذرین
مرداد 1386
"دولت رانت خوار نفتی" مبحث تازه ای در بررسی اقتصاد و جامعۀ ایران نیست. تحلیلگران اقتصاد و سیاست ایران بیش از سی سال پیش این مقوله را در مورد دولت محمدرضا شاه در اوایل دهۀ 1350 بکار برده بودند، و چند سال بعد با کتاب محمدعلی همایون کاتوزیان تحت عنوان «اقتصاد سیاسی ایران» مقولۀ "دولت رانت نفتی" وارد مباحثات روشنفکری ایران شد. آنچه اکنون بررسی این مقوله را لازم می کند این واقعیت است که در چند ماه اخیر اصطلاح "دولت رانت خوار نفتی"، یا "دولت رانتی"، "دولت نفتی" و نظایر آن ها، در مطبوعات اصلاح طلبان حکومتی هرچه بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد. در مباحثات میان نظریه پردازان دوم خردادی نیز اکنون مقولۀ "دولت رانت خوار نفتی" به یکی از محورهای بحث درونی بدل شده است. مقالۀ حاضر با بررسی "دولت رانت خوار نفتی" این هدف را دارد که الف) نشان دهد این نظریه برای تبیین دولت در ایران به کار نمی آید و راهگشای مبارزه علیه دیکتاتوری موجود نیست؛ و ب) رواج این نظریه در مقطع فعلی نشانۀ تنگنایی است که اصلاح طلبان حکومتی در آن قرار دارند.ادامه مطلب
به نقل از به پیش! نشریه اتحاد سوسیالیستی کارگری شماره 24
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آناتومی ناسیونالیسم قومی
نظرات رضا براهنی بعنوان یک بر رسی موردی
سعید کرامت-تورنتو
مقدمه
مهم ترين گرايش سياسی ای که شيرازه جامعه ايران را تهديد می کند، ناسيوناليسم قومی است. اين گرايش سياسی ازنظر فکری ضعيف وازلحاظ تشکيلاتی نا منسجم است. اما اين ضعف ها نبايستي قشر آزاديخواه و سکولار جامعه را از پتانسيل مخرب و غير انساني اين تفکر غافل بدارد. ناسيوناليسم قومي فعال و متفکر دارد. تعدادی هستند که، آگاها نه يا نا آگاهانه، بذركينه قومي مي کارند. زمينه سازبوجود آمدن اردوهای متخاصم قومي هستند. سعی دارند که هويت قومي را جايگذين هويت انساني
شهروندان بکنند.ادامه مطلب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با شنیدن نام پیکاسو بیاد نقاشی میافتیم با آثاری عجیب و غریب: تصویر انسانهایی با اندامهای نابجا، چهره زنانی با دو بینی و سه چشم، تصویر نریانی در چنگ خشمی بی مها ر، با اندامی کج و معوج و شاخهایی چنگک وار.
گاهی مجموعه ای از تصاویر ونقاشیها که با شکل واقعی شان تطابق ندارند، تحت نام «پیکاسو» معرفی میشوند. بدینوسیله به سبک هنری ای اشاره میشود که انتظارات ما را بر نمیآورد و تحیر، تحسین و حتی گاهی خشم و انزجار ما را بر می انگیزد. پیکاسو در طول زندگیش همواره با اینگونه برخوردهای نامطلوب مواجه میشد ولی هیچگاه در مقابل پرخاش این و آن خم به ابرو نمیاورد. او بر این باور بود که هنرمند نباید به تقلید موبموی طبیعت اکتفا کند، برعکس، باید از واقعیت همیشه گامی جلوتر باشد و ببرکت احساس، خرد و خیالش بدان قوام بخشد و از اینرو بود که میگفت : "من آنچه را که میدانم نقاشی میکنم، نه آ نچه را که می بینم پیکاسو کی بود؟ نقاش کله شقی که فقط برداشت شخصی خود را از جهان مطلق کرده بود؟
پیکاسو نقاش کبوتر صلح ( که معروف همگان است) بود و مبارز ضد فاشیست، دوست صمیمی مردم ستمدیده و کمونیستها، شرکت کنندهء فعال کنگره های جهانی صلح و برندهء جایزهء لنینی صلح آیا پیکاسو شخصیتی دوگانه داشت : مردی که به عنوان هنرمند تصاویر عجیب و غریب غیر قابل فهم میکشید و به عنوان یک مبارز سیاسی در مبارزهء طبقاتی موضعی صریح و بی چون و چرا داشت؟
منبع: وبلاگ گزیده های آرش و آیدا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه مطلب
