تبليغاتX
بینش رادیکال

بینش رادیکال

فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""

به وبلاگ تریبون مارکسیزم سر بزنید

                     www.tmarxism.blogfa.com                     ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مهم___ اگر کسی توان جنگ ايدئولوژیک نداره و فحاشی میکنه....مقدار کمیت و کیفیتش را باید در ترازو "پراگماتیسم "فیلیستینیسم"انتقاد پان اسلامیستی "جست. حال در هر شکلش برای کمونیستها مبارزه باهاش با تجارب تاکتیکی و حال مارکسیستی سهلتر از ان است که فردی "قربانی شده" بخواد مورد تنفرش قرار بده و......

نیهایت"م ـ و
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

وضعیت فعلی و گام های ضروری

(نکاتی در مورد جنبش دانشجویی و چپ  )

 مطالعه دقیق این مطلب به رفقای  دانشجوی چپ و سوسیالیستی که هنوز در حالت سردرگمی پس از ضربه آذرماه سال گذشته به سر می برند  و در پی یافتن علل به وجود آمدن این وضعیت و یافتن راههای برون رفت از آن هستند پیشنهاد می شود .

 هدف این یادداشت این است که، با گردآوری یک سلسله  نظرات در یک شمای واحد تحلیلی، بر محورهایی تأکید کند که تمرکز بحث بر آنها می تواند بحث های جاری در مورد ضربۀ اخیر را بسرعت به فرجام برساند و به نتیجه گیری عملی برای فعالان چپ منجر شود...  

 

بقیه متن را در " ادامه مطلب" مطالعه کنید

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بیانیه اعلام موجودیت جمعي از سوسیالیست هاي كامياران

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکوتاه در مورد

بیانیه اعلام موجودیت جمعي از سوسیالیست هاي كامياران

:نیهایت

عزیزان: اندکى آشنائى با مارکسيسم مقولات و مفاهيمى که مارکسيسم در خدمت نقد انواع سوسیالیستهای تخیلی بکار ميگيرد، به خوبی در اوظاع و احوال مشخص میتواند به درستی،قدرت جازبه را به سیب بازگرداند.حال باید بیش از این به این موضوع پرداخت.
برای مثال شیوه های سوسیالیستی در متود و راهبردهای متشکل کردن طبقه کارگر از دیدگاه صالحیها اسانلوها و حکیمیها متفاوت و بیان واقعیتی عینی در جنبش کارگریست.حال به قول لنین باید در لابلای جملات و گفتارها تعمق کرد ومنافع طبقاتی را به خوبی تشخیص و تمیز داد.

________باید به درستی نقش حزب کارگری را از دیدگاه مارکسیستی به نقشی که میتواند در جنین تشکلها،ان جی اوها،جنبشها......ایفا کند درک کرد.

_______________مهمتر شفافیتی است که میتوانیم از سوسیالیزم داشته باشیم
که در مانیفست کردن روزانه خود در همه اشکالش به خوبی به واقعیات سوسیالیستی و متظاهری بودن ان هم میتوان به سادگی پی برد.
بیانیه در دفاع خود از سوسیالیزم مورد نظر و تفسیر سوسیالیست مورد انتقاد در ادامه مینویسد:

صادق نبودن با توده,جدا دانستن خود از طبقه کارگر و در پیش گرفتن گرایشات غلط» چنین مشخصات و مختصات مرزی» متعلق به هر جریان فکری جه حزبی چه تشکلی باشد میتواند در هر حرکتی هر چند هم جهشی ۵۰ سال جنبش کارگری را به عقب بازگرداند.بقیه در ادامه مطلب

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

               مزد روزانه عادلانه برای کار روزانه عادلانه

فريدريش انگلس

سرمقاله روزنامه "ليبر استاندارد"، اول ماه مه ١٨٨١
بازنويسى از روى ترجمه فارسى
نشر کارگری سوسياليستی

..........مزد روزانه عادلانه برای کار روزانه عادلانه؟ خوب، اما مزد روزانه عادلانه و کار روزانه عادلانه چيست؟ و اينها چگونه بوسيله قوانينی که جامعه مدرن تحت آنها موجوديت يافته و تکامل مييابد تعيين ميشوند؟ برای آنکه بتوانيم پاسخی برای اين سئوالات پيدا کنيم، بايستی نه به علم اخلاق يا حقوق و يا عدالت استناد ورزيم و نه به احساسات ظريف انساندوستانه و دادگری و حتی شفقت و ترحم متوسل گرديم. آنچه از نظر اخلاقی عادلانه است، آری حتی آنچه برحسب قانون عادلانه است، ميتواند با آنچه از نظر اجتماعی عادلانه است، بی اندازه تفاوت داشته باشد. درباره عدالت يا بی عدالتی اجتماعی ميتوان فقط به کمک يک علم قضاوت کرد، بوسيله عملی که به واقعيات مادی توليد و مبادله ميپردازد، يعنی علم اقتصاد سياسی.   بقیه در ادامه مطلب

                      ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حزب کمونيست ايران در گرو چيست؟ (طرح کلى)- منصور حکمت، ف. پرتو

خواندنش مفید برای درکی تیوری از تشکیل حزب" نیهایت

                         ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                 سؤال: آيا ايران کشور چند مليتى است؟

منصور حکمت: اطلاق چند مليتى به يک کشور يا يک جامعه يک انتخاب سياسى است، کما اينکه اگر بپرسند آيا ايران يک جامعه اسلامى است، من ميگويم نه، يکى ميگويد آره. به نظر من ملت و مليت مقوله‌اى است سياسى، مقوله‌اى است ايدئولوژيکى. کسى که تصميم ميگيرد براى مثال يک انسان را با قوميّتش تعريف کند و بگويد من اين را "آذرى" ميدانم، اين را "هوتو" ميدانم، اين را "پشتو" ميدانم، اين را "ايگو" ميدانم، اين را "باسک" ميدانم و... دارد يک انتخاب سياسى ميکند و دارد رنگ ايدئولوژى خودش را به آن جامعه ميزند. ايران ممکن است چند مليتى باشد يا نباشد، بستگى به اين دارد که ايدئولوژى رسمى در آن کشور و تبيين رسمى از آن کشور را کسانى مينويسند که مقولات قومى براى‌شان برجستگى دارد يا نه؟ اگه من باشم ميگويم نه فقط ايران، بلکه هيچ جا، کشورهاى جهان چند مليتى نيستند. آدمها با زبانهاى مختلف با هم حرف ميزنند، اينکه به آنها بگوييم ملت، حاصل جنبش ناسيوناليستى در اين کشورهاست. در دوره‌هايى اين آدمها به خودشان نگفته‌اند ملت. بعدا همين ملتهاى موجود ممکن است به چند مليت ديگر تقسيم شوند. اين يک رويداد سياسى ايدئولوژيکى است و جزو علوم مثبته نيست. اگر مردم ايران را آزمايش بکنيم و DNA هايشان را بررسى کنيم، چيزى راجع به لر يا گيلک بودن آنها را نميگويد. اين يک بحث سياسى است. ايدئولوژيک است. شما ميتوانيد انتخاب بکنيد که کس ديگرى مردم را اينطورى تقسيم بکند. من ميخواهم اينطورى تقسيمشان نکنم و ميگويم مردم ايران يک عده انسان متساوى‌الحقوق هستند و به زبانهاى مختلفى هم حرف ميزنند، اميدوارم زبانهاى بيشترى هم ياد بگيرند حرف بزنند.
5
آيا ستم ملى وجود دارد؟ حتما وجود دارد، براى اينکه ناسيوناليسم وجود دارد و ناسيوناليسم تخصصش اين است که مليت را تبديل کند به يک مرز غير قابل عبور، آدمها را به اين ترتيب تقسيم کند و تفرقه در آنها بوجود آورد. براى اينکه بعنوان يک ملت به ملت ديگرى زور بگويد، ستم ملى وجود دارد.
6
ولى ستم ملى را بايد رفع کرد، پاسخ ستم ملى، کشور دادن به مردم نيست. هر کس بياد و به شما بگه حسن آقا دارند پشت سر من جوک درست ميکنند، شما به من يک کشور بدهيد، شما از او قبول نميکنيد. ستم ملى جوابش رفع ستم ملى است. همانطور که ستم جنسى جوابش رفع ستم جنسى است و ستم نژادى جوابش رفع ستم نژادى و کشور دادن به قربانيانش نيست. اين را ناسيوناليستها در دو سه قرن اخير در جهان باب کرده‌اند که مليت مبناى حکومت است. به نظر من ملت مبناى حاکميت نيست، مبناى فلسفى حکومت مليت نيست. مبناى فلسفى حکومت فقط ميتواند انسان باشد و اتحاد داوطلبانه آدمهايى که آنجا ميخواهند زندگى کنند، مبنا شهروندى است. در نتيجه اگر فرض کنيم که حکومتها قرار نيست ملى باشند و ناسيوناليستى، آنوقت معلوم نيست چرا ستم ملى بايد به تشکيل کشورهاى مختلفى منجر بشود.
7
يک نمونه ديگر راجع به مساله ملى...
اگر ناسيوناليستها همت کنند و چنان مسائل ملى را باد بزنند و چنان فجايع ملى بوجود بياورند که ديگر نشود بين آن ملتها با زبان خوش صلح و صفا ايجاد کرد، بله مجبوريم بعنوان يک راه حل تلخ از جدايى مردم حرف بزنيم و به رفراندومهايى قائل باشيم که اجازه ميدهد که ملتى که به آن خيلى ظلم شده و ديگر خوش‌بينى‌اش را نسبت به اتحاد داوطلبانه از دست داده، اگر ميخواهد جدا بشود. به اين اعتبار من ميپذيرم. در مورد کردستان، خود ما سياست رسمى‌مان اجازه داده به يک رفراندوم و خواست يک رفراندوم در کردستان که آيا مردم کردستان ميخواهند جدا بشوند يا ميخواهند در ايران با بقيه مردم با شرايط مساوى با بقيه شهروندان بمانند؟ ولى اين رفراندوم را شما ميگوييد بايد در مورد گيلان هم گذاشت؟ من اينطور فکر نميکنم! هر چقدر هم ممکن است به مردم گيلان ستم روا شده باشه، مساله ملى که در آن خون بپا شده باشد، بدبينى و دل‌چرکينى بوجود آمده باشد، غم پشت سرش نهفته باشد، خشم انبار شده باشد، چنين مساله‌اى در مورد مردم گيلک نداريم. هر وقت چنين مساله‌اى را برايمان ساختند، آنوقت مجبوريم با همين نسخه برويم سراغش. ولى ما به استقبال تجزيه آدمها نميرويم، به استقبال جدا کردن انسانها از همديگر نميرويم، به استقبال تقسيم آنها به کشورهاى شش در چهار که در هر کدامش قومى زندگى ميکند نميرويم. برعکس جهان بايد مرزهايش را بردارد، بايد آدمها با هم زندگى کنند، به هر زبانى ميخواهند حرف بزنند، به هر زبانى ميخواند بنويسند و هر کدامش را در مراودات ادارى مؤثرتر است بکار ببرند.
8
من شخصا نه به ناسيوناليستم و نه به هيچ ناسيوناليستى نميخواهم آوانس بدهم.

برگرفته از:.::انسان طاغی با همین ق::.


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 4:25 AM  توسط نیهایت ولدی  | 

ترس از گام برداشتن بسوى سوسياليسم رقّت‌انگيزترين و بزرگترين خيانت به امر پرولتارياست - لنين 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فرهنگ اصطلاحات فلسفه و تئوری

 

به کوشش دکتر امير حسن پور

 

طبقه

طرح مسأله:

"طبقه" اگر مهمترين مفهوم تئوری مارکسيستی نباشد يکی از چند مفهوم بنيادی آن به حساب می آيد. مارکس و انگلس در مانيفست کمونيست (1848) اعلام کردند که «تاريخ کليه جوامعی که تا کنون وجود داشته اند تاريخ مبارزه طبقاتی است». سی سال بعد  خطاب به عده ای ازفعالین سوسیالیست نوشتند: «تقريبا مدت چهل سال است ما تاکيد کرده ايم که مبارزه طبقاتی، نيروی محرکه بلاواسطه تاريخ است و بخصوص مبارزه طبقاتی بين بورژوازی و پرولتاريا اهرم بزرگ انقلاب اجتماعی مدرن است». (1)

اما اگر تاريخ جوامع بشری، تاريخ مبارزه طبقاتی است، مفهوم طبقه، خودش به عرصه مبارزه طبقاتی تبديل شده است. از يکطرف، مبارزه سياسی و ايدئولوژيک بر سر مفهوم طبقه در بين نمايندگان فکری طبقات متخاصم، از برده دار و برده گرفته تا بورژوازی و پرولتاريا، در جريان بوده است. طبقات استثمارگر و نمايندگان فکری آنها، وجود نابرابری اجتماعی و اقتصادی و تقسيم  جامعه را به طبقات فرمانروا و فرمانبر، امری طبيعی، فطری، غريزی، الهی، ازلی و اجتناب ناپذير به حساب آورده اند و هر گونه مقاومت را فتنه، غائله، بلوا، آشوب، بغی و طغيان ناميده اند. برعکس طبقات استثمارشده و نمايندگان فکری آنان، نابرابری و استثمار را غير طبيعی و غيرعادلانه دانسته اند و به مبارزه عليه آن دست زده اند. اين مبارزه فکری بسيار نابرابر بوده است، زيرا طبقات حاکمه در عين تسلط بر توليد اقتصادی و استفاده از نيروی قهريه، عرصه توليد فکری را نيز کنترل می کنند و از طريق فرهنگ،  دين، هنر، ادبيات، قانون و عرف نيز به بازتوليد و حفظ نظام طبقاتی می پردازند. با ظهور سوسياليسم و بويژه سوسياليسم مارکسيستی، جهش بزرگی در درک طبقات و مبارزه طبقاتی صورت گرفت.

از طرف ديگر، در درون مارکسيسم نيز درک طبقه و تئوريزه کردن آن بقیه در ادامه مطلب 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                       ادای دين به لمپنيسم 

                              نگاهی به فيلم اخراجی ها ساخته مسعود ده نمكی

                            باربد کيوان

اخراجی های ده نمكی خيلی زود اكران شد. در جريان جشنواره فجر امسال به اندازه كافی بر سر اين فيلم تبليغ و سر و صدا شده بود. بنابراين تهيه كنندگان فيلم حالا با خيال راحت می توانستند اخراجی ها را روی پرده بفرستند و سودش را ببرند. در مراسم پايانی جشنواره ديديم كه ده نمكی ظاهرا با اكراه روی سن رفت و روشنفكران نخبه گرا را مورد حمله قرار داد و بر جدايی تاريخی آنان از توده مردم و خواسته ها و سليقه هايشان تاكيد گذاشت. در آفيش تبليغاتی سر در سينماها نيز چنين می خوانيم: "فيلم منتخب تماشاگران جشنواره فجر". اگر چنين باشد واقعا بايد گفت: وای به حال ما! حالا بعضی روشنفكران در نشريات اصلاح طلب به تجزيه و تحليل اخراجی ها می پردازند و چنين نتيجه گيری می كنند كه ده نمكی قدم در راه مخملباف گذاشته و كم كم دارد سر عقل می آيد! يكی از سينماگران، ورود ده نمكی را به جرگه خودی ها خوشامد گفته، از اينكه او "زبان شريف سينما را برای بيان عقايد خود انتخاب كرده" ابراز خرسندی می كند.

قضيه چيست؟ به نظر می آيد كه اين ميان، سوراخ دعا گم شده است. از تماشاگران راضی........... بقیه در ادامه مطلب 

ــــــــــــــــــــــــــــــ

مارکسيسم و «اصول ويژه»

 

نظريه مارکس و انگلس در باره رابطه کمونيستها و مبارزه طبقاتی «جاری»

 

پيوست مقاله آگاهی "خودبخودی – بورژوايی" و آگاهی "طبقاتی – کمونيستی" کارگران

 

پيام دامون                                

 مشهورترين سخنان ونظريات مارکس و انگلس در خصوص رابطه ميان جنبش کمونيستی و مبارزه طبقاتی کارگران دريکی از فصل های مانيفست به نام «پرولتارها و کمونيستها» آمده است:

«نظريات تئوريک کمونيستها بهيچوجه مبتنی بر ايده ها و اصولی، که يک مصلح جهان کشف و يا اختراع کرده باشد، نيست. اين نظريات فقط عبارت است از بيان کلی مناسبات طبقاتی واقعی مبارزه جاری طبقاتی و آن جنبش تاريخی که در برابر ديدگان ما جريان دارد. و... صفت مميزه کمونيسم عبارت ازالغاء مالکيت بطور کلی نيست بلکه عبارت است ازالغاء مالکيت بورژوازی.»(1)

اين سخنان مارکس وانگلس در مانيفست بشدت از سوی  راست های اکونوميست و  دگماتيک های «چپ»، تحريف شده است.

                                                   

 الف - تحريف اکونوميستی  

بيشتراکونوميستها مايلند اين سخن را اينگونه تفسير کنند که منظور از«مبارزه جاری طبقاتی» و «آن جنبش تاريخی که در برابر ديدگان ما جريان دارد»، مبارزه «اقتصادی» و يا «سياسی - ترديونيونيستی» طبقه کارگر است. آنان سفسطه گرانه می گويند: اين درست همان مبارزات «جاری» است که در برابر «ديدگان ما» جريان دارد. به اين ترتيب از نظر اينان نظريات تئوريک کمونيستها صرفاَ تابع و بيان اين نوع مبارزه است.

اين اکونوميستهای خيلی خيلی «با حافظه» فراموش می کنند که مبارزات انقلابی سياسی طبقه کارگر در فرانسه (انقلاب فوريه 1848) (چند هفته پيش از انتشار مانيفست) و يا قيام ژوئن کارگران پاريس (چند هفته پيش از برگردان فرانسوی آن) نيز مبارزات «جاری» بود که در برابر «ديدگان» نويسندگان مانيفست قرار داشت يا قرار گرفت. اينان فراموش می کنند که «کمون پاريس» اولين حکومت کارگران نيز«جنبش تاريخی» بود که دربرابر ديدگان نويسندگان مانيفست21 سال پس از نگارش  آن  جاری شد و جريان يافت؛ و يکی از پيشگفتارهای اين کتاب (چاپ آلمانی 1872) درست پس از نخستين تصرف قدرت سياسی و برقراری ديکتاتوری طبقه کارگردر پاريس نگارش يافت.

 نکته ی  بسيار مهم ديگر اينست که نظريات کمونيستها بيان صرفاَ منفعلانه مبارزات سياسی - انقلابی طبقه کارگر نيز نيست. بل بيان نقادانه چنين مبارزاتی است. نقد مارکس خواه از مبارزات کارگران در فرانسه و يا نقادی کمون پاريس و نقاط قوت، کمبودها و نقاط ضعف طبقه کارگر در کمون پاريس و ارائه راههای نوين از جمله نقادی های يک ايدئولوگ طبقه کارگر از مبارزات اين طبقه است. اگر کار کمونيستها صرفاَ بيان بی کم و کاست مبارزات طبقه کارگر بود، پس  چه جای بررسی نقادانه چنين مبارزاتی از سوی مارکس وجود داشت؟ چگونه بايد طبقه کارگر از شکست هايی نظير شکست کمون پاريس درس می گرفت؟

اينان از سر کين وعامدانه بياد نمی آورند که مارکس و انگلس پيش از اين پاره ی ياد شده، پاره های ديگر نيز نوشته بودند: از جمله:

1- «فرق کمونيستها با ديگر احزاب پرولتاری تنها در اين است که از طرفی، کمونيستها در مبارزات پرولتارهای ملل گوناگون، مصالح مشترک همه پرولتاريا را صرف نظر از منافع مليشان، در مد نظر قرار می دهند و از آن دفاع می نمايند؛ و از طرف ديگر در مراحل گوناگونی که مبارزه پرولتاريا و بورژوازی طی می کنند، آنان هميشه نمايندگان مصالح و منافع تمام جنبش هستند.»

2- «کمونيستها عملاَ با عزمترين بخش احزاب کارگری  همه کشورها  و هميشه محرک جنبش به پيش اند.»

3- «از لحاظ تئوری مزيت کمونيستها نسبت به بقيه توده پرولتاريا در اين است که آنان به شرايط و جريان و نتايج کلی جنبش پرولتاری پی برده اند.»

4- «نزديکترين هدف کمو نيستها، متشکل ساختن پرولتاريا بصورت يک طبقه، سرنگون ساختن سيادت بورژوازی و احراز قدرت حاکمه سياسی پرولتاريا.» است

 هر کسی که مانيفست را خوانده باشد، می داند  که مارکس و انگلس اين بخش پايانی را پس از کمون پاريس يعنی اولين حکومت ديکتاتوری پرولتاريا، کهنه اعلام کردند (همان پيشگفتارچاپ آلمانی) و گفتند «کمون پاريس» يعنی «مبارزه تاريخی جاری» در پاريس در سال 1870 «ثابت کرد که طبقه کارگر نمی تواند به طور ساده ماشين دولتی حاضر و آماده ای را تصرف کند و آنرا برای مقاصد خويش بکار اندازد» بلکه همچنانکه در کتاب جنگ داخلی در فرانسه شرح دادند، بايد بوسيله انقلاب مسلحانه وقهرآميزآنرا خرد نمايد و ديکتاتوری پرولتاريايی خويش را برقرار سازد.

 بر چنين مبنايی است که بايد به تفسير اين سخنان مارکس و انگلس  پرداخت :

«نظريات تئوريک کمونيستها بهيچوجه مبتنی بر ايده ها و اصولی، که يک مصلح جهان کشف و يا اختراع کرده باشد، نيست.اين نظريات فقط عبارت است از بيان کلی مناسبات طبقاتی واقعی مبارزه جاری طبقاتی و آن جنبش تاريخی که در برابر ديگان ما جريان دارد و...»

دربخش نخست اين عبارت که ورد زبان اکونوميستهاست، اولاَ اين نکته بديهی فرض می شود که کمونيستها، نظريات تئوريکی  دارند. نظريات تئوريک يعنی ايده ها و اصول. نمی توان نظريات تئوريکی داشت، ولی اين نظريات تئوريک بر هيچ ايده و اصولی استوار نباشد. نظريات تئوريک بدون ايده ها و اصول؟ اين تناقضی درمعنی خواهد بود. 

بر اين نکات بايد تأکيد کرد زيرا دسته ای ازاکونوميستها به اين سخن مارکس و انگلس در آغاز همين فصل مانيفست اشاره می کنند که «آنها (کمونيستها) اصول ويژه ای را به ميان نمی آورند که بخواهند جنبش پرولتاری را در چارچوب آن اصول ويژه بگنجانند.» دراينجا روشن می شود که برعکس، کمونيستها نظريات تئوريکی دارند که مبتنی بر«ايده ها واصول ويژه» است. اين ايده ها و اصول عبارتند از:

 مصالح مشترک همه پرولتاريا، صرف نظر از منافع ملی. اين مصالح مشترک به معنای  موجوديت منافع عام در برابر منافع خاص ، کلی در برابر جزئی است.

مصالح و منافع تمام جنبش در برابر منافع و مصالح پرولتاريا در مراحل گوناگون مبارزه طبقاتی. اين مصالح و منافع تمام جنبش در مقابل مصالح و منافع مقطعی آن نشانگر موجوديت «هدفی نهايی» و «دراز مدت» در برابر «اهداف مقطعی» و «کوتاه مدت» است.

نتايج «کلی» جنبش طبقه کارگر در شکل « تئوری»  در برابر «تجربه گرايی» موجود در ميان توده کارگران.

 تمامی اين نکات در يک سلسله «ايده ها و اصول» بيان می شود و بر مبنای چنين «ايده ها و اصولی» و چنين ديدگاه های تئوريکی:

«کمونيستها عملاََ با عزمترين بخش احزاب کارگری همه کشورها  و هميشه محرک جنبش به پيش اند.» و نزديک ترين هدف خود را نه صرفا مبارزه ضد سرمايه داری بلکه:

 «متشکل ساختن پرولتاريا بصورت يک طبقه (توسط حزب کمونيست انقلابی)، سرنگون ساختن سيادت بورژوازی (بوسيله قهرانقلابی) و احراز قدرت حاکمه سياسی پرولتاريا (يا ديکتاتوری پرولتاريا)» می دانند. چنينند «احکام واصولی» که اکونوميستها عامدانه ناديده می گيرند.

دوماَ پرسش اصلی که در بخش دوم عبارت به آن پاسخ داده می شود اينست که نظريات تئوريک کمونيستها  که علی القاعده مبتنی بر«ايده ها و اصول ويژه»ای است، چيزهايی نيست که يک مصلح جهان (مثلاَ خود  مارکس و انگلس) «سرخود» از خود کشف و يا اختراع کرده باشند. بلکه اين نظريات تئوريک؛ اين ايده ها و اصول از جنبش «تاريخی و جهانی» (و نه جنبش قسمی يا روزمره  و در سطح يک کشور) که در برابر «ديدگان ما» جريان دارد، بيرون آورده شدند.        

بدين ترتيب  می توانيم استنتاج کنيم که  کمونيستها هيچ  تئوری واصول ويژه ای «از خود» به ميان نمی آورند، بلکه اين اصول ويژه و تاريخی را از «پراتيک مبارزات طبقاتی» کارگران و توده ها و با تحليل و نقد آنها استخراج می کنند و «راهنمای» جنبش و پراتيک بعدی مبارزه طبقاتی کارگران و زحمتکشان می سازند.

                                           

 ب- تحريف ذهنی گرايانه و دگماتيستی

 تحريف دوم از طرف دگماتيک هاست :

آنان در برابر اکونوميستها استدلال می کنند که، ايده ها و اصول ويژه مارکسيسم از آنچه مارکس آنرا «مبارزه طبقاتی جاری» و «جنبش تاريخی که در برابر ديدگان ما جريان دارد» می نامد، استخراج نشده اند، زيرا تمامی آنچه «جنبش تاريخی موجود» و «مبارزه طبقاتی جاری» ناميده شده، تماماَ «مبارزه اقتصادی» بوده است. و اصول ويژه مارکسيسم ربطی به مبارزه طبقاتی جاری وجنبش تاريخی موجود که در برابر ديدگان ما جريان دارد، ندارد.

بدين ترتيب مشخص نيست که  اين نظريات تئوريک و اين ايده ها و اصول اگر از مناسبات موجود و جنبش و مبارزه طبقاتی تاريخی و جاری استخراج نشده اند، پس از کجا پيدا شده اند؟ آيا  کشفی بيرون از اين مبارزه بوده اند؟ آيا اختراع گرديده اند؟ مثلاََ مفهوم ارزش اضافی، اجتماعی شدن توليد، و يا ايده های قهرانقلابی و يا ديکتاتوری پرولتاريا از کجا پيدا شده اند؟

و اما اگر اين جنبش و مبارزه طبقاتی  تنها  در شکل مبارزه اقتصادی نبوده است، بلکه مبارزه سياسی چارتيستها، مبارزه سياسی طبقه کارگر در فرانسه در سالهای 1851-1848 و قيام ژوئن کارگران پاريس و کسب قدرت درکمون پاريس  و مبارزات سياسی کارگران آلمان راهم در بر می گيرد، به اين معنی است که اين نظريات تئوريک و ايده ها و اصول ازمبارزه طبقاتی کارگران و زحمتکشان استخراج گرديده و بايد به عنوان راهنمای کارگران و زحمتکشان در همان کشور و يا کشورهای ديگر در مبارزه طبقاتی کارگران وزحمتکشان بکار بسته شود؛ و در صورت ناسازگاری آن با واقعيت های مبارزه طبقاتی جاری و موجود، جرح وتعديل گشته، حک واصلاح شود. ونه اينکه به گونه ای مجزا از اين مبارزات طبقاتی، به عنوان يک حرکت مستقل از اين مبارزات و توسط يک گروه صرف روشنفکران، جدا از توده ها و پراتيک آنها، بکار بسته شود.

نکته دوم در مورد «دگماتيگها» اينست که آنگاه که ما اصول تدوين شده را نه بيرون آمده از مبارزه طبقاتی کارگران و زحمتکشان، بل انکشاف ذهنی بوسيله يک انديشمند بدانيم که ربطی به واقعيت عينی (در اينجا مبارزه طبقاتی عينی توده ها) ندارد، اين اصول چگونه تغيير خواهند کرد؟ وچگونه بخش های کهنه ی آن حذف و بخش های نوينی به آن افزوده خواهد شد؟ و يا بطور کلی يک دگرديسی و تحول و تکاملی جهش گون را طی خواهد کرد؟

 در صورتی که ما مبارزه عينی طبقاتی را فقط به مبارزه صرفاَ اقتصادی محدود کنيم و مبارزات خود بخودی سياسی را که گاه اشکال شورش و قيامهای سياسی بخود می گيرد، نبينيم؛ قادر نخواهيم بود رابطه زنده و پر تحرک تئوری و پراتيک را درک کنيم. از رابطه متقابل متضاد ميان مبارزات خودانگيخته و مبارزات آگاهانه غافل خواهيم شد و نقش خلاقانه توده ها را در تکوين تئوری انقلابی، درنخواهيم يافت.

  به اين ترتيب، تکوين تئوری به خود تئوری و تنها به «عقلا و مصلحان» بستگی خواهد يافت و در نتيجه  به دگم ذهنی تبديل شده و ناتوان از ايفای نقش در قبال واقعيت زنده مبارزه طبقاتی خواهد بود.

 

افزوده

1- همه بازگفت ها از مانيفست. ترجمه فارسی. انتشارات مرکزی کومله. چاپ سوم  فروردين 1365 صفحات2و56-55


ادامه مطلب
+ تهیه شده در  دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 4:5 PM  توسط نیهایت ولدی  | 

 

                    کلیسا از سرچشمه گندیده و ضد کودک است!

                         سکس در بين مقدسين و نزديکان به خدا

اعظم کم گویان

.......طی سال های اخیر، کلیسای کاتولیک آمریکا درگیر صدها رسوایی بزرگ مربوط به آزار جنسی کودکان توسط دست اندرکاران رده بالای خود و مقامات بیشماری در سلسله مراتب کلیسا بوده و این کلیسا برای حل این ماجراها تا کنون حدود دو میلیارد دلار غرامت پرداخته است. ماجراى لاپوشانى افتضاحات اخلاقى کليساى کاتوليک توسط کاردينال اعظم کليساى کاتوليک در بوستون ايالت ماساچوست آمريکا سوژه داغ رسانه ها و موضوع نفرت و انزجار افکار عمومى در نيمه اول سال ٢٠٠٢ بود. کاردينال اعظم برنارد لا طى 10  سال گذشته مبالغ قابل توجهى از اموال کليسا از قبيل ٦٠ درصد سهام و ٩٨ درصد سپرده ها و برخى از مستغلات کليسا را فروخته و...در ادامه مطلب

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در نقد سوسیالیسم عرفانی " دوران گذار " بتلهایم
ایرج آذرین
چاپ دوم : اکتبر ٢٠٠٧- مهر ١٣٨٦
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کتاب یک قرن مبارزه طبقاتی در ایران
مجمد حسین  ٣١ فروردين ١٣٨٧
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
"مقالات و اطلاعیه های روز جهانی کارگر"
 
با گامهایی استوار و آروزهایی انسانی به پیشواز اول ماه مه می رویم!!!   
‹‹ شوراي همكاري تشكل ها و فعالين كارگري››
٣١ فروردين ١٣٨٧
به سرکوب و دستگیری برگزار کنندگان
مراسم اول ماه مه در سنندج اعتراض کنیم!!!
  
‹‹ شوراي همكاري تشكل ها و فعالين كارگري››
اردیبهشت ١٣٨٦-می٢٠٠٧
درباره حداقل حقوق کارگران در سال ٨٦  
آرش صفار
اردیبهشت ١٣٨٦-می٢٠٠٧
اول ماه مه روزجهانی کارگرراهرچه باشکوه تربرگزارکنیم  
شورای همکاری تشکل ها وفعالین کارگری
فروردین ١٣٨٦-اپریل ٢٠٠٧
در آستانه روز کارگر، محمود صالحی دستگیر شد  
خانه کارگر آزاد
فروردین ١٣٨٦-اپریل ٢٠٠٧
محمود صالحی را آزاد کنید!  
کمیته همبستگی کارگران ایران و سوید
اردیبهشت ١٣٨٦- اپریل ٢٠٠٧
گزارشی از اخبار جنبش کارگری در چند ماه اخیر  
کیوان امیری الیاسی
اردیبهشت ١٣٨٦-می٢٠٠٧
همبستگی کارگری ویژه اول ماه مه   
گاهنامه کمیته همبستگی کارگران ایران و سوید
اردیبهشت ١٣٨٦-می٢٠٠٧
فراخوان اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار به مردم سنندج  
اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار
اردیبهشت ١٣٨٦-می٢٠٠٧
بیانیه نشریه دانشجویی « به پیش »
پیرامون دستگیری « محمود صالحی »
  
هییت تحریریه « به پیش »
اردیبهشت ١٣٨٦-می٢٠٠٧
فعالین دستگیر شده روز کارگر
باید فورا و بدون قیدو شرط آزاد شوند
  
اطلاعيه كميته اجرايى اتحاد سوسياليستى كارگرى
به مناسبت روز كارگر
اردیبهشت ١٣٨٦-می٢٠٠٧
كارگران واحد توانستند، كارگران ايران مى توانند    اطلاعيه كميته اجرايى اتحاد سوسياليستى كارگرى
به مناسبت روز كارگر ١٣٨٥
می ٢٠٠٦-اردیبهشت ١٣٨٥
پیش بسوی ایجاد تشکلهای کارگری    زنده باد روز کارگر
کمیتهً اجرایی اتحاد سوسياليستى کارگرى - اردیبهشت ١٣٨٤-آوریل ٢٠٠٥
جنبش کارگرى و مصافهاى آينده
به مناسبت اول ماه مه، روز کارگر
   کمیتهً اجرایی اتحاد سوسياليستى کارگرى - اردیبهشت ١٣٨٣-آوریل ٢٠٠٤
اولین نیاز کارگران تشکل است ( بمناسبت اول ماه مه روز کارگر)  
کمیتهً اجرایی اتحاد سوسياليستى کارگرى ،اردیبهشت ١٣٨٢-آوریل ٢٠٠٣
کارگران ایران متشکل شوید! ( بمتاسبت اول ماه مه روز کارگر)   
اردیبهشت ١٣٨١-می ٢٠٠٢ کمیتهً اجرایی اتحاد سوسياليستى کارگرى
اول ماه مه، روز اتحاد و همبستگی کارگران گرامی باد  
اتحاد سوسياليستى کارگرى ،اردیبهشت ١٣٨٠-می ٢٠٠١
بیانیه اعلام موجودیت اتحاد سوسیالیستی کارگری   شورای مرکزی اتحاد سوسياليستى کارگرى به مناسبت اول ماه مه می ٢٠٠٠ -ارديبهشت ١٣٧٩
اول ماه مه روزجهانی کارگرراهرچه باشکوه تربرگزارکنیم    شورای همکاری تشکل ها وفعالین کارگری
بیانیه شماره 1 اپریل ٢٠٠٧-فروردین ١٣٨٦
انگلس در مورد اول ماه مه    فريدريش انگلس - اردیبهشت ١٣٨٦
کنفرانس بين الملل سوسياليست در آمستردام    قطعنامه بين الملل دوم - اردیبهشت ١٣٨٦
منشاء های روز [اول ماه] مه چه هستند؟    روزا لوکسامبورگ، اردیبهشت ١٣٨٦
ما و اول مه ٨٣    رضا مقدم- به نقل از نشريه بارو شماره ٢١، مرداد ١٣٨٣- اوت ٢٠٠٤
زنده باد مراسم مستقل روز کارگر    رضا مقدم- به نقل از نشريه بارو شماره 7، اردیبهشت ١٣٨١- آوریل ٢٠٠٢
چگونگی برگزاری اول ماه مه ١٣٨٥ در سنندج   :کمیته برگزاری اول مه ١٣٨٥ در سنندج-می ٢٠٠٦-اردیبهشت ١٣٨٥
زند باد همبستگى جهانى کارگران    انجمن کارگرى جمال چراغ ويسى-به نقل از نشريه بارو شماره ١٧، اسفند ١٣٨١- فروردين ١٣٨٢- آوريل ٢٠٠٣
حمله و دستگیری فعالین کارگری موقوف!   کميته اجرايى اتحاد سوسياليستى کارگرى ارديبهشت ١٣٨٤ می ٢٠٠٥
دستگيرشدگان اول ماه مه را آزاد کنيد   کميته اجرايى اتحاد سوسياليستى کارگرى اول ماه مه ٢٠٠٤
جنبش کارگرى و مصافهاى آينده    اطلاعيه اتحاد سوسياليستى کارگرى به مناسبت اول ماه مه می ٢٠٠٢ -ارديبهشت ١٣٨٣
بمناسبت اول ماه مه  جمعى از کارگران ايران خودرو   ٨ ارديبهشت ١٣٨٥
روز جهانی در دفاع از کارگران ایران     کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری - ١٩ بهمن ١٣٨٤
گزارش مراسم اول ماه مه ٢٠٠٥ تالار گل سرخ   کميته هماهنگى براى ايجاد تشکل کارگرى   خرداد ١٣٨٤
گزارشى از برگزارى اول ماه مه در سقز   انجمن کارگرى جمال چراغ ‌ويسى   اول مه ٢٠٠٥
گزارشى از برگزارى اول ماه مه در بوکان   انجمن کارگرى جمال چراغ ‌ويسى   اول مه ٢٠٠٥
برنامه هاى ويژه اول ماه مه - اتاق خانه کارگر آزاد    اطلاعيه اول   اطلاعيه دوم    اطلاعيه سوم    اطلاعيه چهارم    اطلاعيه پنجم
ايران: فعالين کارگرى اول ماه مه را جشن خواهند گرفت
کنفدراسيون بين المللى اتحاديه هاى آزاد کارگرى  ترجمه اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران
اول مه، روز جهانى کارگر گرامى باد   انجمن کارگرى جمال چراغ ‌ويسى   ٢٩ فروردين ١٣٨٤
پرشکوه باد مراسمهاى اول ماه مه   على خدرى   آوريل ٢٠٠٥
برنامه هاى ويژه اول ماه مه    اتاق خانه کارگر آزاد - ويژه اول ماه مه  
قطعنامه مراسم روز جهانی کارگر   شورای کارگران برگزار کننده مراسم اول ماه مه    ١٢ ارديبهشت ١٣٨٣
گزارش مراسم گلگشت به مناسبت برگزارى اول ماه مه   جمعى از کارگران مراسم خور جاده چالوس    ١٥ ارديبهشت ١٣٨٣
زنده باد همبستگی جهانی کارگران   به نقل از نشریه بارو شماره 17، اسفند ١٣٨١

ادامه مطلب
+ تهیه شده در  جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 2:16 PM  توسط نیهایت ولدی  |